فارسی
جمعه 15 فروردين 1399 - الجمعة 9 شعبان 1441
  2732
  0
  0

زمين و پيدايش حيات‏


منابع مقاله
:

کتاب   : تفسير حكيم جلد یک

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

زمين پس از گذشت دورههائى طولانى شكل ميبندد، گازها درميان فضا ناپديد شده، و اينك برگِرد زمين هوائى وجود ندارد، نه ابرى است و نه بارانى، نه رودى و نه دريائى، بلكه زمين هم چون گوى بزرگى از صخرههاى خشك و عريان جلوهگر است و درهيچ جا نشانى از حيات يافت نميشود.

ولى در دل اين سياره گنجى نهفته و تودههاى بخارآب و ديگر گازها همراه با تودههاى گل، قرنها پيش درآن مدفون شده و اينك آن گازها درميان صخرههاى زمين محبوس اند.

صخرههاى زمين اتمهاى مخصوصى نيز در خود دارند، اين اتمها ميشكنند و از شكستن آنها گرما پديد ميآيد و در ژرفاى زمين صخرهها چنان گرم ميشوند كه گداخته ميگردند و همراه با حبابهاى گاز به جوش درميآيند و از آتش فشانها فوران كرده به روى زمين روان ميشوند .... گازها نيز از آنش فشانها بيرون ميزنند و در پيرامون زمين گسترده ميشوند و پوششى از هوا به روى آن ميكشند .... بخار آب سرد ميشود و ابرهاى كلان پديد ميآيد و بارانهاى نخستين فرود ميبارد، ميليونها سال هم چنان باران ميبارد و درگودالهاى زمين فرو ميرود، قرآن دراين زمينه ميفرمايد:

وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ: «1»

واز آسمان آبى به اندازه نازل كرديم و آن را در زمين جاى داديم.

ازآنجا كه براساس مدارك ديرين شناسى درطى اولين مراحل پيدايش زمين، حيات نميتوانسته است وجود داشته باشد، و فقط هنگامى حيات پديدآمد كه شرايط مساعد گرديده و آب موجود گشته است، بزرگ ترين مسئلهاى كه در برابر ما خودنمائى ميكند اين است كه چگونه و به چه علتى حيات به روى كره زمين پديد آمده است.

مسئله پيدايش حيات يكى از جالب ترين مسائل علوم طبيعى است، اما با وجود تحقيقات فراوانى كه درباره آن به عمل آمده هنوز حل نشده است، چنان كه كريس موريس استاد سابق آكادمى علوم در نيويورك ميگويد: «در اسرار پيدايش حيات نكته اى است كه دانشمندان از درك آنها عاجز ماندهاند و به واسطه فقدان دليل نسبت به توضيح آن سكوت اختيار نمودهاند، چگونگى پيدايش حيات آن چنان مرموز و عجيب است كه از فهم متعارف خارج ميباشد و حتى دانشمندترين علماى علم الحيات نيز درمقابل اسرارآن متحير مانده اند. يك نفر دانشمند ممكن است نتواند به معجزه و خرق عادت عقيده داشته باشد اما درعين حال براثر تجربيات خود و آزمايش ديگران به چشم ميبيند كه همه موجودات اين جهان ازيك سلول ذره بينى سرچشمه ميگيرند و به تدريج رشد و نمو ميكنند. به اين سلول اوليه حيات، قدرت عجيبى واگذار شده است كه با سرعتى وصف ناكردنى به توالد و تناسل بپردازد و تمام سطح زمين و گوشهها و زواياى آن را با هزاران نوع و شكل موجودات زنده پرنمايد.»

دانشمندان درباره اين سلول زنده كه ريشه و سرچشمه حيات است اتفاق نظر دارند، نهايت برخى از آنها معتقدند كه پيدايش آن تصادفى و براثر تركيب مواد شيميائى با آب در طول زمان بوده است.

ولى امروز ثابت و مسلم و قطعى و يقينى شده است كه هرچند محيط مناسب و مساعد به حال حيات باشد ممكن نيست بتواند ايجاد حيات نمايد، هم چنين با هيچ نوع امتزاج و تركيب مواد شيميائى نميتوان جرثومه حيات را به وجود آورد.

دانشمندانى كه از روى دليل و برهان و دقت درآثار هستى و تعمق عقلى به آفريننده دانا و توانا ايمان دارند اظهار ميدارند كه: چنين نظم دقيق در كيفيت آفرينش و ايجاد جنس نر و ماده در جانداران و گياهان و غرائز و احساسات عجيب در حيوانات و تعادل شگفت انگيزى كه درحيات آنها برقرار است و هماهنگى بهت آورى كه در سلسله موجودات مشاهده ميشود با حساب تصاعد احتمالات محال است كه از روى تصادف حادث شده باشد.

علم ودانش با هزاران ابزار علمى و تجربيات دقيقى كه در دست دارد عقيده خداپرستان را تأييد نموده اعلام ميدارد كه: سرچشمه حيات ممكنات ذره بسياركوچكى است به نام پرتوپلاسم يا جرثومه حيات كه جسمى نرم و شفاف و داراى قوه حركت است و از آفتاب كسب نيرو ميكند، اين ذره به وسيله بكاربردن نور خورشيد اسيدكربنيك هوا را تجزيه كرده ذرات آن را متلاشى ميسازد، و ئيدروژن را از آب گرفته هيدروكربن ميسازد و به اين طريق مواد غذائى خود را كه يكى از غامض ترين تركيبات شيميائى عالم است به دست ميآورد.

اين ذره يك سلولى و اين قطره شفاف بخارمانند ماده اصلى حيات را دل خود ميپروراند و قدرت آن را دارد كه خلعت حيات را به همه موجودات زنده اين جهان از خرد و كلان تفويض نمايد و به هركس لباس حيات آراست محيط او را مناسب با شرايط دوام و زيست او نمايد خواه دراعماق دريا و خواه بر فراز آسمانها.

آيا ميتوان گفت و راستى قابل باور است كه اين موجود عجيب و حيرت انگيز خودبه خود يا برحسب تصادف توسط قواى لاشعور طبيعت موجود شده باشد؟!

آيا ميتوان باور كرد كه فقط برحسب اتفاق يك سلول منشأ حيات حيوانات و سلول ديگر منشأ و ريشه نباتات گرديده است؟!

بايد در فضائى از خردورزى و انصاف و با بكارگيرى وجدان و فطرت و با تكيه بردلايل و براهين و معارف حقه و فلسفه و عرفان علمى اعتراف كرد كه:

حيات نشانه اى از قدرت بيچون الهى است و اوست كه در آغاز موجودات و عناصر بيجان را آفريد و به آنها حيات بخشيد، و هم اوست كه قادر است درجهان ديگر به مردگان حيات بخشد و آنها را به صورت نخستين بازگرداند، واين آفريدن و حيات بخشيدن و ميراندن و زنده كردن فقط و فقط ويژه او و وقف حريم قدرت بينهايت آن وجود مقدس است:

هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ فَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ: «2»

منحصراً اوست كه زنده ميكند و ميميراند وچون پديدآمدن چيزى را بخواهد جزاين نيست كه به آن ميگويد باش، پس بيدرنگ موجود ميشود.

 

نباتات وپيدايش آنها

«وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْ ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ:» «3»

و اوست كه ازآسمان آبى فرستاد و به وسيله آن گياهان گوناگون را از زمين رويانديم و ازآن ساقهها و شاخههاى سبز درآورديم و ازآن دانههاى متراكم را خارج ميكنيم، و از شكوفه درخت خرما خوشههاى سرفروهشته به وجود ميآوريم و باغهائى از انگور و زيتون و انار شبيه به هم و بيشباهت به هم بيرون ميآوريم، به ميوهاش چون ميوه دهد و به كيفيت رسيدن ميوه با تأمل بنگريد، مسلماً دراين امور براى قومى كه ايمان ميآورند نشانههائى [برتوحيد، ربوبيت و قدرت خدا] ست.

اينك براى مشاهده پيدايش نباتات، تاريخ زمين را از يك ميليارد سال پيش ازميلاد درنظر مجسم ميكنيم ... هنوز سطح كره زمين گرم و مقدار بسيارى از آبهائى كه امروز اقيانوسها را پركرده ند به صورت طبقات ضخيم ابر در آسمان بال وپر گشودهاند و در نتيجه نورآفتاب نميتواند اشعه خود را مستقيماً به سطح زمين بفرستد، فقط جاندارانى در رطوبت تاريك زندگى ميكنند كه از نوع موجودات ذره بينى مخصوص بوده بدون نور خورشيد ميتوانند زنده بمانند.

با گذشت زمان سطح زمين رفته رفته سرد ميشود و بارانهايى پى درپى فرود ميبارد و آب فراوانى در اقيانوسها جمع ميگردد و آهست آهسته از ضخامت ابرهاى فراوانى كه خورشيد را پوشيده بود كاسته ميشود و خورشيد به آسانى ميتواند نور خود را به زمين بتابد ...

موجودات زنده ميكروسكوپى اوليه به تدريج «كلروفيل» ميسازند تا «ايندريدكربنيك» هوا را تجزيه كرده از اين راه مواد لازم را براى رشد و نموشان تهيه نمايند.

اين امكان تغذيه از هوا افق جديدى براى رشد و نمو موجودات زنده باز ميكند و منجر به پيدايش نباتات ميگردد.

ابتدا گياهانى به صورت جلبكها درآب اقيانوسها پديدار ميگردند و بعد نخستين گياهان خشكى به نام دونين سرازخاك برميدارند، اين گياه ساقه زيرزمينى دارد و ساقه هوا نيز توليد ميكند كه نازك و راست است و در انتها داراى هاگدان بوده و از نظر شكل ظاهرى به خزهها شباهت دارد و بعد سرخسها و پنجه گرگها و دم اسبها گياهان دوره اوليه را تشكيل ميدهند.

در دوره دوم سرخسها فراوان ميشوند و گياهانى گلدار مانند بيد، تبريزى، انجير و ماكنوليا و در اواخر اين دروه بلوط، گردو، افرا، زبان گنجشگ و مانند اينها پا به عرصه حيات ميگذارند.

درطى دوران سوم گياهان تنوع و تكثير بسيار مينمايند، و بالاخره در دوران چهارم وضع گياهان به صورت كنونى درجهان جلوهگر ميگردد. «4»

فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ: «5»

پس به آثار مهر و رحمت خدا بنگر چگونه زمين را پس از مردگياش زنده ميكند، به يقين همان قدرتى كه زمين مرده و بيجان را زنده و سرسبز گردانيد مردگان را در روز قيامت زنده ميكند و فقط اوست كه برهركارى تواناست.

 

پيدايش حيرت انگيز حيوانات

وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ: «6»

و خدا همه جنبندگان را ازآب پديدآورد، برخى برشكم و بعضى بر دوپا و بعضى برچهارپا راه ميروند خدا هرچه را بخواهد ميآفريند زيرا برهركارى تواناست.

همانطور كه درآيه فوق ملاحظه ميكنيد قرآن منشأ حيات و نخستين گهواره جنبندگان را آب معرفى نموده است.

علوم زيست شناسى نيز آب را پايه زندگى ميداند چنان كه تحقيقاتى كه راجع به ساختمان عمومى جسم زنده به عمل آمده است ميرساند كه آب و كربن قريب نود و هشت درصد جسم موجود زنده را تشكيل ميدهند، ونيز بررسيهاى زمين شناسى ميرساند كه قبل از پيدايش آب و حيات برسطح زمين وجود نداشته و پس از پيدايش آب و ايجاد درياها و اقيانوسها تدريجاً محيط مساعدى براى زندگى موجودات زنده و تنوع آنها فراهم گرديده است، و جنبندگان اوليه ابتدا در دريا بوده و بعد به خشكى درآمدهاند.

اكنون اگر با كمك علم ديرين شناسى و فسيل شناسى به قهقرا برگرديم و به تماشاى جنبندگان و حيوانات ابتدائى بپردازيم به همان ترتيبى كه در قرآن آمده است ابتدا به خزندگان آنهائى كه برشكم راه ميروند و بعد به پرندگان و آنهائى كه بردو پا راه ميروند و بعد به پستانداران و آنهائى كه برچهارپا راه ميروند برميخوريم.

قديميترين فسيلهائى كه از دوران اول به دست ديرين شناسان رسيده است عبارتاند از: تريلوبيتها، براكيوپودها، برخى ازانواع مرجانها، گرايتوليتها، فوزولين و ماهيان زره دار و در دوره بعد بعضى ديگر از ماهيها و هم چنين گروه سوسماران و ماران و لاك پشتان و تمساحان و خزندگان زمينى پديد آمدند، اين حيوانات جزء آن دستهاند كه برشكم راه ميروند.

در دوران دوم (دوره ژوراسيك) پرندگان پيدا شدند كه قديميترين آنها اركئورنيت است كه داراى پرو استخوان و جمجمه شبيه به پرندگان و به جثه كبوترى بوده ولى نميتوانسته است خوب پرواز كند و پرهاى او بيشتر براى جلوگيرى از حملات دشمنان بوده است.

در دوره بعد پرندگانى پديد آمدند كه عبارت بودند از ايكتيورنيس كه به جثه كلاغى بوده و به خوبى ميتوانسته پرواز نمايد و هسپرونيس كه داراى قيافه مرغان ماهى خوار بوده است. اين حيوانات جزء آن دستهاند كه بردو پا راه ميروند.

نخستين آثار پستاندارن در دوره ترياس در اواخر دوره دوم پيداشده است، اين پستانداران اكثراً جثه اى كوچك داشته اند، گرچه از بقاياى كامل اين جنبدگان به حدكافى به دست فسيل شناسان نرسيده ولى احتمال ميرود كه از دسته كيسه داران بوده اند.

از اوائل دوران سوم پستانداران و آنهائى كه برچهارپا راه ميروند به يك باره كثرت و تنوع پيدا كردهاند تا به انواع بيشمار كنونى از قبيل اسب، گاو، شتر، فيل، كرگردن و ميمون رسيدهاند و اين حيوانات جزو آن دستهاند كه بر چهار پا راه ميروند.

نتيجه اى كه قرآن از مشاهده آفرينش حيوانات گوناگون به دست ميدهد اين است كه:

خداوند هرچه بخواهد ميآفريند زيرا او برهركارى تواناست.

راستى اين آفرينشهاى گوناگون و حيرت انگيز حيوانات ما را به قدرت بينهايت پروردگار هدايت نموده «7» و دل را براى پذيرش توحيد ناب و ربوبيت حضرت حق آماده ميسازد.

أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ؟! «8»

آيا به آفرينش شتر با دقت و تأمل نمينگرند كه چگونه «با منافع بسيار» آفريده شده است.

أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ وَ يَقْبِضْنَ ما يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْ ءٍ بَصِيرٌ: «9»

آيا ندانستهاند كه پرندگان بالاى سرشان را درحالى كه بال ميگشايند و ميبندند فقط خداى رحمان در فضا نگه ميدارد؟ يقيناً او برهمه چيز و برهركارى بيناست.

 

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- مؤمنون، آيه 18.

(2)- غافر، آيه 68.

(3)- انعام، آيه 99.

(4)- زمينشناسى و تكامل به روايت گذشته و آينده جهان، 38.

(5)- روم، آيه 50.

(6)- نور، آيه 41.

(7)- گذشته و آينده جهان، 32.

(8)- غاشيه، آيه 18.

(9)- ملك، آيه 19.

 


منبع : پایگاه عرفان
  2732
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم
    آیه وفا
    خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
    اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
    پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
    معناى «لا اله الا اللّه»
    برتري امام حسين (ع) بر امامان ديگر (ع)
    سیمای امام حسین (ع) در کلام اهل بیت (ع)
    منزلت امام حسین(ع)         
    الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  

بیشترین بازدید این مجموعه

      دوغریزه سیری ناپذیر انسان
      ماوراى هفت آسمان‏
      داستان دعای مشلول
      آیه وفا
      سیمای حضرت علی اکبر (ع)
      آثار صله رحم
      بخوانید مرا، تا اجابت کنم شما را!
      خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
      دعایی برای نجات از بلا و گرفتاری ها
      کرامات و معجزات حضرت فاطمه زهرا (س) (2)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز