فارسی
شنبه 09 فروردين 1399 - السبت 3 شعبان 1441
  262
  0
  0

حكايتي در سلب توفيق

 

در شهري منبر مي‌رفتم كه در ايران جزو شهرهاي مناطق مرکزي ايران و شهر مذهبي بسيار پرجمعيتي است. مسجد آن شهر بسیار زيبا و عالي و تميز بود و براساس اصول مهندسي ساخته شده بود؛ ولي يك گوشه‌ آن با چهار گوشه مسجد تناسب نداشت. شب اول وقتي که زيبايي اين مسجد را و آن نازيبايي را ديدم، به مدير مسجد گفتم، مهندس شما چه کسي بوده است؟ گفت: منظورتان آن گوشة مسجد است؟! گفتم: بله. گفت: پشت اين گوشه يک خانه 5 هزار متري بود. يک پيرمرد و پيرزن زندگي مي‌کردند، همة دخترها و پسرهاي آنان به آمريکا و کانادا رفته بودند. وقتي ما نقشة مسجد را کشيديم، با آدم متين و وزينی پيش اين پيرمرد هشتاد ساله رفتيم. فکر مي‌کرديم او همین روزها مي‌ميرد. گفتیم که ما شش متر مربع از زمين تو را مي‌خواهيم بخريم. زمین در شهر ما آن وقت متري سه هزار تومان بود. ما تا متري پنجاه هزار تومان قيمت داديم. پيرمرد گفت: من يک سانت خانه‌ام را به مسجد نمي‌دهم، چون از مسجد بدم مي‌آيد. چنین شد که آن گوشه ناقص ماند.

آنان کر و كور و لالند.

(صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ)

 

این گروه هرگز بر نمي‌گردند؛ مگر آن‌که چشم و گوش و زبانشان باز شود.


منبع : پایگاه عرفان
  262
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان
    حقیقت شرک در کلام امام حسین(ع)
    شرک به پروردگار، ظلمی عظیم
    راهکاری برای طلوع توجه قلبی به خداوند

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      مقام حضرت زينب (س)
      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      محبت ائمه عليهم السلام نسبت به شيعيان‏
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      لالايى جبرئيل براى امام حسين (ع)
      مرگ و عالم آخرت
      توبة جوان گناهکار
      رمز موفقيت ابن ‏سينا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز