فارسی
سه شنبه 19 فروردين 1399 - الثلاثاء 13 شعبان 1441

  399
  0
  0

تشبى انسان‏هاى بى‏ايمان به حيوانات‏

 

اگر ايمان باشد، پس آيا انسان مى تواند بگويد من خدا را قبول دارم و بقيه كارهايى را كه خداوند دستور انجام آن را داده، انجام نمى دهم. خدا درآى اول سور جمعه، به اين انديشه غلط جواب داده:

يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ.

قورباغه، در شب و در آب مرا تسبيح مى كند؛ الاغ وقتى صدا مى كند، در ضمن فريادش، مرا تسبيح مى كند. اين آيه قرآن است. آدمى هم كه عقيد خالى به خدا دارد، مثل قورباغه و الاغ مى ماند و آن ها از اين جهت با هم فرقى نمى كنند؛ چون آن ها هم عقيده به خدا دارند، در حالى كه نه نماز مى خوانند، نه روزه مى گيرند و نه از كارهاى حرام دست بر مى دارند. آن ها بدون اجازه در زمين مردم مى روند و گندم و جوى آن ها را مى خورند، و اصلًا حساب نمى كنند كه اين اموال صاحب دارد و او به اين خوردن ها راضى نيست. نصف شب اسب، قاطر، الاغ، شتر و قورباغه در زمين هاى مردم مى روند و علف ها را مى خورند و خدا را هم قبول دارند. آدمى هم كه به تنهايى خدا را قبول دارد، از اين نظر با قورباغه و الاغ فرقى نمى كند.

إِلَّا الَّذينَ آمَنُوا «2»، ايمان؛ يعنى عقيده قلبى، و اين كلاس، اول انسانيت است و بدرقه كنند آن أبدى مى باشد. وَ عَمِلُوا الصَّالِحات «3»، در كنار عقيده به خدا، بايد عمل صالح باشد؛ يعنى علاوه بر اين كه بايد در عمل، ايمان داشته باشيد، بايد امر و نهى الهى هم بر اين عمل حكومت كند، و أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ ، اين كه بايد اين عمل را براى خداوند خالص و مخلص انجام بدهد.

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياهً طَيِّبَهً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ، آيه

مى گويد: مَنْ عَمِلَ صالِحاً، و نمى گويد: «نه من عمل اعتقاداً»، مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى ، مرد يا زن فرقى نمى كند، وَ هُوَ مُؤْمِنَ ، ولى دين داشته باشد، فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياهً طَيِّبَهً. إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ ، آيه از جانب خداوند متعال مى گويد، ما از بشر عقيد خالى را نمى توانيم بخريم، بلكه ما عقيده اى را مى خواهيم كه به دنبال آن عقيده، هر وقت به او گفتيم: جنگ است و جانت را مى خواهم، او جانش را بدهد، و هر وقت به او گفتيم، پولت را در راه خودمان مى خواهيم، او هيچ دريغى از پولش نكند، من خداوند، چنين آدمى را در بازار قيامت خريدارى مى كنم.

 


منبع : پایگاه عرفان
  399
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      حق الناس در قيامت‏
      مرگ و عالم آخرت
      رحمت آوردن به كوچكتر و احترام به بزرگتر
      رمز موفقيت ابن ‏سينا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها
      داستان صبر رشید هجری
      تخلیه، تحلیه و تجلیه
      لامرد- حسینیه بیت­العباس دهه اول صفر 94، جلسه ششم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز