فارسی
چهارشنبه 30 مرداد 1398 - الاربعاء 19 ذي الحجة 1440

  868
  0
  0

هيچ باكى از مرگ نداشتم!

هيچ باكى از مرگ نداشتم!

 امام صادق عليه السلام فرمود: روايت شده به سند صحيح از سلمان فارسى رضى الله عنه كه گفت: بر رسول خدا وارد شدم، به من توجه فرمود و چنين گفت: اى سلمان! خداوند پيامبرى را نفرستاد مگر اين كه براى او دوازده نقيب بوده است، عرضه داشتم: اين حقيقت را از پيروان تورات و انجيل شنيده ‌ام، فرمود: اى سلمان! آيا نقباى دوازده گانه مرا كه خداوند متعال آنان را براى مقام امامت و وصايت انتخاب فرموده مى‌ شناسى؟

گفتم: خدا و رسول او به اين حقيقت آگاه ترند.

فرمود: خداوند مرا از نور خالص و صاف خود به وجود آورد و سپس مرا براى اطاعت و بندگى خود دعوت كرد و من اجابت نمودم و از نور من على بن ابيطالب را آفريد و او را به مقام اطاعت و پيروى خود خواند و او قبول كرد و از نور من و على، دخترم فاطمه را آفريد و او را نيز به اطاعت دستورهاى خود دعوت نمود و او پذيرفت و از نور من و على بن ابيطالب و فاطمه دخترم، حسن و حسين فرزندانم را آفريد و آن ها نيز دعوت حق را به اطاعت اجابت نمودند و از اين جهت ما را با پنج اسم از اسماى خود ناميد.

 

پس خداوند متعال محمود و من محمد هستم و او على و بلند مقام و اين پسر عمويم على است و خداوند فاطر و شكافنده حق از باطل و نور از ظلمت است و دخترم فاطمه قطع كننده و جدا سازنده است و حضرت او صاحب نيكى‌ ها و احسان و فرزندم حسن است و ديگرى حسين!

و خداوند بزرگ از نور فرزندم حسين نُه فرزند آفريد كه پيشوايان دين من هستند و ايشان را براى بندگى و اطاعت اوامر خود دعوت فرمود و آنان قبول كردند و اين برنامه پيش از آفرينش خلق بود و در آن وقت ساختمان آسمان و گسترش زمين و وجود هوا و مَلَك و انسان صورت نگرفته بود، ما در آن هنگام انوارى بوديم كه پروردگار بزرگ را تسبيح و تقديس كرده و فرمان او را شنيده و پيروى مى ‌نموديم.

سلمان گويد: گفتم: يا رسول اللَّه، پدر و مادرم به فدايت، براى كسى كه ايشان را آن طور كه بايد بشناسد چه پاداشى است؟ فرمودند: اى سلمان! هر كس آنان را آن طور كه بايد، بشناسد و از آنان پيروى كند و آنان را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزارى جويد، به خدا سوگند از ماست، هر جا ما وارد شويم وارد مى ‌شود، هر جا ما ساكن شويم سكونت كند.

 

فرمود: پس از او على سيدالعابدين است و بعد از او فرزندش محمد كه شكافنده علوم اولين و آخرين از ميان انبيا و مرسلين است، و سپس فرزندش جعفر است كه لسان صادق پروردگار خواهد شد و بعد از او فرزندش موسى است كه فرد برنده خشم و غضب خويش مى‌ باشد از لحاظ صبر و بردبارى در راه پروردگار و پس از او فرزندش على الرضاست كه در برابر تقدير و حكم‌ هاى الهى كه پوشيده است راضى است.

بعد از او فرزندش محمد است كه برگزيده خلق اوست و پس از او فرزندش على است كه هدايت كننده به سوى خداست و سپس فرزند او حسن است كه صامت و نگهدارنده و امين اسرار الهى است و بعد از او فرزندش فلان است كه نام او را ذكر فرمودند و او گوينده به حق و قيام كننده در راه الهى است.

سلمان گفت: من گريه كردم و سپس عرضه داشتم: يا رسول اللَّه! آيا من تا زمان آنان باقى خواهم بود؟

فرمودند: بخوان آيه شريفه را: «و حكم كرديم به بنى ‌اسرائيل كه هر آينه فساد و شر برمى ‌انگيزيد در دو مرحله و در روى زمين بزرگى و بلندى مى طلبيد و چون وعده مرحله اول فرا رسيد، مبعوث مى ‌كنيم بندگانى را كه شدت و حدّت دارند، پس نفوذ مى‌ كنند در خلال محوطه ‌ها، و وعده پروردگار متعال واقع و محقق خواهد شد، سپس برمى ‌گردانيم قوت و عظمت و بلندبى شما را و مسلط مى ‌كنيم شما را بر ديگران و تأييد مى ‌كنيم شما را به اموال و فرزندان و قرار مى‌ دهيم شما را پرجمعيت ‌ترين گروه ها.

 

سلمان گفت: گريه ‌ام شديد شد و شوقم به ديدار آن اوليا الهى بيشتر گشت، عرض كردم: يا رسول اللَّه! آيا اين جريان و مغلوبيت و مظلوميت با سابقه عهدى خود شما مى باشد؟

  فرمودند: آرى، سوگند به خداوند بزرگ اين جريان را با سابقه عهدى من و على بن ابى طالب و دخترم فاطمه و فرزندانم حسن و حسين و نُه فرزند از اولاد فرزندم حسين و آن كسى كه از ماست و هر شخصى كه در راه ما مظلوم مى‌ باشد و هر كسى كه به مرتبه خلوص ايمان نائل باشد، صورت گرفته است!

آرى، سوگند به پروردگار بزرگ اى سلمان، پس از اين در مرحله دوم حاضر مى شود و روى كار مى ‌آيد. ابليس و پيروان و ياران او و آن كسانى كه عناد و كفر خود را به درجه كامل رسانيده ‌اند، و در پايان اين مرحله باز خداوند آنان را مى گيرد، و در مقابل اعمال ناشايست و كفر و الحاد و تجاوز و عصيان، آنان را مؤاخذه و قصاص و عقاب نمايند و خداوند هرگز به كسى ستم روا نمى ‌دارد.

 

و ما هستيم مصداق تأويل اين آيه شريفه: «ما مى ‌خواهيم احسان كنيم به آن كسانى كه ضعيف شده اند در روى زمين و آنان را پيشوايان مردم قرار داده و پس از هلاك ديگران وارثين آنان گردند، و ما آنان را در روى زمين نيرومند كرده و برقرار مى ‌كنيم، و فرعون و هامان و پيروان آنها را نشان مى‌ دهيم آنچه را كه وحشت داشته و از آن پرهيز مى ‌كردند».

سلمان گفت: من از خدمت حضرت رسول برخاستم، ولى به اندازه اى غرق فكر و انديشه شدم كه هيچ گونه باك نداشته و متوجه نبودم كه مرگ در كجا و چه وقت مرا مى‌ رسد، يا من به چه هنگام به مرگ خواهم رسيد؟! 

 

برگرفته از کتاب عرفان اسلامی ج13 نوشته استاد انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  868
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
      حکایت عیدی روز عید غدیر
      حق مهمان بر مهماندار
      تواضع امیرالمومنین (ع)
      نفرین و دعاى پدر
      زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا
      حكايتى از مرحوم شيخ عباس قمى‏ (صاحب مفاتیح الجنان)
      تأثير دعاهاى صحيفه سجاديه‏
      مرا قدرت ازدواج نیست!
      اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      يوسف زيباتر بود يا تو ؟
      حکایتی از لقمه حرام‏
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      ديگر دعايشان مستجاب نخواهد شد!
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز