فارسی
سه شنبه 19 فروردين 1399 - الثلاثاء 13 شعبان 1441

  347
  0
  0

انتهاى كار حجر و يارانش‏

 

در احوالات اين بزرگواران آمده است كه معاويه هر كارى كرد كه آنان را به سازش دعوت كند نپذيرفتند و گفتند: محال است از حق دست برداريم. در نتيجه، يك روز با همان زنجيرهايى كه به گردن و دست و پايشان بود، آن ها را از زندان بيرون آوردند و از دمشق به منطقه مرج عذراء بردند. در آن جا، از پيش شش قبر آماده كرده بودند. حجر و پنج تن از همراهانش را آوردند و كنار اين قبرها قرار دادند و به آن ها گفتند:

يا دست از على برداريد يا با همين زنجيرهايى كه به بدنتان است سرتان را از بدن جدا مى كنيم و بى غسل و كفن و بى نماز دفنتان مى كنيم!

اين آخرين سخن سربازان معاويه بود، ولى انسان عاقل از اين تهديدها هم وحشتى ندارد:

«يجاهدون فى سبيل اللّه و لا يخافون لومة لائم».

حجر و يارانش با آرامش خيال به سربازان معاويه گفتند: ما از على دست برنمى داريم. شما هم كارى را كه به آن مامور شده ايد انجام دهيد! آن گاه، سربازان معاويه سر اين مردان بزرگ را از بدن جدا كردند و با لگد بدن آنان را در قبرهايشان انداختند و روى قبرها را پوشاندند و رفتند.

بيدارى در انسان عاقل اين قدر قوى است كه شهادت را با خشنودى مى پذيرد، براى اين كه، از بركت شهادت، حق يافته را نگاه مى دارد و آن را از دست نمى دهد.


منبع : پایگاه عرفان
  347
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      ثمره ازدواج علامه لاهيجانى‏
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      حق الناس در قيامت‏
      مرگ و عالم آخرت
      رحمت آوردن به كوچكتر و احترام به بزرگتر
      غيبت‏
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها
      داستان صبر رشید هجری

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز