فارسی
شنبه 27 مهر 1398 - السبت 20 صفر 1441
  663
  0
  0

ابراهیم و نماز

دعای حضرت ابراهیم در حق هاجر و اسماعیل

ابراهیم بزرگ ـ که از او تحت عنوان بت شکن ، قهرمان توحید ، پدر انبیاء ، اوّاه ، حلیم ، صالح ، مخلص ، مخلّص ، موحّد ، و بیناى مُلک و ملکوت یاد مى شود ـ به فرمان حضرت حق ، هاجر و فرزند شیرخواره اش اسماعیل را از شام حرکت داد و به دلالت پروردگار راه پیمود تا به جایگاه کعبه رسید. پس، آن طفل شیرخوار و مادرش را بنا به خواست خداوند در آن سرزمین بى آب و علف با مختصرى طعام و پیمانه اى از آب پیاده کرد!! سپس از همسر مهربان خداحافظى کرد و اراده بازگشت نمود. در این وقت هاجر دامن ابراهیم را گرفت و عرضه داشت: چرا مى روى و به کجا خواهى رفت؟ ما را در این دشت هولناک و زمین بى آب و علف به که وامى گذارى؟ ابراهیم التماس هاجر را نادیده گرفت و با آرامشى که خاصّ عاشقان و اولیاى خداست به هاجر فرمود: اینکه تو و این طفل گرسنه را در این بیابان مى گذارم فرمان اوست .هاجر چون این آهنگ گرم و دلپذیر را شنید به جاى خود بازگشت و در برابر حکم حکیمانه حق تسلیم شد و پیش خود گفت: اگر ماندن من با این کودک در این بیابان وحشتزا فرمان خداست باک ندارم، زیرا همو حافظ و نگهبان من و کودک من است. ابراهیم عزیز بازگشت. گواینکه فراق فرزند که تنها چراغ زندگى او بود قلبش را سخت مى فشرد، اما ایمان او به خداوند نیز او را از آن منطقه با کمال آرامش و اطمینان دور مى ساخت ودر حالى که مرکب به جلو مى راند دست به سوى حق برداشت و چنانکه قرآن مجید مى فرماید، عرضه داشت:

( رَبَّنَا اِنِّی اَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتی بِوَاد غَیْرِ ذِی زَرْع عِندَ بَیْتِکَ الْمفحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاَهَ ) پروردگارا! من زن و فرزند خود را در بیابانى خشک و سوزان در کنار خانه تو قرار دادم پروردگارا: براى اینکه نماز به پاى دارند .ابراهیم بزرگوار به نقل از قرآن مجید درخواستهاى بسیار مهمّى از حضرت حق داشت. خداوند مهربان تمام دعاهاى ابراهیم را اجابت فرمود، که از جمله درخواستهاى آن مرد بزرگ یکى این بود :

( رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ)

پروردگارا! من و فرزندانم را به پادارنده نماز قرار ده و درخواست مرا به پیشگاه لطف و عنایتت بپذیر.


منبع : پایگاه عرفان
  663
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حكايت گرگان و كرمان‏
      حكايتى عجيب از اميرالمؤمنين عليه السلام‏
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      ياران ابی عبدالله(ع) در قلّه افتخار
      توبه یزید بن معاویه!
      تواضع امام حسین(ع) در برابر كارگران
      رفیق صمیمی امام حسین (ع)
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
      رسم عاشقی مردان خدا

بیشترین بازدید این مجموعه

      داستان تجارت دوست امام صادق‏
      حکایتی از لقمه حرام‏
      رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
      داستان قارون و ثروت او
      چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      داستان عجيب سليمان اعمش‏
      حکایتی از تقوای یک عالم
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز