فارسی
يكشنبه 17 فروردين 1399 - الاحد 11 شعبان 1441

  441
  0
  0

خانه‏اى در بهشت‏

 

نقل است كه شخصى در مدينه به محضر حضرت صادق، عليه السلام، رسيد و عرض كرد: يابن رسول اللّه، من مستطيعم و عازم مكه هستم.

محل زندگيى ام نيز با مدينه خيلى فاصله دارد. خدا در آن منطقه ثروت زيادى نصيب من كرده است. با بخشى از آن ثروت مخارج حجّم را تأمين كرده ام، مقدارى از آن را صرف نفقه عيال و فرزندانم كرده ام، و مبلغ قابل اعتنايى هم با خود آورده ام خدمت امام زمان خودم تا طى اين مدت يك يا دو ماه كه زيارتم در مكه طول مى كشد، هرجاى مدينه كه صلاح دانستيد منزل آبرومند و خوبى براى من بخريد. امام صادق، عليه السلام، هم با كمال ميل فرمودند: باشد. گفتى خانه خيلى خوبى مى خواهى؟ عرض كرد: بله. فرمود: خانه اى كه من بپسندم مى خواهى؟

عرض كرد: بله، خانه اى كه شما بپسنديد من نيز خواهم پسنديد.

چقدر امامان ما متواضع بوده اند! يك مرد روستايى به امام صادق، عليه السلام، پول مى دهد و مى گويد: من مى روم مكه و سفرم هم دو ماه طول مى كشد، تا برگردم يك خانه خوب در مدينه برايم آماده كن! حضرت نفرمودند: مگر من كارگر تو يا واسطه خريد خانه هستم، مگر من دفتر املاك دارم؟! امام اين خواسته را كاملا با رغبت و تواضع قبول كردند و فرمودند: بهترين خانه را برايت مى خرم.

آن مرد به مكه رفت و يكى دو ماه بعد، پس از تمام شدن اعمال حج، با اين اشتياق كه اكنون امام ششم در بهترين نقطه مدينه خانه اى همچون كاخ براى من خريده است، به مدينه برگشت و به محضر وجود مبارك امام ششم شرفياب شد و عرض كرد: آقا، سند خانه مرا حاضر كنيد.

حضرت فرمود: سند خانه ات خودم هستم. تو در محل زندگى ات از يك زندگى آسوده و بى آلايش برخوردار هستى، چرا مى خواهى بيايى و در اين شهر شلوغ زندگى كنى؟ من با پولى كه وكالت دادى تا خانه اى عالى و پسنديده برايت بخرم، يك خانه در بهشت خريدم و سندش را هم به نامت صادر كردم. راه خريد آن خانه هم اين بود كه من تمام پول پاك و حلالت را طبق آيات قرآن كريم خرج نيازمندان آبرودار مدينه كردم. آن خانه هم با اين خصوصيات در بهشت برايت آماده است:

«جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة فى جنات عدن».

بهشت هايى كه از زير [درختان ] آن نهرها جارى است، در آن جاودانه اند، و نيز سراهاى پاكيزه اى را در بهشت هاى ابدى.

اين حاجى كه شيعه معتقد و مؤمنى بود به حضرت صادق، عليه السلام، عرض كرد: خريدتان را به ديده منّت دارم. سپس، خداحافظى كرد و از خدمت امام مرخص شد. عمرش چندان طول نكشيد و در كمتر از يك سال رخت به سراى باقى بست و خانه اى كه امام صادق، عليه السلام، از پروردگار با درهم و دينار او خريده و ضمانت كرده بودند، در عالم برزخ به او مرحمت شد.

«الذين قالوا ربنا اللّه ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه الا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التى كنتم توعدون».

بى ترديد كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در ميدان عمل بر اين حقيقت ] استقامت ورزيدند، فرشتگان بر آنان نازل مى شوند [و مى گويند:] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مى دادند، بشارت باد.

ملائكه رحمت در لحظه مرگ بهشت را به محتضر نشان مى دهند و مى گويند: اين همان جايگاهى است كه در دنيا به تو وعده مى دادند، اكنون مى خواهيم تو را در آن وارد كنيم.

پس، با پول مى شود مسكن بهشت، رضاى پروردگار، دل خوشى پيغمبر، صلى اللّه عليه و آله، و ائمه اطهار، عليهم السلام، را خريد، ولى بخيل خودش را با دست خود از همه اين فيض ها محروم مى كند؛ يعنى اگر ما صداى ذات بخيل را گوش بدهيم، خواهيم شنيد كه مى گويد: من بهشت و خانه بهشتى و رضاى خدا و پيغمبر و امام و رشد و نموّ مالم را نمى خواهم.  اين حرف باطن بخيل است. آن كه با قرآن آشناست اين صدا را از درون بخيل مى شنود. كلام خدا گوش انسان را باز مى كند تا خيلى صداهاى مثبت و منفى را بشنود. اما قلب خود بخيل آن قدر محجوب و تاريك شده است كه صداى درون خودش را هم نمى شنود.

با ملاحظه آيه ذيل دانسته مى شود كه بخيل چه محروميت سنگينى را براى خودش رقم مى زند:

«الذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه كمثل حبة انبتت سبع سنابل فى كلّ سنبلة مئة حبّة و اللّه يضاعف لمن يشاء و اللّه واسع عليم».

مثل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى كنند، مانند دانه اى است كه هفت خوشه بروياند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا براى هركه بخواهد چند برابر مى كند و خدا بسيار عطاكننده و داناست.

اين آيه شريفه مضمون پرمعنا و عميقى دارد. خداوند در اين آيه رفتار مردم كريم و سخاوتمند را به امرى طبيعى كه در برابر ديدگان همه قرار دارد، مثل زده است: باغبان يك دانه نباتى مثل گندم را در اختيار زمين قرار مى دهد و پى كار خود مى رود. بعد آبى به پاى اين دانه جارى مى شود و آفتابى مى تابد و هوايى به ان مى رسد. پس از مدتى، اين دانه سر از خاك بيرون مى آورد و «انبتت سبع سنابل»، هفت خوشه از آن مى رويد. دانه پس از اين رويش به ساقه ها آويخته مى شود و «فى كل سنبلة مئة حبة»، در هر خوشه اى صد «دانه» مى رويد. باغبان يك دانه به زمين داد و خدا از همان يك دانه هفت صد دانه پديد آورد. «و اللّه يضاعف لمن يشاء»، خداوند نعماتش را بر هركه بخواهد مى افزايد.

من يك بار تصاوير ضبط شده اى از مراحل رويش يك دانه گوجه فرنگى را ديدم كه به واسطه آن معنى عبارت «و اللّه يضاعف لمن يشاء» برايم بسيار خوب معنى شد. باغبانى در اين فيلم دانه اى كاشت و پرورش داد.

اين دانه پس از مدتى سر از خاك برآورد. سپس، ساقه و شاخه و برگ و گل داد. در پايان، از آن يك دانه شانزده هزار گوجه فرنگى به هم رسيد.

از «و اللّه يضاعف لمن يشاء» بالاتر «و اللّه واسع عليم» است. خدا مى فرمايد:

من دانايى هستم كه تا بى نهايت هم مى توانم به شما مخلوقات ببخشم.

خداوند كريم به پاداش يك تومان بذل مال، هفتصد برابر و بلكه بى شمار برابر آن جزاى خير مى دهد.

راستى كه بخيل خودش را از چه فيض هايى محروم مى كند! ثروتمند بخيل تيره بخت و بيچاره است: چه آن كه ثروت علمى دارد، چه آن كه ثروت آبرويى دارد، و چه آن كه ثروت مالى دارد و در راه خير هزينه نمى كند.

جود و بخشش مال آن قدر نزد پروردگار عالم ارزش دارد كه در روايات ما بيان شده است حاتم طائى بت پرست در قيامت وارد دوزخ مى شود، چون به خدا مؤمن نبوده است؛ ولى وقتى وارد دوزخش مى كنند پروردگار عالم مى فرمايد: محفظه اى برايش قرار بدهيد تا عذابش تحفيف پيدا كند، چون اين مرد هم اخلاق من و كريم بوده است.

مالكان دوزخ در روز قيامت به «كافر كريم» رحمت مى آورند، اما به «مؤمن بخيل» رحم نمى كنند


منبع : پایگاه عرفان
  441
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      توحید (1) - جلسه سی و پنجم – (متن کامل + عناوین)
      رمز موفقيت ابن ‏سينا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها
      شرایط استجابت دعا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز