فارسی
يكشنبه 10 فروردين 1399 - الاحد 4 شعبان 1441
  2113
  0
  0

چرا انسان بخيل مى‏شود؟

 

قرآن مجيد علت ظهور بخل را در آيات زير پس از سوگندى شگفت بيان مى كند:

«و العاديات ضبحا. و الموريات قدحا. فالمغيرات صبحا. فأثرن به نقعا. فوسطن به جمعا. إن الانسان لرّبه لكنود. و إنّه على ذلك لشهيد. و إنّه لحبّ الخير لشديد».

سوگند به اسبان دونده اى كه همهمه كنان [به سوى جنگ ] مى تازند و سوگند به اسبانى كه با كوبيدن سمشان از سنگ ها جرقه مى جهانند و سوگند به سوارانى كه هنگام صبح غافل گيرانه به دشمن هجوم مى برند و به وسيله آن هجوم، گرد و غبار فراوانى برانگيزند و ناگاه در آن وقت در ميان گروهى دشمن درآيند [كه ] قطعا انسان نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است، و خود او بر اين ناسپاسى گواه است. و همانا او نسبت به ثروت و مال سخت علاقه مند است [و به اين سبب بخل مى ورزد].

انسان، در مواجهه با اين سوگند، گمان مى كند پروردگار بعد از اين سوگند مى خواهد نكته ملكوتى و بشارت دهنده را بيان فرمايد، ولى وقتى آيات را دنبال مى كند، درمى يابد كه حضرت بارى تعالى علت بيمارى بخل را بيان كرده است.

خداوند در آيات آغازين سوره عاديات، پس از سوگند مهم «و العاديات ضبحا ...»، مى فرمايد: «ان الانسان لرّبه لكنود»، يقينا انسان در مقابل پروردگارش در اوج ناسپاسى است. «و انّه على ذلك لشهيد»، و خودش هم اين را مى داند. يكى از ناسپاسى هاى انسان «بخل» اوست: «و انّه لحبّ الخير الشديد». اين انسان در مسير زندگى اش عشق و محبتى افراطى به پول پيدا كرده و پول به جانش بسته شده است و نمى تواند از آن جدا بشود. حبّ شديد يعنى عشق و محبت افراطى. كار محبت او به پول به جايى رسيده است كه پول در زندگى او حرف اول و آخر را مى زند و غير پول در حاشيه زندگى اش قرار دارد. محور حياتش پول و دلار و درهم و دينار است. همه برنامه هاى زندگيى اش را با اين معيار مى سنجد.

فرد محب با محبتى افراطى كه به زلف محبوب گره مى زند، هرگز نمى خواهد از محبوبش جدا شود. اين محبت خطرناك جلوى اجراى فرامين خدا را مى گيرد. دستور الهى مى گويد: زكات بپرداز، نمى پردازد؛ خمس بده، ادا نمى كند؛ قرض الحسنه بده، قرض نمى دهد؛ به بستگان مستمندت انفاق كن، نمى كند، زيرا پول معشوق اوست و او عشق افراطى به اين معشوق دارد و به هيچ عنوان حاضر نيست از اين معشوق فاصله بگيرد. اسير و بيمار و گرفتار است، آن هم گرفتار پولى كه زلزله، آتش سوزى، نوسان اقتصادى يا مرگ، آن را ناگهان از كف او مى گيرد.

تنها چيزى كه برايش مى ماند آثار بخل اوست و همين آثار هم او را جهنمى مى كند. پول مى رود و آثار مى ماند.

بنابراين انسان بايد مواظب باشد كه محبت هايش به هر محبوبى غير از پروردگار مهربان عالم، محبتى معمولى باشد تا اگر خواستند آن محبوب را به فرمان دين يا عقل يا به هر علت ديگرى از دستش بگيرند، بر او گران نيايد و به راحتى بتواند رهايش سازد و با آن خداحافظى كند. انسان اين نكته را هم بايد مدّنظر داشته باشد كه اگر مرا پروردگار بر اين قرار گرفته باشد تا محبوبش را از او بگيرد، فردا آن را به صورت بهشت به او برمى گرداند و اين گرفتن گرفتنى ابدى نيست:

«ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه».

و آنچه از كار نيك براى خود پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت.پ

.


منبع : پایگاه عرفان
  2113
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان
    حقیقت شرک در کلام امام حسین(ع)
    شرک به پروردگار، ظلمی عظیم
    راهکاری برای طلوع توجه قلبی به خداوند

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      شب اول قبر مرحوم شيخ مرتضى آشتيانى
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      لالايى جبرئيل براى امام حسين (ع)
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
      رمز موفقيت ابن ‏سينا
      عشق امام سجاد (ع) به عبادت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز