فارسی
چهارشنبه 26 تير 1398 - الاربعاء 14 ذي القعدة 1440
  742
  0
  0

ابراهیم دیگر نفرین مکن

از مهربانی خدا خجالت بکشیم.

در تفسیر آیه شریفه :

( وَکَذلِکَ نُرِى اِبرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماوَاتِ وَالاَرْضِ وَلِیَکونَ مِنَ المُوقِنِینَ )(6) .

« و اینگونه ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم و براى این که از زمره اهل یقین گردد » .

نوشته اند که : خدا وقتى چشم انداز ابراهیم را همه آسمان ها و زمین قرار داد ، و همه حجاب ها را از دیده او برداشت ، و زمین و آنچه در او بود را مشاهده کرد ، مرد و زنى را در حال زنا دید ، همان لحظه نفرین کرد ، پس هر دو هلاک شدند ، سپس دو نفر دیگر را در آن حال دید ، باز نفرین کرد هر دو نابود شدند ، چون دو نفر دیگر را در آن حال دید و خواست نفرین کند به او وحى شد : نفرین خود را از بندگان و کنیزان من بردار ، یقیناً من آمرزنده و مهربان و بردبار و جبّارم ، گناهان بندگانم به من زیان و ضرر نمى رساند ، چنان که طاعتشان به من سود نمى دهد .

من با بندگانم یکى از سه کار را انجام مى دهم : یا توبه مى کنند و من توبه آنان را مى پذیرم و گناهانشان را مى آمرزم و عیوبشان را مى پوشانم . یا عذاب را از ایشان باز مى دارم ، چون مى دانم از صلب ایشان فرزندانى مومن به وجود مى آید ، پس با پدران ناسپاسشان مدارا مى کنم تا مومنان از صلب آنان به دنیا آیند ، وقتى مومنان به دنیا آمدند در صورتى که پدرانشان توبه نکرده باشند عذاب را بر آنان مقرر مى دارم . و اگر نه این بود و نه آن ، آنچه از عذاب در آخرت براى آنان آماده کرده ام بزرگ تر است از آنچه تو براى آنان مى خواهى .

اى ابراهیم ! مرا با بندگان خود واگذار که منم بردبار و دانا و حکیم و جبار ، به دانایى خود زندگى آنان را تدبیر مى کنم و قضا و قدرم را بر آنان جارى مى سازم

 

  742
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حکایتی از لقمه حرام‏
      خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
      سهولت عفو امام رضا(ع)
      وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
      طلب مقام از حضرت رضا(ع)
      انفاق امام على(ع)
       امیرالمؤمنین در بازار بصره
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      اثر بی‌حجابی

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      اگر بتوانی نمیری، مگر آن‌که اذان بگویی!
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      من آرزو داشتم که این جعفر مثل امام جعفر صادق بشود!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز