فارسی
شنبه 03 اسفند 1398 - السبت 27 جمادى الثاني 1441
  325
  1
  0

حالات معنوى آخوند كاشى‏

 

يكى از تربيت شدگان علمى و عملى مرحوم آخوند كاشى، فقيه بزرگ مرحوم حاج آقا رحيم ارباب بود.

اين فقير دو بار براى زيارت اين مرد بزرگ به اصفهان رفت و هر بار از خرمن فيض آن جناب بهره ها گرفت.

اين مرد بزرگ از حالات معنوى و روحى استاد عاليقدرش مرحوم آخوند كاشى مسائلى بس مهم نقل مى كرد.

يكى از طلبه هاى مدرسه صدر (محل سكونت آخوند كاشى) كه داراى حالات معنوى و عرفانى بود مى گويد: شبى براى عبادت و مناجات با قاضى الحاجات از خواب برخواستم، وقتى وضو گرفتم و آماده برنامه شدم، ناگهان ديدم تمام در و ديوار مدرسه و سنگ ريزه ها و برگ درختان در پاسخ ناله انسانى دل سوخته كه به نواى «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ» مترنم است، در ترنمند.

خداوندا! اصل ناله و صدا از كيست و اين چه صدايى است كه تمام موجودات مدرسه با او هم آهنگند؟

مشغول تحقيق شدم نزديك حجره آخوند رسيدم، ديدم محاسن سپيد را روى خاك گذاشته، در حالى كه چون سيلاب از دو ديده اشك مى بارد، اين ذكر شريف را مى گويد: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ» و در و ديوار مدرسه و درختان و نباتات به دنبال او اين ذكر را مى گويند؛ از هيبت ذاكر و ذكر و مذكور، نعره اى زدم و غش كردم، چون به هوش آمدم به حجره خود برگشتم؛ وسط روز خدمت استاد رسيدم، با حالتى پر از اعجاب و بهت و حيرت به حضرت استاد عرضه داشتم كه داستان ديشب چه بود كه مرا سخت به تعجب انداخت؟ آخوند كاشى در كمال سادگى به من گفت: تعجب از توست كه به چه علت گوش تو باز شد، تا چنين برنامه اى را شنيدى! هان تو چه كرده بودى كه در برابر اين برنامه توفيق شنيدن يافتى؟


منبع : پایگاه عرفان
  325
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!
    داستان قارون و ثروت او
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
    حکایتی از اعتماد و توكل بر حق‏
    پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)
    تواضع امیرالمومنین (ع)
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

بیشترین بازدید این مجموعه

      تواضع امیرالمومنین (ع)
      حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
      نصيحت شيطان به نوح
      حكايت گرگان و كرمان‏
      رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
      وقتى حكومت از تشيع من با خبر شد، مرا از اداره بيرون كرد
      داستان قارون و ثروت او
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!

 
نظرات کاربر
الله اکبر الله اکبر
پاسخ
0     0
21 مهر 1392 ساعت 11:17 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز