فارسی
دوشنبه 28 بهمن 1398 - الاثنين 22 جمادى الثاني 1441
  283
  1
  0

خداوند، پناهگاه واقعى انسان‏

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد نهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

  

انسانِ توحيدى، از آن جا كه حق را متجلّى در همه ظهوراتش مى بيند از هيچ چيزى به غير از حق ترس و حساب نمى برد. به ويژه در گرفتارى ها وغم ها تنها پناه و دستگيره را ذات حق تعالى مى داند.

رسول اللّه صلى الله عليه و آله در وصايان خويش به حضرت على عليه السلام فرمود:

يا عَلِىُّ أَمانٌ لِأُمَّتِى مِنَ الْهَمِّ؛ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ الَّا بِاللَّهِ لامَلْجَأَ وَ لامَنْجى مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ. «1»

اى على عليه السلام ذكر

«لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ الَّا بِاللَّهِ»

هيچ گردش و نيرويى نيست مگر به سبب خداوند؛ و پناه و گريزى از خدا به جز به سوى او نيست كه امت مرا از غم و اندوه در أمان مى دارد.

خداوند متعال در دنيا به لطف و رحمت خودش مؤمن و كافر را در پناه خود از نعمت ها بهره مند مى سازد و حتى خطرات و آسيب هاى بسيارى را از آنان دور مى سازد. امّا در آخرت ديگر جاى لطف و گذشت نيست، بلكه محل پاداش و كيفر است كه بايد هر انسانى به حق خود برسد.

از بدبختى هاى بسيارى از آدميان در قيامت؛ نداشتن سرپناه و ياورى براى نجات است. آنان كه رشته هاى ارتباط خود را با پروردگار و بندگان خالص و انبيا و اوليا بريده اند در آن جا يار و ياورى ندارند. ابزارهاى مادى از كار مى افتد و دوستى ها و رابطه ها برچيده مى شود و هر كس را خداوند گمراه سازد، راه نجات و پناهى براى او نيست.

پروردگار در سوره شورى به اين نكته هاى اساسى توجه داده و مى فرمايد:

اسْتَجِيبُواْ لِرَبّكُم مّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌ لَّامَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُم مّن مَّلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ مَا لَكُم مّن نَّكِيرٍ» «2»

پيش از آن كه روزى فرا رسد كه از سوى خدا هيچ بازگشتى براى آن نيست، پروردگارتان را اجابت كنيد، آن روز براى شما هيچ پناهگاهى و هيچ راه انكارى [نسبت به اعمالى كه مرتكب شده ايد] وجود ندارد.

اگر كافران خيال كنند در آن روز پناهگاهى غير سايه لطف او و حامى اى غير رحمت او باشد سخت در اشتباهند، حتى سايبان هم كه جلوگير عذاب الهى باشد، وجود ندارد.

آنگاه كه حق تعالى مى فرمايد:

يَوْمٌ لَّامَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ» «3»

روزى فرا رسد كه از سوى خدا هيچ بازگشتى براى آن نيست.

مراد روز قيامت است نه روز مرگ؛ كه هيچ كسى در برابر اراده و فرمان او براى بازگشت نمى تواند تصميم بگيرد و حتى براى دفاع از گناهان هم راههايى كه تصوّر مى كند، بسته مى شود. از بازگشت يقينى و جان پناه و ابزار دفاعى و دوستى هم به طور كلى محروم است. و با حضور شهود و كاتبان اعمال، جاى انكار و عذر هم باقى نمى ماند.

أصمعى مى گويد:

نيمه شبى كه همه جا را سكوت فراگرفته بود به طواف خانه خدا رفتم؛ ديدم كه جوانى زيبارو و خوش قامت پرده كعبه را گرفته و با سوز و آه وصف ناپذيرى با خدا مناجات مى كرد:

چشم ها به خواب رفته است و ستارگان در آسمان دميده اند و تو پادشاه زنده و پايدار جهان هستى، در اين تاريكى شب همه شاهان، درهاى كاخ هايشان را بسته اند و نگهبانان بسيارى بر آن گماشته اند. ولى درِ خانه تو به روى نيازمندان همواره باز است و اين كه من به درگاه تو پناه آورده ام تا به من با نظر رحمت بنگرى، اى مهربان ترين مهربانان.

سپس حضرت اشعارى زيبا را سرود كه مفهوم آن اين است:

اى خدايى كه دعاى بيچارگان را در تاريكى هاى شب اجابت مى كنى و اى كسى كه دردها و رنج ها و بيمارى ها را برطرف مى كنى. همه مهمانان تو در اطراف خانه ات خوابيده اند و تنها تو هستى كه هرگز به خواب نمى روى، اى خداى قيّوم! پروردگارا! تو را به دعاهايى كه خودت آن را آموخته اى مى خوانم و از تو مى خواهم كه به حق خانه و حرمتت، به چشمان اشكبار من رحم كنى. اگر بخشش تو به مجرمان درگاهت نرسد، پس گنهكاران به درگاه چه كسى پناهنده شوند؟! ...

اصمعى گفت: از پى آن آقا رفتم تا شناختم كه ايشان زين العابدين عليه السلام است. «4» امام عليه السلام تنها منطقه ايمن را، باب رحمت پروردگار مى داند و به گرفتار مى آموزد كه به هر جا رود در امان نيست و تنها راه رهايى سرگشتگان برهوت دنيا، كوچ به خانه لطف و كرامت الهى است.

منطق امام عليه السلام، آموزش خودباورى از راه پيوند به خداوند است تا آدمى، راه را از چاه تشخيص دهد و به بهترين شكل براى آن چاره اى بيانديشد. چه بسيار حوادث و بلاهايى كه از كنار زمين بدون خطر مى گذرد و يا در آسمان، حوادث بزرگ كيهانى و برخورد اجرام فضايى به يكديگر بدون زحمت براى بشر عبور مى كنند؛ و يا آسيب هاى برگرفته از مسائل پيرامون ما مانند آلودگى هوا، بيمارى حيوانات، خطاهاى پزشكى و خطرات زندگى ماشينى كه بى شمار است كه ما از وجود و حدوث آن بى خبريم، خداى حكيم آنها را دور مى سازد و انسان در اين وضعيت هولناك با آسايش به زندگى خود ادامه مى دهد.

بنابراين حضرت سجّاد عليه السلام به بشر هشدار مى دهد كه يگانه نگهبان و يار و سايه اميد در زندگى، پناه خداوند منان است. با چنين خدايى، بنده بايد از ستايش و سپاس او غفلت نورزد و حضرت حق را در آرامش و امنيّت، از خاطر نبرد.

زيرا غالب مطلق بر نظام هستى، خداوند جبّار است كه آفرينش بر سلطه او مى چرخد و مردم از اين نظم و نظام احسن غافلند. همان گونه كه حق تعالى در قصّه يوسف عليه السلام مى فرمايد:

وَ اللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ» «5»

و خدا بر كار خود چيره و غالب است، ولى بيشتر مردم نمى دانند.

امام حسن عسكرى عليه السلام در تفسير بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ فرمود:

خداوند كسى است كه هر مخلوقى در هنگام نيازها و گرفتارى ها وقتى اميدش از همه، غير او قطع مى شود؛ و رشته هر سببى جز او بريده مى گردد؛ به او روى مى آورد مى گويد:

 

بِسْمِ اللَّهِ

 

. يعنى در همه كارهايم از خدايى كمك مى گيرم كه عبادت و پرستش سزاوار اوست و هر گاه فرياد خواهى شود به فرياد مى رسد. و هر گاه خوانده شود، اجابت مى كند.

اين همان نكته اى است كه مردى به امام صادق عليه السلام عرض كرد: اى پسر رسول خدا! مرا به وجود خدا راهنمايى كن كه مجادله كنندگان بر من هجوم آورده و مرا سرگردان كرده اند.

امام صادق عليه السلام به او فرمود: اى بنده خدا! آيا هرگز كشتى سوار شده اى؟ عرض كرد: آرى.

فرمود: آيا پيش آمده كه كشتى بشكند و در آن جا نه كشتى ديگر باشد كه تو را برهاند و نه شنايى كارساز باشد؟ عرض كرد: آرى.

فرمود: آيا در آن هنگام دلت متوجه موجودى شده است كه مى تواند تو را از هلاك نجات دهد؟ عرض كرد: آرى.

امام صادق عليه السلام فرمود: آن موجود، همان خداى توانايى است كه نجات بخشد؛ آن جا كه از هيچ منجى خبرى نيست؛ نجات مى دهد و آن جا كه فريادرسى نيست به فرياد مى رسد. «6»

 [ «3» وَ بِيَدِكَ يَا إِلَهِي جَمِيعُ ذَلِكَ السَّبَبِ وَ إِلَيْكَ الْمَفَرُّ وَ الْمَهْرَبُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَجِرْ هَرَبِي وَ أَنْجِحْ مَطْلَبِي «4» اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ صَرَفْتَ عَنِّي وَجْهَكَ الْكَرِيمَ أَوْ مَنَعْتَنِي فَضْلَكَ الْجَسِيمَ أَوْ حَظَرْتَ عَلَيَّ رِزْقَكَ أَوْ قَطَعْتَ عَنِّي سَبَبَكَ لَمْ أَجِدِ السَّبِيلَ إِلَى شَيْ ءٍ مِنْ أَمَلِي غَيْرَكَ وَ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى مَا عِنْدَكَ بِمَعُونَةِ سِوَاكَ فَإِنِّي عَبْدُكَ وَ فِي قَبْضَتِكَ نَاصِيَتِي بِيَدِكَ «5» لَا أَمْرَ لِي مَعَ أَمْرِكَ مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ عَدْلٌ فِيَّ قَضَاؤُكَ وَ لَا قُوَّةَ لِي عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطَانِكَ وَ لَا أَسْتَطِيعُ مُجَاوَزَةَ قُدْرَتِكَ وَ لَا اسْتَمِيلُ هَوَاكَ وَ لَا أَبْلُغُ رِضَاكَ وَ لَا أَنَالُ مَا عِنْدَكَ إِلَّا بِطَاعَتِكَ وَ بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ ]

اى خداى من! تمام آن وسايل و اسباب به دست اراده توست، و گريزگاه و پناهگاه به سوى توست، پس بر محمد و آلش درود فرست، گريزم را پناه ده، و خواسته ام را روا كن. خدايا! اگر روى كريمت را از من بگردانى، يا مرا از احسان بزرگت محروم كنى، يا روزيت را از من دريغ ورزى، يا رشته پيوندت را از من بگسلى، راهى براى دست يابى، به هيچ يك از آرزوهايم جز تو نيابم، و بر آنچه پيش توست، جز به يارى تو دست رسى پيدا نكنم؛ چرا كه من بنده تو، و در قبضه اراده توام. اختيارم به دست توست، با فرمان تو فرمانى براى من نيست. حكم تو در تمام شؤون زندگى من جارى است، و تقديرت درباره من عين عدالت است. مرا نيروى بيرون رفتن از قلمروى سلطنت تو نيست، و استطاعت تجاوز از حيطه قدرتت برايم وجود ندارد، و توان جلب دوستيت را ندارم، و به خشنوديت نمى رسم، و به آنچه نزد توست جز به طاعتت و فضل رحمتت، دست نمى يابم.

ريشه، تمام حقيقت دعاى بيست و يكم همين جمله اخير است:

راه جلب محبت حق، و رسيدن به خشنودى و رضايت مولا، و دست يافتن به رضوان و نعيم ابد، و مصون ماندن از عذاب و شقاوت، فقط و فقط طاعت و عبادت و توسل به فضل و رحمت دوست است، و اين طاعت و عبادت كه انبيا و امامان و كتب آسمانى اين همه بر آن اصرار دارند چيزى جز ايمان به خدا و قيامت و اخلاق حسنه و اعمال صالحه نيست.

اى كه با نيكان طمع دارى كه يابى ارتباط

 

با بدان منشين كه با ايشان مضرّست اختلاط

رو عدالت پيشه كن هر روز مى كن راستى

 

تا روى از عدل فردا راست بر روى صراط

چيست اين دنيا رباط و خلق دنيا كاروان

 

كاروان را بار بايد بستن آخر از رباط

رسم بى باكى نبخشد جز پريشانى بدست

 

جمعيت خواهى منه پا جز به راه احتياط

سالك بى رنج را نبود ز راحت لذتى

 

جان غمگين بيشتر مسرور گردد از نشاط

     

اين دُر نظمى كه نور از خامه ريزد دور نيست

 

گر به روى صفحه غلطد همچو گوهر بر بساط

     

 

(نور على شاه اصفهانى)

 [ «6» إِلَهِي أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَيْتُ عَبْداً دَاخِراً لَكَ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً إِلَّا بِكَ أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِي وَ أَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي فَأَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي وَ تَمِّمْ لِي مَا آتَيْتَنِي فَإِنِّي عَبْدُكَ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ الضَّعِيفُ الضَّرِيرُ الْحَقِيرُ الْمَهِينُ الْفَقِيرُ الْخَائِفُ الْمُسْتَجِيرُ «7» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لَا تَجْعَلْنِي نَاسِياً لِذِكْرِكَ فِيمَا أَوْلَيْتَنِي وَ لَا غَافِلًا لِإِحْسَانِكَ فِيمَا أَبْلَيْتَنِي وَ لَا آيِساً مِنْ إِجَابَتِكَ لِي وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّي فِي سَرَّاءَ كُنْتُ أَوْ ضَرَّاءَ أَوْ شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ بَلَاءٍ أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ أَوْ جِدَةٍ أَوْ لَأْوَاءَ أَوْ فَقْرٍ أَوْ غِنىً ]

خدايا! صبح و شب كردم، درحالى كه بنده خوار و بى مقدار توام. براى خود جز با كمك حضرتت بر جلب سودى و دفع زيانى قدرت ندارم. به آنچه درباره خود گفتم، شهادت مى دهم. به ناتوانى نيرويم، و كمى تدبيرم اعتراف مى كنم؛ پس آنچه را به من وعده دادى وفا كن، و آنچه را كه به اين بنده ات عطا فرموده اى، كامل ساز؛ زيرا كه من بنده بى نوا، ذليل، ناتوان، دردمند، كوچك، بى مقدار، تهى دست، ترسان و پناهنده به توام.

خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا نسبت به ياد خود در آنچه به من عطا كردى، فراموشكار مكن، و به احسانت در آنچه به من بخشيده اى غافل و بى خبر مساز، و از اجابت دعايم، گرچه تأخير افتد نااميد مكن. هر چند در خوشى باشم، يا ناخوشى، در سختى باشم يا رفاه، در سلامت همه جانبه باشم يا بلا، در تنگدستى و بيچارگى باشم يا نعمت، در دارايى باشم يا محنت، در تهيدستى باشم يا توانگرى.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بحار الأنوار: 74/ 60، باب 60، حديث 3؛ مكارم الأخلاق: 443.

(2)- شورى (42): 47.

(3)- شورى (42): 47؛ روم (30): 43.

(4)- بحار الأنوار: 46/ 80، باب 5، حديث 75؛ المناقب، إبن شهر آشوب: 4/ 151.

(5)- يوسف (12): 21.

(6)- بحار الأنوار: 3/ 41، باب 3، حديث 16؛ معانى الأخبار: 4، حديث 2؛ تفسير الإمام العسكرى: 21- 22، حديث 5- 6، سوره حمد.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  283
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    حضرت زهرا(س) زنی که بهشت مشتاق اوست
    حماسه وجود اخلاقى حضرت زهرا عليها السلام‏ در تاريخ
    فضیلت سوره یس و منزلت فاطمه زهرا(س)
    روز بخشیدن فدک به حضرت زهرا(س) به امر خدا
    زندگینامه حضرت ام البنین(سلام الله علیها)
    عواملی که باعث ترس از مرگ می شوند!
    براى سلامتى امام زمان (ع) دعا کنیم
    یک خواسته و 100 بار اعتراف!
    حضرت ام البنین(س)
    عفو و گذشت‏ در نگاه قرآن

بیشترین بازدید این مجموعه

      حماسه وجود اخلاقى حضرت زهرا عليها السلام‏ در تاريخ
      عفو و گذشت‏ در نگاه قرآن
      اسماء
      حد و مرز تواضع
      بخوانید مرا، تا اجابت کنم شما را!
      رفتار با همسر و فرزندانى كه هم فكر ما نیستند!
      نه واژه براى يك رمضان
      تداوم معنویت . . .
      با پدر و مادر، هم می‌توان بهشتی شد و هم جهنمی!
      آمدم ای شاه، پناهم بده...

 
نظرات کاربر
سیده سیمین شریعتی
واقعا ممنونم
پاسخ
0     0
3 مهر 1392 ساعت 09:47 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز