فارسی
جمعه 09 اسفند 1398 - الجمعة 4 رجب 1441
  400
  1
  0

دردهاى ظاهرى و باطنى و درمان آن‏

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد نهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

  

تك تك موجودات آفريدگار، صنعت و ظهور تام حق و نمايشگر نظام احسن هستند؛ زيرا همه ساخته و پرداخته دست قدرت اويند و درد و درمان همه آفريده ها در طبيعت آن نهفته است.

تلخى هاى زندگى به ويژه امراض روحى و جسمى بى شمار است كه بروز آنها قابل پيش بينى نيست. مصلحت بشر گذشته از عافيت بدنى و مادى او در اين جهان، كسب يك سلسله از كمالات و فضيلت هايى است كه بايد در دنيا صورت بگيرد و انسان از اين مسير براى آينده خود آماده سازى مى كند.

اگر ما دستورهاى پروردگار را در همه زندگى خود حاكم كنيم و حق تعالى را بر اين امور شاهد بدانيم، بدون ترديد در تهذيب و درمان معنوى خود گام مؤثّرى برداشته ايم؛ زيرا اگر بين اوضاع تشريعى و تكوينى زندگى انسان هماهنگى و همخوانى صورت بگيرد، هيچ اتفاقى به ضرر او نخواهد بود، بلكه هر گونه حادثه اى يا بلايى به سود او در دنيا و آخرت تمام مى شود و آدمى چون از اسباب و حكمت امور خبر ندارد، پس براى او خير و بركت است.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: عَبْدِىَ الْمُؤْمِنَ لا أَصْرِفُهُ فى شَىْ ءٍ إِلَّا جَعَلْتُهُ خَيْراً لَهُ. «1»

خداوند عزيز و بزرگ فرمود: بنده مؤمن! خود را به هيچ كارى واندارم مگر اين كه براى او خير قرار دهم.

بنابراين همه آزمايش ها و دردهاى جسمى و روانى، خيرى از سوى حق تعالى است كه انسان دچار انحراف هاى اخلاقى و گناهان بزرگ نشود.

حضرت على عليه السلام در باب تهذيب نفس مى فرمايد:

يَنْبَغى أَنْ يَتَداوَى الْمَرْءُ مِنْ أَدْواءِ الدُّنْيا كَما يَتَداوَى ذُوالعِلَّةِ، وَ يَحْتَمِى مِنْ شَهَواتِها وَ لَذَّاتِها كَما يَحْتَمِى الْمَرِيضُ. «2»

سزاوار است كه مرد دردهاى دنياى خود را معالجه كند، همچنان كه بيماران دردهاى خود را درمان مى كنند و از خواهش ها وخوشى هاى دنيا پرهيز كند، همچنان كه بيمار پرهيز كند.

بنابراين امام سجّاد عليه السلام همگان را به شناخت درد و درمان دعوت مى فرمايد:

مَنْ لَمْ يَعْرِفْ دَاءُهَ أَفْسَدَهُ دَواءُهُ. «3»

هر كه درد خود را نشناسد؛ دوايش او را نابود سازد.

يعنى در اثر ناآشنايى با درد و درمان فطرى و طبيعى، درونى و ظاهرى به دنبال درد و علاج شيطانى يا حيوانى مى رود و نيازهاى خويش را با شهوات و مادّيات برآورده مى سازد و در پايان عمر هم مانند حيوانى كه در لجنزار دنيا و آلودگى هاى خود شناور زيسته است؛ زندگى را تمام مى كند.

مركز درمان هاى جسمى، طبيبان هستند كه با تشخيص علت مرض و دستور داروهاى شيميايى يا گياهى، ظاهر جسمى انسان را سلامتى مى بخشند، امّا مرجع بيمارى هاى باطنى و معنوى پيامبران و اولياى الهى هستند كه هر گاه روح و دل و عقل آدمى دچار زنگار يا آلودگى شوند؛ با ابزار ويژه، او را به راه حق راهنمايى مى كنند و درون او را شفا مى بخشند.

حضرت على عليه السلام در وصف رسالت حضرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

طَبيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى مَواسِمَهُ، يَضَعُ مِنْ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ الَيْهِ، مِنْ قُلُوبٍ عُمْىٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ الْسِنَةٍ بُكْمٍ. مُتَتَبِّعٌ بِداوئِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَواطِنَ الْحَيْرَةِ. «4»

طبيبى است كه همراه با طبّش در ميان مردم مى گردد، مرهم هايش را محكم و آماده ساخته، و ابزارهايش را براى سوزاندن زخم ها داغ نموده، تا هر جا لازم باشد، در زمينه دل هاى كور، و گوش هاى كر، و زبان هاى لال به كار گيرد.

دارو به دست به دنبال علاج بيمارى هاى غفلت و دردهاى حيرت است.

مبتلايان به بيمارى هاى اخلاقى با مراجعه به مربيان الهى مى توانند جان عزيز خود را در مسير انوار شفا دهنده و نفس هاى قدسى قرار دهند تا به نفس مطمئنه برسند و هر كه از اين نسيم هاى شفابخش دورى گزيند، به مرض قلب و نفاق گرفتار مى گردد كه به تدريج سلامتى جسم او هم به خطر مى افتد.

آن گاه كه حضرت سجّاد عليه السلام مى فرمايد: مرا به كار محكم و يقينى خودت درمان بنما، شايد اشاره به دردها و رنج هايى باشد كه از حادثه كربلا و اسارت و ناگوارى هاى سفر در روح و جسم ايشان باقى مانده است و يا بر اثر فشارهاى اجتماعى كه حكومت ستمگر بنى اميه پيش آورده، خاطر مبارك حضرت را آزرده ساخته است؛ پس حضرت درخواست درمان آن ناملايمات را مى نمايد.

كدام بيمارى و رنجى براى امام معصوم دردناك تر از تهمت ها و اهانت هايى است كه به مقام عصمت و طهارت وارد گرديد و حقيقت آنان را نازيبا جلوه داد. امّا وجود شريف آنان در رفتار با ديگران همچو طبيبى حاذق بود كه همگان از كوچك و

بزرگ و غلام و آزاده، همگى در زير سايه امن و لطف ايشان درمان حقيقى مى شدند.

در روايت است:

امام سجّاد عليه السلام غلام خود را سه بار براى كارى صدا زد ولى غلام اعتنايى به فرمان حضرت نكرد. غلام در بار سوم جواب داد، امام به او فرمود: اى پسرم! آيا صداى مرا نشنيدى؟ گفت: بلى. فرمود: چرا پاسخ مرا ندادى؟ گفت: از تو در امان هستم. امام فرمود:

الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى جَعَلَ مَمْلُوكِى يَأْمَنُنِىِ.

سپاس خدايى را كه زير دست مرا از من آسوده خاطر قرار داد. «1» بنابراين امنيت روانى و روحى در مداواى درونى و بيرونى بسيار مؤثّر است.

در اين گلشن زخوبانم گلى بس

 

ز جعد گلعذاران سنبلى بس

صف لشگر چه آرائى ز زلفت

 

بتاراجم سپاه كاكلى بس

در آن بستانسراى عشرت انگيز

 

ترانه ساز عيشى بلبلى بس

زدست لاله كى گيرم پياله

 

از آن نرگس مرا جام ملى بس

در اين گلشن سرا نورعلى را

 

نشيمن سايه شاخ گلى بس

     

(نورعلى شاه اصفهانى)

 [ «23» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنَعْنِي مِنَ السَّرَفِ وَ حَصِّنْ رِزْقِي مِنَ التَّلَفِ وَ وَفِّرْ مَلَكَتِي بِالْبَرَكَةِ فِيهِ وَ أَصِبْ بِي سَبِيلَ الْهِدَايَةِ لِلْبِرِّ فِيمَا أُنْفِقُ مِنْهُ «24» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اكْفِنِي مَؤُونَةَ الاكْتِسَابِ وَ ارْزُقْنِي مِنْ غَيْرِ احْتِسَابٍ فَلَا أَشْتَغِلَ عَنْ عِبَادَتِكَ بِالطَّلَبِ وَ لَا أَحْتَمِلَ إِصْرَ تَبِعَاتِ الْمَكْسَبِ «25» اللَّهُمَّ فَأَطْلِبْنِي بِقُدْرَتِكَ مَا أَطْلُبُ وَ أَجِرْنِي بِعِزَّتِكَ مِمَّا أَرْهَبُ ]

خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از اسراف بازدار، و روزيم را از تلف شدن نگاه دار، و داراييم را به بركت در آن افزون كن، و مرا براى خير و نيكى در آنچه از آن مال خرج مى كنم، به راه هدايت برسان.

خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از سختى و دشوارى كسب و كار كفايت كن، و روزيم را از جايى كه گمان نمى بريم عنايت فرما، تا در راه به دست آوردن روزى از بندگيت باز نمانم، و سنگينى وبال هاى كسب را به دوش نكشم.

خدايا! آنچه را مى طلبم، به قدرتت برايم فراهم كن، و از آنچه مى ترسم، به عزّتت پناهم ده.

 

بركت و انفاق در اموال

اصل سلامت، در نزد خداوند براى مؤمن و كافر در دنيا و آخرت يكسان است يعنى بدون سلامت و رضايت الهى، سعادت محال است.

اين مسأله از مهم ترين اصول اعتقادى است كه سعادت آخرت در سلامت دنياست و هر گاه انسان سلامتى روانى و اخلاقى و شغلى نداشته باشد، نمى تواند مؤمن باشد؛ زيرا با سلامت، عشق و معرفت حاصل مى شود و در ظرف شناخت نيز شناخت حقيقت توحيد به دست مى آيد كه زمينه ساز سعادت اخروى مى شود.

پس شناخت حق با سلامت نفس و روح گره خورده است تا ايمان و تسليم به درجات كمال برسد.

مشكل اساسى يك جامعه بيمار نيز كمبود سلامت است و بروز بيمارى هاى اخلاقى و شخصيتى و آسيب هاى اجتماعى برگرفته از پايين بودن سطح سلامت و ايمان و بنيان هاى اعتقادى مردم است؛ زيرا هر چه مردم از سرچشمه هاى وحى و كمال دور شوند، امنيّت و سلامتى در همه زمينه ها دچار تزلزل و ترديد مى شود، در نتيجه جوامع بشرى گرفتار سقوط و انحراف عميق مى شوند؛ بنابراين بايد با تفكر و دورانديشى، خود و جامعه پيرامون خود را از آسيب ها نگه داشت و ارزش هاى و بركت ها را ترويج نمود.

امام باقر عليه السلام در اين زمينه در وصيت خويش به جابر بن يزيد جعفى مى فرمايد:

وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لا عِلْمَ كَطَلَبِ السَّلامَةِ وَ لا سَلامَةَ كَسَلامَةِ الْقَلْبِ. «5»

بدان كه هيچ دانشى چون طلب سلامتى نيست و هيچ سلامتى مانند سلامت دل نمى باشد.

بايد در بهره اموال و دارايى ها نيز سلامتى ايجاد كرد تا در متن زندگى بركت ها و رحمت ها روان گردد و همگان به رضايت نسبى برسند. پس در اين جا به ريشه هاى بركت و رحمت الهى در روايات معصومان عليهم السلام مى پردازيم.

امام رضا عليه السلام مى فرمايد:

أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلى نَبىٍّ مِنْ الْأَنْبياءِ، إِذا أُطِعْتُ رَضِيتُ، وَ إِذا رَضِيتُ بارَكْتُ وَ لَيْسَ لِبَرَكَتى نَهايَةٌ. «6»

خداوند متعال به يكى از پيامبران خود وحى فرمود: هر گاه من اطاعت شوم، خشنود گردم و چون خشنود شوم، بركت دهم و بركت من بى پايان است.

اباالحسن امام جواد عليه السلام يا امام هادى عليه السلام به داود صرمى مى فرمايد:

يا داوُدُ، إِنَّ الحَرامَ لايَنْمِى وَ إِنْ نَمى لايُبارَكُ لَهُ فيهِ، وَ ما أَنْفَقَهُ لَمْ يُوْجَرْ عَلَيْهِ وَ ما خَلَّفَهُ كانَ زادَهُ إِلَى النَّارِ. «7»

اى داود! مال حرام رشد نمى كند و اگر هم رشد كند براى صاحبش بركتى ندارد و اگر از آن چيزى انفاق كند پاداشى نخواهد ديد و آنچه پس از خود بر جاى گذارده، توشه او به سوى دوزخ است.

خداوند بزرگ در آياتى به اين نكته اشاره فرموده كه: گشايش بركات در دو عنوان كليدى است كه با توجه به آنها، نعمت ها و بركت ها فرو مى ريزد.

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى ءَامَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكتٍ مّنَ السَّمَآءِ وَالأْرْضِ وَلكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ» «8»

و اگر اهل شهرها و آبادى ها ايمان مى آوردند و پرهيزكارى پيشه مى كردند، يقيناً [درهاىِ ] بركاتى از آسمان و زمين را بر آنان مى گشوديم، ولى [آيات الهى و پيامبران را] تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالى كه همواره مرتكب مى شدند [به عذابى سخت ] گرفتيم.

امام حسين عليه السلام در تفسير آيه فوق پيرامون رجعت به يارانش مى فرمايد:

هر آينه بركت از آسمان و زمين مى بارد تا آن جا كه درختان از سنگينى ميوه هايى كه خداوند بر آنان خواسته، مى شكنند. در تابستان ميوه زمستانى و در زمستان ميوه تابستانى خورده مى شود و اين معناى گفته خداوند است كه فرمود: اگر مردم باديه نشين ايمان آورده و پرهيزگارى پيشه كرده بودند، بركت هاى آسمان و زمين را به رويشان مى گشوديم. «9» از جمله زمينه هايى كه در روايات براى افزايش بركات نعمت آمده، عبارت است از:

1- وزن كردن خوراك و اجناس

2- فروش مدت دار (نسيه)

3- وام دادن و قرض پرداختن

4- تجارت و خريد و فروش مال

5- عدالت و دادگرى در جامعه

6- پرداختن حقوق واجب الهى مانند خمس، زكات، كفارات و ...

حضرت على عليه السلام مى فرمايد:

إِذا ظَهَرَتِ الجِناياتِ، إِرْتَفَعَتِ الْبَرَكاتُ. «10»

هر گاه جنايت ها آشكار شود، بركت ها از ميان برود.

برخى از صفات و گناهان انسان، سبب محروميت از بركت هاى رزق و مال است كه آثار آن در زندگى روزمره نمايان مى شود.

1- گناه و نافرمانى آشكار

2- پايمال كردن حقوق مسلمانان

3- حرام خوارى

4- خيانت كارى

5- دزدى

6- شراب خوارى

7- زنا و ...

 [ «26» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ وَ لَا تَبْتَذِلْ جَاهِي بِالاقْتَارِ فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِكَ وَ أَسْتَعْطِيَ شِرَارَ خَلْقِكَ فَأَفْتَتِنَ بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِي و أُبْتَلَى بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِي وَ أَنْتَ مِنْ دُونِهِمْ وَلِيُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ «27» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ارْزُقْنِي صِحَّةً فِي عِبَادَةٍ وَ فَرَاغاً فِي زَهَادَةٍ وَ عِلْماً فِي اسْتِعْمَالٍ وَ وَرَعاً فِي إِجْمَالٍ «28» اللَّهُمَّ اخْتِمْ بِعَفْوِكَ أَجَلِي وَ حَقِّقْ فِي رَجَاءِ رَحْمَتِكَ أَمَلِي وَ سَهِّلْ إِلَى بُلُوغِ رِضَاكَ سُبُلِي وَ حَسِّنْ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِي عَمَلِي ]

خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و آبرويم را به توانگرى حفظ كن، و قدر و منزلتم را به تنگدستى پست مفرما كه از روزى خوارانت روزى بخواهم، از بَدان و اشرار آفريده هايت عطايى بطلبم، تا به سپاسگزارى كسى كه عطايم مى كند گرفتار شوم، و به سرزنش كسى كه از عطا كردن به من باز مى ايستد دچار گردم، و حال آن كه تو متولّى عطا و منعمى، نه ديگران.

خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و صحت و سلامتى كه در عبادت مصرف شود، آسايش و فراغتى كه در فضاى زهد به كارم آيد، و دانش و معرفتى كه در عمل به كار گرفته شود، و پارسايى و تقوايى كه از افراط و تفريط دور باشد، روزى من فرما.

خدايا! مدت عمرم را به عفو و بخششت پايان ده، و آرزويم را در اميد به رحمتت تحقّق ده، و راههايم را براى رسيدن به خشنوديت هموار ساز، و در تمام احوال، كردارم را نيكو گردان.

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- الكافى: 2/ 61، حديث 6؛ بحار الأنوار: 69/ 330، باب 119، حديث 13.

(2)- غرر الحكم: 240، حديث 4863.

(3)- بحار الأنوار: 75/ 160، باب 21، ذيل حديث 22؛ أعلام الدين: 299.

(4)- نهج البلاغه: خطبه 107.

(5)- بحار الأنوار: 75/ 164، باب 22، حديث 1؛ تحف العقول: 286.

(6)- الكافى: 2/ 275، حديث 26؛ بحار الأنوار: 14/ 459، باب 31، حديث 15.

(7)- الكافى: 5/ 125، حديث 5؛ جامع أحاديث الشيعة: 17/ 144، باب 1، حديث 8.

(8)- أعراف (7): 96.

(9)- بحار الأنوار: 53/ 63، باب 29، حديث 52؛ الخرائج و الجرائح: 1/ 28.

(10)- غرر الحكم: 458، حديث 10465.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  400
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    معناشناسي ليله الرغائب
    ماه رجب در آثار استاد انصاریان
    امام هادی(ع) خورشید هدایت
    نگرش قرآنی امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره به امام ...
    دعا اسلحه مؤمن‏
    آخرت در كلام امام باقر (ع‏)
    جلوه‏اىی از اخلاق امام محمّد باقر (ع)
    اهمیت دعا
    حضرت زهرا(س) زنی که بهشت مشتاق اوست
    حماسه وجود اخلاقى حضرت زهرا عليها السلام‏ در تاريخ

بیشترین بازدید این مجموعه

      فِرَق اسلامی و مقایسه ای با عقاید شیعه
      مال حلال و حرام در قرآن و روايات‏
      دعا اسلحه مؤمن‏
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      اعمال ماه رجب
      معناشناسي ليله الرغائب
      ماه رجب در آثار استاد انصاریان
      امام هادی(ع) خورشید هدایت
      این روش امیدوار بودن به رحمت خدا نیست!
      اسلام، دین سهولت

 
نظرات کاربر
عفاف نامه
نورعلى شاه اصفهانى آیا جز صوفیه هستند؟!
پاسخ
0     0
1 مهر 1392 ساعت 03:20 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز