فارسی
جمعه 15 فروردين 1399 - الجمعة 9 شعبان 1441
  139
  0
  0

پايان مصايب ايّوب

 

جبرئيل گفت: خداوند مي‌فرمايد: اين چشمه، چشمۀ آب سرد است. خداوند مي‌فرمايد:

(ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ)

در اين چشمه آب سرد برو که آب سلامت است. با بدن تاول و زخم، در چشمه رفت؛ و پوست و بدن و قيافۀ او مانند يك جوان شد. لباس‌ها را پوشيد و نشست.

 

همسر او هم در شهر نگران بود؛ شوهرم مرا بيرون کرده اما نمي‌شود تنهايش بگذارم. يک ظرف غذا برداشت و لب چشمه آورد. گفت: آقا ما يک مريض اينجا داشتيم؛ کجاست؟ قدرت حرکت نداشت و تمام بدنش زخم بود. ايوب به پروردگار گفت: من قسم خوردم كه صد تا تازيانه به او بزنم. قسمم را چه کنم؟ خداوند فرمود: به قسمت عمل کن. اما صد تا علف نرم و نازک را بشمار و يک نخ به آن ببند و آرام از روي لباس به پشتش بکش. من قسم تو را قبول مي‌کنم. خداي مهربان چيزهاي خيلي آسان را به جاي چیزهای سخت، قبول مي‌کند.


منبع : پایگاه عرفان
  139
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      صورت برزخى گناهان دنيايى‏
      تفاوت «ضرر» و «خسران»
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      نتيجه تكبر و غرور
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      تفاوت مودّت با محبت
      خداوند هیچ مؤمنی را طرد نمی‌کند
      اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز