فارسی
سه شنبه 29 بهمن 1398 - الثلاثاء 23 جمادى الثاني 1441
  944
  0
  0

حكايت حكيم ديوجانوس

 

جلال الدين رومى شعرى دردمندانه دارد كه در ديوان شمس است و در
مثنوى او نيست. حكايت نقل ديوجانوس حكيم
 در يونان است.

حكايت او اين است كه ديوجانوس حكيم ميان ظهر چراغ روشن كرده بود و در كوچه و خيابان ها جستجو مى كرد.

در حالى كه آدم اگر چيزى را شب گم كرده با چراغ مى گردد ولى ديوجانوس حكيم وسط روز چراغ روشن كرده و جستجو مى كند. او مى گفت: كجاست؟

مردم خيال كردند ديوجانوس ديوانه شده است. يك حكيم روز روشن چراغ دست گرفته و مى گويد چرا پيدا نمى شود. گفتند: آقا دنبال چه مى گردى؟

دى شيخ با چراغ همى گشت گرد شهر

 كه از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

دى به زبان فارسى يعنى ديروز. شيخ يعنى بزرگ كه همان حكيم بزرگ است.

 

گفت: دنبال آدم مى گردم، گفتند: حكيم در آتن پايتخت يونان آدم نيست. گفت: اگر مردم آدم بودند چرابه هم ظلم مى كنند، چرا مال همديگر مى خورند. چرا آبروى همديگر را مى برند؟ اينها آدم نيستند من با چراغ دنبال آدم مى گردم.


منبع : پایگاه عرفان
  944
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    توبه، لطف عظیم پروردگار به گنهکاران
    خداوند، انتخاب‌کنندۀ راهنمای الهی
    قرآن، هدایتگر انسان به حقایق هستی
    حقایق ظاهری و باطنی و سندیت قرآن
    قرآن، سند حقایق عالم
    توبه از گناه های ظاهری و باطنی
    پاسخ‌های کمک کننده به انسان
    داستان سراسر نور پاکان عالم
    اهمیت پرسش و یافتن پاسخ آن در دین
    چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر

بیشترین بازدید این مجموعه

      متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد قرآن
      درخواست از امام عليه‏السلام براى اولاد دار شدن
      هدف خلقت از زبان امام على عليه السلام‏
      تاثير اخلاق پدر و مادر در تربيت فرزندان‏
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      احسان خدا در بازگشت اثر عمل
      مدارا با اطرافيان و فرو بردن خشم
      امام حسين عليه ‏السلام امانت پروردگار
      رمز موفقيت ابن ‏سينا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز