فارسی
سه شنبه 12 فروردين 1399 - الثلاثاء 6 شعبان 1441
  1109
  0
  0

آثار معنوى مال حلال‏

منابع مقاله:

کتاب : عرفان اسلامى جلد دو         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

مى دانيم كه حضرت حق از هر جهت، به وضع موجودات آفرينش آگاه است و سايه عدالت جنابش بر تمام زواياى حيات مخلوقات گسترده است و حكمتش در سراسر عالم وجود، به وضوح ديده مى شود.

حضرت مولا در ميان تمام موجودات، به انسان عنايت خاصّى دارد و نظرش بر اين موجود والا، نظر ديگرى است.

حضرت دوست مقام خلافت از خود و علم و حكمت و ايمان و هدايت و حركت به سوى رشد و كمال تا رسيدن به مقام لقاء را مخصوص انسان نموده است.

حضرت يار عالم را براى انسان و انسان را براى خود خلق كرده و در حديث قدسى به اين معنا اشاره فرموده:

خَلَقْتُ الأَشْياءَ لِاجْلِكَ وَخَلَقْتُكَ لِاجْلى «1».

اى انسان! همه چيز را به خاطر تو آفريدم و تو را به خاطر خودم.

بر هر انسانى واجب عينى است كه هدف حضرت حق را تحقّق بخشد و تحقّق اين هدف عالى، يعنى رسيدن به لقاء دوست و به دست آوردن رضاى خدا منوط به معرفت انسان نسبت به حقايق و عمل او براساس آن معرفت است.

آنچه را انسان بايد بداند و به آن عمل كند به وسيله كتب آسمانى به خصوص قرآن مجيد و انبيا و ائمه عليهم السلام و عاشقان جمال بيان فرموده و در اين زمينه چيزى فروگذار نشده است.

فرهنگ پاك الهى آنچه به مصلحت دنيا و آخرت بشر بوده و هرآنچه براى دنيا و آخرتش ضرر داشته بيان كرده و حجّت را بر تمام انسان ها تمام نموده است.

فردا در پيشگاه جناب حق، احدى براى نقص و خطا و اشتباه و عصيان و گناه خود دليل وعذرى نخواهد داشت.

با توجّه به اين كه خداى مهربان تمام علل و عوامل رشد و كمال را براى انسان فراهم آورده، اگر انسان در رساندن خود به پيشگاه حق كوتاهى كند، با دست خود، علّت سقوط خويش و افتادن در خزى دنيا و عذاب آخرت را فراهم كرده و چشاندن ذلّت دنيا و عذاب آخرت بر او از طرف حق تعالى حتم و حق است.

انسان بايد براى يادگيرى خواسته هاى خداوند و به اجراى آن قيام كند و با دقّت در معارف الهيه، به اين معنا ايمان پيدا كند كه خداوند عزيز با وضع مقرّراتش به خصوص در باب حلال و حرام جز خير و مصلحت و عزّت و شرف انسان هدفى نداشته و وضع قوانين، از باب محبّت و عشقى كه به انسان داشته، صورت گرفته است.

انصاف و مردانگى و جوانمردى و فتوّت و كرامت و بزرگوارى، اقتضا مى كند كه انسان دل از همه بردارد و گوش از شنيدن صداى غير دوست ببندد و قلب را يك پارچه به نور عشق يار منوّر كرده و تمام اعضا و جوارح را در خدمت دوست قرار بدهد و جز به دعوت دوست گوش فرا ندهد و در تمام زواياى حيات، خود را مأمور دوست دانسته و جز در راه او و براى او خدمت ننمايد و به قول فيض كاشانى آن بلبل گلستان عشق:

مرد آن باشد كه چون او را رهى بنموده شد

 

در همان ساعت بپاى همّتش پيموده شد

مرد آن باشد كه چشم و گوش و دست و پاى او

 

جمله در راه خدا بهر خدا فرسوده شد

مرد آن باشد كه دنياى دنى را چون شناخت

 

همّت عاليش از لذّات آن آسوده شد

مرد آن باشد كه او هرچند علم آموخت باز

 

كرد كوشش تا دگر بر دانشش افزوده شد

اى دريغا خلق را گوش پذيرفتن كر است

 

آنچه گفتى فيض در پند كسان نشنوده شد

     

آرى، وقتى انسان نسبت به برنامه هاى حق سراپا گوش شد و به ميدان با عظمت معرفت رسيد و آن معرفت را با همّت بلند و اراده پر قدرت به عمل تبديل كرد.

لايق حضور يار خواهد شد و اين لياقت كه از اعظم نعمت هاى خداست بهترين آثار ايمان و عمل انسان است و اگر آدمى از دعوت دوست روى گردان شد و بر وفق خواسته هاى نفس و شياطين عمل كرد، بى قدر و قيمت شده و به خذلان و ذلّت دچار خواهد آمد و دنيا و آخرت را از دست داده، از نظر رحمت و لطف و محبّت دوست مى افتد و اين محروميّت از رحمت و عنايت يار از آثار شوم روى گرداندن از مولاست!!

از آنجايى قوام بدن بستگى به غذا دارد و قوام روح بستگى به بدن و روح آدمى در تمام حالات و حركاتش از بدن اثر مى گيرد، انسان بايد در مسئله غذا- كه در حقيقت نسبت به وجود انسان به منزله ريشه براى درخت است- با تمام وجود دقّت كند كه اوّلًا غذا از نظر ظاهر پاك و از نظر باطن كاملًا حلال باشد و سعى كند از غذايى كه شبهه در آن دارد حتماً بپرهيزد و از آنچه حرام است با تمام وجود بگريزد؛ زيرا غذاى حلال آن هم در صورتى كه به اندازه نياز خورده شود باعث نورانيّت قلب و جان و در نتيجه محرّك انسان به سوى كسب معرفت و عمل به خواسته هاى مولاست و غذاى حرام مولّد ظلمت و تاريكى در قلب و جان و محرّك انسان به سوى انواع معاصى و گناهان است و در حقيقت غذاى حلال علّت دوام معنويّت و غذاى حرام باعث كوردلى و هلاكت انسان است، در آيات قرآن و معارف الهيه به طور مفصّل به آثار وضعى حلال و حرام اشاره شده كه لازم است قسمتى از آن آثار ارزنده در اين نوشتار آورده شود.

عن ابى عبداللّه عليه السلام: إِنَّما بُنِىَ الْجَسَدُ عَلَى الْخُبْزِ «2».

امام صادق عليه السلام فرمود: جسد انسان از نان بنيان دارد.

اشاره به اين كه انسان ساخته و زنده به غذاست، پس بايد در مسئله غذا دقّت كامل كرد و توجّه داشت كه ساختار بدن، بدنى كه بر فكر و قلب و روح بدون شك اثر مى گذارد از چيست؟ از حلال است يا حرام؟

وَعَنْهُ صلى الله عليه و آله: اللهُمَّ بارِكْ لَنا فى الْخُبْزِ وَلا تُفَرِّقْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ فَلَوْلا الْخُبْزُ ما صَلَّيْنا وَلا صُمْنا وَلا أَدَّيْنا فَرائِضَ رَبِّنا «3».

از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه به پيشگاه حضرت حق عرض مى كرد: خداوندا! در نان براى ما بركت قرار بده [در آيات و روايات مهم اسلامى آمده كه حرام بركت ندارد، بركت فقط در مال حلال است ] و بين ما و نان مبارك جدايى مينداز؛ زيرا اگر نان نباشد ما نماز و روزه و اداى واجبات حق نخواهيم داشت.

عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: الطَّعامُ إِذا جُمِعَ أَرْبَعُ خِصالٍ فَقَدْ تَمَّ، إِذا كانَ مِنْ حَلالٍ وَكَثُرَتِ الأَيْدى وَسُمِّىَ فى أَوَّلِهِ وَحُمِدَ اللّهُ فى آخِرِهِ «4».

امام صادق عليه السلام فرمود: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: هرگاه چهار خصلت در طعام جمع باشد آن طعام تمام و كامل است: از حلال باشد، خورنده زياد داشته باشد، در اوّلش بسم اللّه و در آخرش الحمد للّه قرار بگيرد.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: طَلَبُ الْحَلالِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ «5».

پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله فرمود: طلب حلال بر هر مسلمانى واجب است.

اين وجوب چون در ارتباط با قسمت مهمّى از سعادت دنيا و آخرت انسان است نبايد عادى و ساده گرفته شود؛ بياييم اين وجوب را كه نسبت به واجبات ديگر به منزله اصل نسبت به فرع است با اهميّت تلقّى كنيم و آن را كوچك نشماريم كه هركس حكم خدا و رسولش را كوچك شمارد معصوم عليه السلام فرموده ايمان ندارد!!

قالَ صلى الله عليه و آله: مَنْ سَعى عَلى عِيالِهِ مِنْ حِلِّهِ فَهُوَ كَالْمُجاهِدِ فى سَبيلِ اللّهِ وَمَنْ طَلَبَ الدُّنْيا حَلالًا فى عِفافٍ كانَ فى دَرَجَةِ الشُّهَداءِ «6».

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه كوشش براى تأمين مخارج اهل و عيال از طريق حلال دارد، مانند مجاهد در راه خداست و هركس دنيا را از طريق حلال و حفظ نفس از گناه بطلبد در درجه شهداست.

آرى، غذاى حلال نتيجه اش جهاد در راه يار و رسيدن به مقام با عظمت شهادت است.

وَقالَ صلى الله عليه و آله: مَنْ أَكَلَ الْحَلالَ أَرْبَعينَ يَوْماً نَوَّرَ اللّهُ قَلْبَهُ وَأجْدى يَنابيعَ الْحِكْمَةَ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ «7».

نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هركس چهل روز حلال بخورد، خداوند قلبش را نورانى كرده و چشمه هاى حكمت از دلش بر زبانش جارى خواهد كرد.

 

تجلّى قرآن در قلب

از نكات بسيار مهمّى كه پيرامون اثر مال حلال مى توان بيان كرد قضيه مرحوم ملاكاظم است كه اهل اراك و انسانى متديّن به حقايق و عامل به دستورهاى حضرت حق بود.

تنها چيزى كه آن مرد با صفا را رنج مى داد، بى سوادى او بود، به خصوص وقتى سخن قرآن به ميان مى آمد، به خاطر اين كه سواد خواندن و نوشتن نداشت، سخت رنجيده خاطر مى شد.

او با تمام وجود عاشق قرآن بود و ميل داشت مانند كسانى كه قرآن مى خوانند، قرآن بخواند.

او نمى توانست قرآن بخواند، ولى آنچه از قرآن به وسيله علماى ربّانى شنيده بود به آن آراسته بوده؛ ملاكاظم رفتار و كردار و اخلاقش قرآن بود و به خصوص مسئله حلال و حرام در اعمال و مخصوصاً در كسب و كار و خوراك را رعايت مى كرد!!

شبى در عالم رؤيا به حضور يكى از معصومين عليهم السلام «1» مشرّف مى شود. حضرت به او مى فرمايد: قرآن بخوان. عرضه مى دارد: نمى توانم. حضرت مى فرمايد:

مى توانى، در محضر رهبر اسلام چند آيه اى قرائت مى كند و از شدّت شوق از خواب بيدار شده حس مى كند تمام قرآن بر قلب او تجلّى كرده و نقش بسته است!!

فرداى آن شب به ديدن مرحوم نوّاب صفوى رسيده، داستان رؤياى صادقه خود را بيان مى كند، آن مرحوم از او امتحان به عمل مى آورد و مى بيند عين حقيقت است!!

ايشان نه تنها قرآن را از حفظ مى خواند، بلكه با حسّ سرانگشت خود آيات قرآن را از ساير جملات عربى تشخيص مى داد و هم چنين با تمام آيات كه در چه جزء يا در چه سوره اى است آشنا بود.

گاهى صفحه اى از مفاتيح را جلوى او مى گذاشتند و از او مى پرسيدند: اين قسمت در كجاى قرآن است؟ انگشت روى كلمات مى گذاشت و مى گفت: اين قرآن نيست و گاهى از او مى پرسيدند: فلان آيه در كجاست؟ قرآن را باز مى كرد و با انگشت خود آيه را پيدا كرده و نشان مى داد!!

اين مجموعه از عنايات به مرحوم ملاكاظم به تاييد حضرت آيت الله العظمى بروجردى و بعضى از علماى وقت نيز رسيد.

بى ترديد غذاى حلال آثار مهمّى دارد، كه از جمله آثار آن باز شدن قلب و روشنى جان و غرق شدن دل در حكمت الهى است.

رُوِىَ أَنَّ سَعْداً سَأَلَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله أَنْ يَجْعَلَهُ مُجابَ الدَّعْوَةِ فَقالَ لَهُ: أَطِبْ طُعْمَتَكَ تَسْتَجِبُ دَعْوَتَكَ «8».

سعد از پيامبر عزيز صلى الله عليه و آله خواست مستجاب الدعوة شود، حضرت فرمود:

غذايت را حلال كن، دعايت مستجاب مى شود.

وَقالَ صلى الله عليه و آله: العِبادَةُ عَشَرَةَ أَجْزاءٍ فَتِسْعَةٌ مِنْها فى طَلَبِ الْحَلالِ «9».

و نيز نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: عبادت ده جزء است، نُه جزء آن در طلب مال حلال است.

وَقالَ صلى الله عليه و آله: مَنْ أَمْسى وانِياً مِنْ طَلَبِ الْحَلالِ باتَ مَغْفُوراً لَهُ وَأَصْبَحَ وَاللّهِ عَنْهُ راضٍ «10».

و نيز آن حضرت فرمود: هركس روز را در طلب مال حلال در حال خستگى به پايان برد و وارد شب شود و بخوابد، آمرزيده خوابيده و صبح مى كند در حالى كه خداوند از او راضى است.

خالد بن نجيح مى گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: هركس از يارانتان را ديديد سلام برسانيد و به او بگوييد: جعفر بن محمّد به شما سلام رسانده و گفته، بر شما باد به پرهيز از گناه و به آنچه كه نزد خدا به آن مى رسيد، بدون شك به خدا قسم ما شما را به جز به آنچه نفس خود را امر مى كنيم امر نمى كنيم، بر شما باد به كوشش و فعاليّت، وقتى نماز صبح را خوانديد، همان صبح زود براى طلب رزق حركت كنيد و فقط دنبال مال حلال باشيد، كه خداوند از حلال روزى شما مى كند و بر به دست آوردن حلال به شما كمك مى نمايد .

سهل بن عبداللّه مى گفت: عبد به حقيقت ايمان نمى رسد، مگر با چهار برنامه:

اداى واجبات با روش اسلامى، خوردن مال حلال با ورع، اجتناب از گناه در پنهان و آشكار و استقامت بر اين واقعيت ها تا وقت مرگ.

و هم او گفت: هركس دوست دارد به آيات صدّيقين و به نشانه هاى راستان حقيقى به كشف واقعيت ها برسد، نخورد مگر مال حلال و عمل نكند مگر در چهارچوب سنّت و ضرورت.

گفته شده: اوّل لقمه اى كه عبد از حلال بخورد تمام گناهانش آمرزيده شود و هركس نفس را در طلب حلال ذلّت بدهد، گناهانش هم چون برگ درخت مى ريزد.

پسر مبارك مى گفت: درهمى از مال شبهه ناك واگذارم، برايم از صدهزار درهم صدقه دادن نيكوتر است.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- شرح الاسماء الحسنى: 1/ 139.

(2)- الكافى: 6/ 286، باب أن ابن آدم اجوف...، حديث 3؛ بحار الأنوار: 63/ 270، باب 1، حديث 3.

(3)- الكافى: 6/ 287، باب أن ابن آدم اجوف...، حديث 6؛ بحار الأنوار: 63/ 270، باب 1، حديث 6.

(4)- الكافى: 6/ 273، باب اجتماع الأيدى على الطعام، حديث 2.

(5)- جامع الأخبار: 139، فصل 99؛ بحار الأنوار: 100/ 9، باب 1، حديث 35.

(6)- محجّة البيضاء: 3/ 203، كتاب الحرام والحلال.

(7)- محجّة البيضاء: 3/ 204، كتاب الحلال والحرام. (7)- گويا پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله بودند.

(8)- محجّة البيضاء: 3/ 204، كتاب الحلال والحرام باب 1.

(9)- محجّة البيضاء: 3/ 205، كتاب الحلال والحرام باب 1.

(10)- محجّة البيضاء: 3/ 205، كتاب الحلال والحرام باب 1.

 


منبع : پایگاه عرفان
  1109
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم
    آیه وفا
    خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
    اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
    پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
    معناى «لا اله الا اللّه»
    برتري امام حسين (ع) بر امامان ديگر (ع)
    سیمای امام حسین (ع) در کلام اهل بیت (ع)
    منزلت امام حسین(ع)         
    الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  

بیشترین بازدید این مجموعه

      حضرت علی اصغر (ع) طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام
      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      داستان دعای مشلول
      آیه وفا
      پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
      راز سر به مهر سوره "یاسین"
      شادی در اسلام
      200 گردنه بین مومن و بهشت!
      خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
      هدف از خلقت انسان در قرآن

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز