فارسی
جمعه 09 اسفند 1398 - الجمعة 4 رجب 1441
  413
  0
  0

حكايتي دربارة آدم پولدار يا ديوانه

 

 

ابوسعيد ابوالخير به شاگردش گفت: چرا دير آمدي؟ گفت: يک پولدار نيشابور مرده بود، در تشييع جنازه، راه‌بندان بود. ابوسعيد گفت: آن پولدار کيست؟ شاگرد گفت: فلاني. ابوسعيد گفت: چقدر پول داشت؟ شاگرد گفت: 70 هزار درهم. ابوسعيد گفت: پول را با او دفن کردند؟ شاگرد گفت: نه. ابوسعيد گفت: پس چرا مي‌گويي پولدار مرده است؟ او که فقير و دست خالي از دنيا رفته است. او اگر پول را مال خودش مي‌دانست، با خود مي‌برد. بگو يک ديوانه مرده است. خود او كه مالک پول نبوده است و عمري را به گدايي انباشته است. پول يک طرف بوده و او هم يک طرف. بعد پول‌ها مانده و خودش را با يک کفن در خاك دفن کردند.


منبع : پایگاه عرفان
  413
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
    معرفت به پروردگار، برترین و سودمندترین علم‌ها
    روح و بدن؛ دو ساختار وجود انسان
    قرآن، درمان‌کنندۀ شرک
    داستان سراسر نور پاکان عالم
    اهمیتِ حفظ آبروی مؤمن
    طلوع توحید با آیه‌ای شگفت‌انگیز از قرآن
    توبه، لطف عظیم پروردگار به گنهکاران
    خداوند، انتخاب‌کنندۀ راهنمای الهی
    قرآن، هدایتگر انسان به حقایق هستی

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      تفاوت «ضرر» و «خسران»
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      گناه و سبب آن - جلسه سی و یکم (2) – (متن کامل + عناوین)
      ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
      حجت ظاهره و حجت باطنه
      حكمت جنگ‌های مسلمانان با كفار
      دعای ندبه، گنجینه‌ای از راهنمایی‌ها در دشمن‌شناسی
      نفس انسان، سکویی برای پرواز یا سقوط او
      هشت فرمان رسول خدا (ص)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز