فارسی
چهارشنبه 13 فروردين 1399 - الاربعاء 7 شعبان 1441
  274
  0
  0

بى نياز كننده نيازمندان ناتوان‏

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد نهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

  

اى وجود مقدسى كه مستجمع تمام صفات كمالى، اى قدرت بى نهايت در بى نهايت، اى همه توان و قوت، اى مالك تمام عناصر، و خالق همه موجودات، اى تكيه گاه آدم و عالم، اى به دست دارنده مفاتيح غيب، اى به وجود آورنده حيات و مرگ، مگر نه اين است: در قرآن مجيد كه سند تمام حقايق ملكى وملكوتى است، اعلام داشته اى انسان از نظر خلقت موجودى ضعيف و ناتوان است؟!

مگر نفرموده اى: به خاطر اين ضعف و ناتوانى، اراده ام بر اين تعلّق گرفت كه كار را بر انسان به خصوص در نظام شريعت آسان بگيرم؟

يُرِيدُ اللّهُ انْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْانْسانُ ضَعيفاً» «1»

خدا مى خواهد [با تشريع ازدواج با زنان مؤمن، و ازدواج با كنيزان مؤمن، و ازدواج موقت، بار مشكلات زندگى و مشقت هاى روابط نامشروع جنسى را] بر شما سبك كند؛ و انسان [در برابر مشكلات و شهوات جنسى ] ناتوان آفريده شده است.

راستى، بدن ما از چه توان و قدرتى برخوردار است، و در مقابل حوادث داراى چه اندازه مقاومت است؟ اگر در برابر سيل، آتش سوزى، طوفان، رعد و برق، گردباد، تصادف، ميكرب، مرض، گرسنگى، تشنگى، برهنگى و مرگ قرار گيرد چه اندازه توان دفاع از خود را دارد؟

سيل او را مى برد، آتش او را به محاصره مى كشد ومى سوزاند، رعد و برق او را خشك مى نمايد، گردباد وى را از جاى برداشته و چنان پرتابش مى كند كه از او اثرى نماند، با فرو افتادن هواپيما و برخورد دو قطار، و تصادف با ماشين، قطعه قطعه مى شود، ميكرب ضعيف، هيكل او را از پا درآورده به آستانه مرگ مى برد، مرض توان او را از دست گرفته او را مى كشد، گرسنگى و تشنگى وى را از پا مى اندازد، برهنگى در برابر حرارت و سرما او را از بين مى برد، و پنجه مرگ گلويش را در يك لحظه فشار داده، او را به خانه قبر منتقل مى نمايد.

تاكنون ميلياردها نفر در برخورد با اين گونه مسائل جان خود را از دست داده، بدون اين كه توانسته باشند حتى براى يك لحظه بين خود و حادثه فاصله بيندازند!!

بدن فوق العاده ضعيف است كه براى جبران گرسنگى اش به غذا و رفع تشنگى اش به آب، و زدودن سرما و گرما به لباس و منابع حرارتى و خنكى، و براى آرامشش به مسكن و منزل پناه مى برد، ولى در عين همه اين نيروها باز ضعيف وناتوان است.

بدن به اندك غذاى نابابى زمين گير مى شود، در برابر لباس نامناسب به آلرژى پوستى دچار مى گردد، با شنيدن حادثه اى غير مترقبه از پا مى افتد، با دچار شدن به اندك رنجى تب مى كند و خسته مى شود، واز كم خواب و بى خوابى عاجز مى گردد، و خلاصه اگر لطف حضرت او نباشد به اندازه يك لحظه توان زنده ماندن ندارد!!

اين موجود ضعيف الجسم، در برابر هجوم غرايز و شهوات، و زرق و برق امور مادى، و حوادث اجتماعى، و مصايب و ابتلائات، و حالات و روحيات و احوالات نيز ضعيف و ناتوان و بى قدرت است.

در صورتى كه حضرت حق در اين گونه امور باطنى و روحى و به خصوص دربرابر حملات سخت غرايز و شهوات و مصايب و ابتلائات به فريادش نرسد، خود را مى بازد، و به انواع گناهان و آلودگى ها به وقت طغيان غرايز مبتلا، و به مرض جنون و ديوانگى، يا بهت زدگى و فراموشى و يا خود كشى، به هنگام هجوم مصايب و آزمايش هاى الهى دچار مى گردد!!

اگر حضرت محبوب اين موجود ضعيف و ناتوان را كفايت نكند و امور مخوف را از وى باز ندارد، به ذلّت و خوارى و شقاوت و ننگ، و آلودگى و عصيان، و تنهايى و بى كسى، و محكوميت به غضب و سخط و عذاب اليم حق دچار مى شود، و براى ابد روى آسايش و آرامش را نخواهد ديد، و درى براى نجات نخواهديافت، و راهى براى فرار از آتش دوزخ پيدا نخواهد كرد.

تنها كفايت كننده عبد و بى نياز كننده بنده، در تمام عالم هستى حضرت اوست، به شرطى كه اين موجود ضعيف كه ضعف ظاهرى و باطنى وى را محاصره كرده، بلكه ماهيت و ذات خلقتش را تشكيل داده به او پناه ببرد و با ايمان به حضرت حق و اعتقاد به انبيا و ملائكه و كتب آسمانى و امامان معصوم و فرداى قيامت، و با آراسته شدن به حسنات اخلاقى، و اعمال صالحه ضعف خود را جبران نمايد كه راهى براى جبران ناتوانى و فرار از عوامل خوف، و به درآمدن از تنهايى، و پاك شدن از آلودگى ها، و ايمن شدن از غضب و سخط حضرت جبار جز اين نيست، و اين همه را بايد از قرآن كريم اين خزانه بى بديل حضرت حق تحصيل كرد.

 

قرآن در كلام امام خمينى رحمه الله

 

امام خمينى رحمه الله درباره قرآن مى گويد:

«ديگر از مقاصد و مطالب آن دعوت به تهذيب نفوس و تطهير بواطن از ارجاس طبيعت و تحصيل سعادت است.

و بالجمله، كيفيت سير و سلوك الى اللَّه و اين مطلب شريف به دوشعبه منقسم است:

يكى: تقوا به جميع مراتب آن كه مندرج در آن است تقوا از غير حق و اعراض مطلق از ما سوى اللَّه، و ديگر: ايمان به تمام مراتب و شؤون كه در آن مندرج است اقبال به حق و رجوع و انابه به آن ذات مقدس، و اين از مقاصد مهمه اين كتاب شريف است كه اكثر مطالب آن بلاواسطه يا مع الواسطه به اين مقصد رجوع كند.

و يكى ديگر از مطالب قرآن شريف، بيان قوانين ظاهر شريعت، و آداب و سنن الهيه است كه در اين كتاب نورانى كليات و مهمات آن ذكر شده، و عمده در اين قسم دعوت به اصول مطالب و ضوابط آن است، مثل باب صلاة و زكات، و خمس و حج و صوم و جهاد و نكاح و ارث و قصاص و حدود و تجارت و امثال آن، و چون اين قسم كه علم ظاهر شريعت است عام المنفعه، و براى جميع طبقات از حيث تعمير دنيا و آخرت مجعول است، و تمام طبقات مردم از آن به مقدار خود استفادت كنند، از اين جهت در كتاب، دعوت به آن بسيار است، و در احاديث شريفه و اخبار نيز خصوصيات و تفاصيل آنها به حد وافر است، و تصانيف علماى شريعت در اين قسمت بيشتر و بالاتر از ساير قسمت هاست.

ويكى ديگر از مطالب قرآن شريف احوال معاد و براهين بر اثبات آن و كيفيت عذاب و عقاب و ثواب آن و تفاصيل جنّت و نار و تعذيب و تنعيم است و در اين قسمت حالات اهل سعادت و درجات آنها از اهل معرفت و مقربين و از اهل رياضت و سالكين، و از اهل عبادت و ناسكين، و همين طور حالات و درجات اهل شقاوت از كفار و محجوبين و جاحدين و منافقين و اهل معصيت و فاسقين مذكور است.

اكنون كه مقاصد و مطالب اين صحيفه الهى را دانستى، يك مطلب مهمى را بايد در نظر بگيرى كه باتوجه به آن راه استفاده از كتاب شريف بر تو باز شود، و ابواب معارف و حكم بر قلبت مفتوح گردد، و آن اين كه به كتاب شريف الهى نظر تعليم داشته باشى و آن را كتاب تعليم و افاده بدانى، و خود را موظّف به تعليم و استفاده از آن دانسته براى تحقق معارف اين كتاب خود را تسليم آن كنى.

مقصود ما از تعليم و تعلّم و افاده و استفاده آن نيست كه جهات ادبيت و نحو و صرف را از آن تعليم بگيرى، يا حيث فصاحت و بلاغت و نكات بيانيه و بديعيه را از آن فراگيرى، يا در قصص و حكايات آن به نظر تاريخى و اطلاع بر امم سابقه بنگرى، هيچ يك از اينها داخل در مقاصد قرآن نيست و از منظور اصلى كتاب الهى به مراحلى دور است، و اين كه استفاده ما از اين كتاب بزرگ بسيار كم است براى همين است كه يا به آن نظر تعليم و تعلم نداريم، چنانچه غالباً اينطوريم، قرائت قرآن مى كنيم براى ثواب و اجر، لهذا جز به جهت تجويد آن اعتنائى نداريم، مى خواهيم قرآن را صحيح بخوانيم كه ثواب به ما عنايت شود، و در همين حد واقف مى شويم و به همين امر قناعت مى كنيم، لذا چهل سال قرآن شريف را مى خوانيم و به هيچ وجه از آن استفاده حاصل نشود جز اجر و ثواب و قرائت و يا اگر نظر تعليم داشته باشيم با نكات بديعه و بيانيه و وجوه اعجاز آن و قدرى بالاتر جهات تاريخى و سبب نزول آيات و اوقات نزول و مكى و مدنى بودن آيات و سور و اختلاف قرائات و اختلاف مفسرين از عامه و خاصه، وديگر امور عرضيّه خارج از مقصد كه خود آنها موجب احتجاب از قرآن و غفلت از ذكر الهى است، سروكار داريم.

خود حق مى فرمايد:

ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ» «2»

در [وحى بودن و حقّانيّت ] اين كتابِ [با عظمت ] هيچ شكى نيست؛ سراسرش براى پرهيزكارانْ هدايت است.

بالجمله، مقصود ما از اين بيان نه انتقاد به قارى و تفاسير است، چه كه هر يك از مفسرين زحمت هاى فراوان كشيده و رنج هاى بى پايان برده تاكتابى شريف فراهم آورده، بلكه مقصود ما آن است كه راه استفاده از اين كتاب شريف را كه تنها كتاب سلوك الى اللَّه و يكتا كتاب تهذيب نفوس و آداب و سنن الهيه است، وبزرگ تر وسيله رابطه بين خالق و خلق وعروة الوثقى و حبل المتين تمسّك به عزّ ربوبيت است بايد به روى مردم مفتوح نمود.

علما و مفسرين تفاسير فارسى و عربى بنويسند، و مقصود آنها بيان تعاليم و دستورهاى عرفانى و اخلاقى و بيان كيفيت ربط مخلوق به خالق و بيان هجرت از دارالغرور به دار السّرور و الخلود باشد.» «3»

 

كفايت خداوند از انسان در بيان قرآن

بر اساس اين واقعيت هايى كه در آيات الهى است و گوشه اى از آن را در سطور زير قرائت مى كنى ضعف و ناتوانيت را با تكيه بر او و ازدياد عشق و ايمان به او، و دفع هجوم شهوات و غرايز حرام را، با عمل به دستورهاى او، و رفع مشكلات و سنگينى مصايب را با آراسته شدن به اخلاق او علاج كن كه حضرت او كافى فرد ضعيف و واقى امر مخوف است، و جناب او مصاحب بى كس، و بردارنده ترس و وحشت از قلب است.

الَيْسَ اللّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ» «4»

آيا خدا براى بنده اش [در همه امور] كافى نيست؟

وَ كَفى بِاللّهِ حَسيباً» «5»

و خدا براى محاسبه كافى است.

وَاللّهُ اعْلَمُ بِاعْدائِكُمْ وَ كَفى بِاللّهِ وَليّاً» «6»

و خدا به دشمنان شما داناتر است. و بس است كه خدا سرپرست شما باشد،

وَكَفى بِاللّهِ نَصيراً» «7»

و كافى است كه خدا ياور شما باشد.

وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلًا» «8»

و بر خدا توكّل كن؛ و كارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان ] كافى است.

وَكَفى بِرَبِّكَ هادياً وَ نَصيراً» «9»

و كافى است كه پروردگارت [براى تو] راهنما و يارى دهنده باشد.

اين است آياتى كه به انسان دلگرمى مى دهد، و راه جبران آنچه را بايد جبران كند به روى او باز مى نمايد.

او بايد به انسان از عوامل خوف امان دهد، اما اگر انسان كارى كند كه حضرت حق وى را بترساند آن وقت از چه كسى امان بخواهد؟

او بايد ضعف و ناتوانى را جبران كند، اما اگر كارى كرديم كه او باعث ضعف ما شد، آن وقت ضعف خود را با چه چيز بايد جبران كنيم؟

 [ «2» وَ مَنْ يُؤْمِنُنِي مِنْكَ وَ أَنْتَ أَخَفْتَنِي؟ وَ مَنْ يُسَاعِدُنِي وَ أَنْتَ أَفْرَدْتَنِي؟ وَ مَنْ يُقَوِّينِي وَ أَنْتَ أَضْعَفْتَنِي؟ لَا يُجِيرُ يَا إِلَهِي إِلَّا رَبٌّ عَلَى مَرْبُوبٍ وَ لَا يُؤْمِنُ إِلَّا غَالِبٌ عَلَى مَغْلُوبٍ وَ لَا يُعِينُ إِلَّا طَالِبٌ عَلَى مَطْلُوبٍ ]

اگر مرا بترسانى چه كسى در برابر تو امانم مى دهد؟ و اگر تنهايم بگذارى چه كسى مرا يارى مى دهد؟ و اگر ناتوانم سازى چه كسى مرا تقويت مى كند؟

اى خدا! منِ پرورده را جز پروردگار پناه نمى دهد، و شكست خورده را جز پيروز امان نمى بخشد، و خواسته شده را جز خواستار كمك نمى كند.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- نساء (4): 28.

(2)- بقره (2): 2.

(3)- آداب الصّلاة، امام خمينى: 206.

(4)- زمر (39): 36.

(5)- نساء (4): 6.

(6)- نساء (4): 45.

(7)- نساء (4): 45.

(8)- نساء (4): 81.

(9)- فرقان (25): 31.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  274
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم
    آیه وفا
    خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
    اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
    پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
    معناى «لا اله الا اللّه»
    برتري امام حسين (ع) بر امامان ديگر (ع)
    سیمای امام حسین (ع) در کلام اهل بیت (ع)
    منزلت امام حسین(ع)         
    الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  

بیشترین بازدید این مجموعه

      صبر، هدیه الهی به مومنان
      گزارش های نادرست از حادثه کربلا
      ماوراى هفت آسمان‏
      اقسام طمع در قرآن‏
      دعا به رزمندگان و مجاهدان اسلام‏
      اعمال ماه رجب
      آیا اصرار بر دعا کردن جایز است؟!
      شب قدر برتر از هزار ماه
      چند نکته برای برکت و افزایش روزی
      خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز