فارسی
دوشنبه 18 فروردين 1399 - الاثنين 12 شعبان 1441

  715
  0
  0

شخصيّت امام زين العابدين عليه السلام‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد بک

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

وجود مقدّس او از جانب حضرت ربّ العزّه به عنوان چهارمين اختر تابناك امامت، براى اين كه تمام عالميان در همه شؤون، جنابش را براى يافتن سعادت دنيا و آخرت اسوه و سرمشق قرار دهند، انتخاب شد، همين مسئله در باز شناساندن شخصيّت و عظمت حضرت در تمام جهات حيات كافى است.

خواهر زاده اش مى گويد:

به تشويق فاطمه، دختر حضرت سيّد الشهداء در مدار خدمت آن جناب برآمدم، هرگز در كنارش ننشستم مگر اين كه باب خيرى به رويم باز شد، يا از خشيت آن جناب از حضرت حقّ دلم غرق خشيت شد، يا دانشى پاك و علمى با منفعت از آن منبع فيض و كرامت آموختم. «1» ابن شهاب زُهرى مى گويد:

بهترين فردى كه از بنى هاشم يافتيم، حضرت زين العابدين عليه السلام بود. «2» سعيد بن كلثوم مى گويد:

خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم، سخن از وجود مقدّس اميرمؤمنان به ميان آمد، امام صادق عليه السلام آن چنان كه حقّ على عليه السلام بود از آن جناب تمجيد كرد و حضرتش را به بهترين صورتى كه لياقت داشت ستود، سپس فرمود:

به خدا قسم! هرگز حرامى نخورد تا عمرش پايان گرفت و از دو برنامه اى كه رضاى حقّ در آن بود سخت ترينش را براى عمل انتخاب مى كرد. حادثه اى براى رسول خدا پيش نيامد، مگر اين كه آن حضرت را به عنوان تكيه گاه براى رفع حادثه خواست. جز او كسى همانند رسول خدا طاقت عبادت نداشت. به وقت عمل مانند كسى بود كه بين بهشت و جهنّم است، ثواب حق را اميد داشت و از عذابش خائف بود. در راه رضاى حق و دورى از عذاب فردا از كاركرد روزانه و عرق پيشانى مباركش هزار بنده در راه خدا آزاد كرد. غذاى اهلش روغن و سركه و خرماى بهم انباشته بود. لباسى جز لباس كرباس نداشت، اگر آستينش اضافه مى آمد، قيچى مى خواست و آن را مى بريد. در ميان فرزندان و اهل بيتش در لباس و دانش و حكمت زندگى نظير علىّ بن الحسين عليه السلام نبود. «3» دقّت در احاديث و روايات نقل شده از آن حضرت و توجّه به عمق دعاهايى كه از آن جناب رسيده و نظر به اعمال و اخلاق آن چشمه فيض الهى و درياى كرامت ربّانى، نشان دهنده شخصيّت ملكوتى آن اسوه فضيلت و الگوى حقيقت و سعادت است.

 

امام سجاد عليه السلام و برخورد با عبدالملك

 

زُهْرى مى گويد:

همراه با حضرت سجّاد عليه السلام برخوردى با عبدالملك بن مروان داشتيم، آثار عبادت در چهره امام سجاد عليه السلام عبدالملك را به تعجّب انداخت و برنامه حضرت با پروردگار براى او بسيار بزرگ جلوه كرد.

به حضرت عرضه داشت: از چهره ات آثار زحمت و كوشش و عبادت و بندگى سنگين آشكار است، در صورتى كه عاقبت به خيرى در پرونده شما ثبت است و تو پاره تن رسول خدايى، براى تو نسبت به اهل بيت و مردم زمانه فضل عظيم است، آنچه از علل برترى و دانش و بينش و ورع و دين به شما عنايت شده به احدى جز رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسين: داده نشده!

عبدالملك مدح و ثنا و تعريف و تمجيدش را از حضرت قطع نكرد، تا امام سجاد عليه السلام به او فرمود: «آنچه را گفتى از من نيست، بلكه عنايت و الطاف الهى به اين بنده درگاه حقّ است، جلوه اى است از تأييد و توفيق حضرت دوست؛ به من بگو با كدام قدرت و با چه قوّت به اداى شكر اين همه نعمت برخيزم؟

رسول خدا صلى الله عليه و آله آن قدر به عبادت و نماز ايستاد تا قدم هايش ورم كرد. چنان در مدار روزه قرار گرفت كه آب دهانش خشك شد. به حضرت عرضه داشتند: يا رسول اللَّه! مگر نه اين است كه گذشته و آينده ات بر اساس خبر حضرت حق در قرآن غرق در مغفرت است، پس اين همه زحمت در عرصه عبادت چيست؟

پاسخ داد: نمى خواهيد بنده شاكرى باشم؟ خدا را شكر و سپاس كه مرا به عبادت و اطاعت برگزيد و در دايره امتحان توفيقم داد، در دنيا و آخرت سپاس را مختصّ او مى دانم. به خدا قسم! اگر اعضايم قطعه قطعه شود و پيه چشمم به سينه ام بريزد، قدرت اقدام به عُشرى از اعشارِ يك نعمت از تمام نعمت هاى عنايت شده او را كه شماره كنندگان از شمارشش عاجزند و حمد حامدان به آن نمى رسد، ندارم. نه به خدا قسم! ترك شكرش نكنم، به اندازه اى كه روز و شب و در خلوت و آشكار مرا در اين حال ببيند.

اگر حقوق واجبه اهل بيتم و خاصّ و عام مردم نبود و من مأمور به ادايش نبودم، هر آينه به چشم به آفرينش مى نگريستم و به قلب به حضرت اللَّه، تا وجود مقدّس او بر من قضاوت كند كه او بهترين حاكم است، آنگاه حضرت سجاد عليه السلام گريه كرد و عبدالملك هم به گريه حضرت گريست، سپس امام فرمود:

«چقدر فاصله است بين كسى كه در طلب آخرت است و براى به دست آوردن آن مى كوشد و كسى كه متوجّه دنياست و برايش مهم نيست مال و مقام از كجا مى آيد و در آخرت هيچ نصيبى ندارد»!! «4» صائب در هشدار به دنياپرستان چه نيكو مى فرمايد:

در طلبْ سستى چو ارباب هوس كردن چرا

 

راه دورى پيش دارى رو به پس كردن چرا

شكر دولت سايه بر بى سايگان افكندن است

 

اين هماى خوش نشين را در قفس كردن چرا

     

در خراب آباد دنياى دنى چون عنكبوت

 

تار و پود زندگى دام مگس كردن چرا

در ره دورى كه مى بايد نفس در يوزه كرد

 

عمر صرف پوچ گويى چون جرس كردن چرا

     

(صائب تبريزى)

 

امام سجاد عليه السلام و عبداللَّه مبارك

 

عبداللَّه مبارك مى گويد:

به مكّه مى رفتم، كودكى را بين هفت تا هشت سال ديدم كه سبك بال و سبك بار، به سوى حرم روان است. پيش خود گفتم: طفلى خردسال اين بيابان ها را تا مكّه چگونه سپرى مى كند. به نزدش شتافتم و بدو گفتم: از كجا مى آيى؟ جواب داد: از نزد خدا. گفتم: كجا مى روى؟ گفت: به سوى خدا. گفتم: اين بيابان مخوف را با چه كسى طى كردى؟ گفت: با خداى نيكوكار. گفتم: راحله ات كو؟ گفت: زادم تقوى، راحله ام قدم و قصدم حضرت مولاست. گفتم: از چه طايفه اى؟ گفت:

مطّلبى. گفتم: فرزند كه هستى؟ گفت: هاشمى ام. گفتم: واضح تر بگو. گفت: علوى فاطمى ام. گفتم: شعر سروده اى؟ گفت: آرى، گفتم: بخوان. اشعارى به مضمون زير خواند:

«ماييم كه واردان بر چشمه كوثريم؛ تشنگان لايق را از آن آب سيراب كرده و درصحراى محشر از آنان حمايت مى كنيم؛ هيچ كس جز از طريق ما به رستگارى نرسيده؛ و آن كس كه زادش رابطه با ماست بيچاره و بدبخت نشد؛ آن كه با ايمان و عملش ما را خوشحال كرد، از جانب ما مسرور مى شود و هر كس با ما به دشمنى و مخالفت برخاست، در اصل و ريشه اش خلل است و آن كس كه حقّ مسلّم ما را غصب كرد، در قيامت سر و كارش با حضرت ربّ العزّه است»!!

او پس از خواندن آن اشعار از نظرم ناپديد شد. به مكّه رفتم، حجّم را بجا آوردم.

در بازگشت، جمعى را در بيابان ديدم دايره وار نشسته اند. سركشيدم ناگهان آن چهره پاك و با عظمت را ديدم. پرسيدم: اين شخصيّت والا كيست؟

گفتند: علىّ بن الحسين. «5»

 

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- بحار الأنوار: 46/ 73، باب 5، حديث 59؛ الارشاد، شيخ مفيد: 2/ 140؛ كشف الغمّة: 2/ 84.

(2)- بحار الأنوار: 79/ 309، باب 4، حديث 12؛ الارشاد، شيخ مفيد: 2/ 141؛ كشف الغمة: 2/ 92.

(3)- بحار الأنوار: 46/ 75، باب 5، حديث 65؛ كشف الغمة: 2/ 85.

(4)- بحار الأنوار: 46/ 57، باب 5، حديث 10؛ مستدرك الوسائل: 1/ 125، باب 18، حديث 165.

(5)- المناقب، ابن شهر آشوب: 4/ 155؛ بحار الأنوار: 46/ 91، باب 5، حديث 78؛ مستدرك الوسائل: 8/ 31، باب 21، حديث 8996.


منبع : پایگاه عرفان
  715
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    وظیفه منتظران واقعی امام زمان(عج)
    چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
    امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
    ده پله برای شناخت امام زمان (عج)
    روزگار امام دوازدهم
    نیمه شعبان، لیلة القدر منتظران ظهور
    40 راهکار اُنس کودکان با حضرت ولیّ عصر (عج)
    براى سلامتى امام زمان (ع) دعا کنیم
    رفاقت با امام زمان(عج)
    بهترین الگوی جوانان

بیشترین بازدید این مجموعه

      وظیفه منتظران واقعی امام زمان(عج)
      اسرار زیارت امام رضا (ع)
      حضور امام حسین(ع) بر بالین شیعیان هنگام مرگ و عالم برزخ
      چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
      نیمه شعبان، لیلة القدر منتظران ظهور
      40 راهکار اُنس کودکان با حضرت ولیّ عصر (عج)
      رفاقت با امام زمان(عج)
      بزرگترین واجب!
      روزگار امام دوازدهم
      دعا و مناجات با خدا، برتر از تلاوت قرآن

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز