فارسی
يكشنبه 10 فروردين 1399 - الاحد 4 شعبان 1441
  731
  0
  0

جايگاه مال حلال در اسلام‏

 

منابع مقاله:

کتاب : عرفان اسلامى جلد دو         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

اهميّت و ارزشى كه اسلام براى مال حلال قائل شده، براى كم تر چيزى آن مقدار ارزش اعلام كرده است.

مال، به خصوص مقدارى كه انسان از آن مى خورد، به مانند ريشه است و تمام اعمال و كردار و رفتار و حركات انسان، شاخ و برگ آن است.

آدمى براى انجام تمام كارها، احتياج به قدرت و توان دارد؛ اين قدرت و توان را خوراك انسان تأمين مى كند، اگر اين خوراك حلال باشد، محصول آن را كه عبادات و حركات صحيح اجتماعى و قسمتى از اخلاقيات است، خداوند مهربان قبول مى كند و اصولًا مال حلال به انسان روشنى و نور بخشيده و آدمى را در مسير الهى به حركت مى آورد و اگر حرام باشد دل را تاريك و زمينه ظهور اخلاق سيّئه و اعمال ناپسند و شيطانى را در انسان به وجود مى آورد.

انبياى بزرگ الهى، امامان معصوم، عارفان بيدار دل، عاشقان شيفته، قبل از انجام هر كار، توجّه فوق العاده اى به مال و به خصوص خوراك خود مبذول مى داشتند و حتّى در مسئله مال و خوراك حلال، در حدّ ضرورت قناعت مى كردند.

ساختمان وجود انسان، محصول خوراك اوست و آنچه را انجام مى دهد، اكثراً در ارتباط با مال است؛ روى اين حساب عباد حق بايد پيش از هر چيز به مسئله مال و خوراك دقّت كنند!!

عباد شايسته حق، مال را جز يك وسيله چيزى نمى ديدند و از اين وسيله فقط براى رسيدن به مقام قرب و كسب رضاى محبوب استفاده مى كردند.

محبّت اولياى حق به مال، محبّت سطحى بود و برخوردشان در مسئله مال برخوردى عادى و معمولى و نسبت به مال با چشمى عادى مى نگريستند و هميشه از روى آوردن مال به خود وحشت داشتند و به محض به دست آوردن مال، براى خود و اهل و عيالشان به اندازه لازم و بلكه به مقدار ضرورت برمى داشتند و بقيّه آن را در همان راهى كه معشوق از آنان مى خواست صرف مى كردند.

شما پيغمبر و امام و عاشقى از عاشقان حق و عارفى از عرفاى واقعى را نخواهيد ديد كه در وصيّت خودشان براى بعد از مرگشان نسبت به مال سفارشى داشته باشند؛ زيرا آن بزرگواران در عين اين كه براى اداره امور زندگى خود و اهل و عيالشان به اندازه لازم كوشش مى كردند و گاهى مال فراوانى از طريق كشاورزى، دام دارى، تجارت، صنعت، به دست مى آوردند پس از مخارج عادى روزمرّه بقيّه آن را با خداوند عزيز از طريق صدقه، انفاق، دستگيرى از يتيم و مسكين و ابن سبيل و صرف در كارهاى خير، معامله مى كردند.

با ديد پاك و مستقيمى كه اولياى الهى به مال داشتند، هميشه از عوارض منفى وخطرزاى مال كه در مرحله عملى و اخلاقى بروز مى كرد، درامان بودند.

به عبارت ديگر اولياى حق و عاشقان دوست از تكاثر و جمع مال و ثروت اندوزى و فخر فروشى به مال و حرص و بخل و حسد و كبر و عجب درامان بودند و همه دنيا و مال دنيا اگر منهاى حق بود براى آن بزرگواران پشيزى ارزش نداشت؛ آنچه براى آنان مهم بود، خواسته مولا و رضايت دوست بود و آنان مال را به دستور محبوب به دست آورده و به دستور او در گردونه خرج قرار مى دادند و هرگز دل به مال دنيا نمى بستند و در يك كلمه خادم و خدمت گزار و نوكر مال نبودند، بلكه مال براى آنان بهترين خدمت گزار در راه حق بود.

اينان با اين دل پاكى كه داشتند و با آن چشم بصيرتى كه به توفيق الهى به مال دنيا مى نگريستند، زندگى را بر خود آسان نموده و كم ترين چشم داشتى به كسى نداشتند، خواسته آنان بسيار كم و حاجاتشان فوق العاده سبك بود.

چه زيبا سروده عارف وارسته مرحوم الهى قمشه اى در ترجمه «حاجاتُهُمْ خَفيفَةٌ» كه در خطبه متّقين اميرالمؤمنين عليه السلام آمده:

نكويان جهان از بى نيازى

 

نمى گيرند عالم را به بازى

سبكبار اندر اين دار مجازند

 

به كم تر مايه آنان بى نيازند

نياز جسم و جان را برده از ياد

 

به ناز دلبر خود گشته دلشاد

به جز خالق كه از كل بى نياز است

 

خلايق را به يكديگر نياز است

جهان را سهل گير ار هوشمندى

 

منه بر پاى خود از حرص بندى

تويى مرغ سبك پرواز هشيار

 

در اين ره رو چو آگاهان سبك بار

سبك بارى نشاط اين جهان است

 

قناعت بى گمان گنج نهان است

     

 

قرآن و مسئله مال

انسان در اين مدّت كوتاه و زودگذر عمر با مسئله مال برخوردهاى گوناگونى دارد كه قرآن مجيد در آيات نورانيش به انواع برخوردهاى انسان با مال اشاره مى كند.

قرآن، گاهى از مال، تحت عنوان خير الهى در دست مردم ياد كرده و گاهى از مال به عنوان وسيله هلاكت و بدبختى و علّت عذاب ابد سخن گفته و گاهى مال را منشأ سعادت و زمانى وسيله بخل و حرص معرّفى نموده، گاهى مردم را تشويق به روى آوردن به مال و زمانى آنان را از مال دنيا سخت برحذر مى دارد و اين تقسيمات همه در ارتباط با وضع حالى و دينى انسان نسبت به مال است.

انسان منوّر به نور ايمان و متديّن به مسائل الهى و دارنده قلب سليم و عارف به معارف الهيه و عامل به دستورهاى حق تعالى، بدون شك برخوردش با مال برخوردى صحيح و الهى است و مال براى او خير و خوشى و عامل سعادت و وسيله نيك بختى و صداقت است.

انسان دور از حق و تاريك دل و منافق و ضدّ خدا و بى معرفت و بى نور، بى ترديد برخوردش با مال برخوردى غلط و بلكه برخوردى شيطانى است و مال براى او شرّ و عامل شقاوت و وسيله حرص و بخل و علّت نابودى دنيا و آخرت و نابود كننده سعادت و عاملى براى عذاب ابدى انسان در عالم آخرت است.

قرآن، مردم را از برخورد غيراصولى با مال دنيا به سختى برحذر مى دارد و انسان را در اين زمينه به عالى ترين شكل، نصيحت و موعظه مى كند و بنى آدم را از آلوده شدن به مال حرام برحذر مى دارد.

[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ] «1».

اى مؤمنان! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل كنند و آنان كه [به خاطر مال و فرزند از ياد خدا] غافل مى شوند، زيانكارند.

[فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ* أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ* نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ ] «2».

پس آنان را در غرقاب گمراهى و جهالتشان تا هنگامى [كه مرگشان فرا رسد] واگذار.* آيا گمان مى كنند افزونى و گسترشى كه به سبب مال و اولاد به آنان مى دهيم،* در حقيقت مى خواهيم در عطا كردن خيرات به آنان شتاب ورزيم؟ [چنين نيست ] بلكه [آنان ] درك نمى كنند [كه ما مى خواهيم با افزونى مال و اولاد، در تفرقه، طغيان، گمراهى و تيره بختى بيش ترى فرو روند.].

[الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا] «3».

مال و فرزندان، آرايش و زيور زندگى دنيا هستند، ولى اعمال شايسته پايدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ اميد داشتن به آن ها نيكوتر است.

قرآن مجيد در سوره مباركه كهف داستان غرور مرد ناسپاس و بى خبرى را به خاطر مال در برابر مردى مؤمن و فقير براى عبرت امّت بدين گونه نقل مى كند:

اى رسول ما! داستان دو مرد مؤمن و ناسپاس را براى امّت مثل بزن كه ما به يكى از آن ها دو باغ انگور داديم و اطرافش را به نخل خرما پوشانديم و عرصه ميان آن ها را مخصوص كشتزار قرار داديم. آن دو باغ ميوه هاى خود را به طور كامل و بدون آفت و نقصان تحويل مى داد، در وسط آن ها نيز جوى آبى روان ساختيم.

اين مرد كه باغش داراى ميوه بسيار بود، در مقام گفتگو و مفاخرت با رفيقش كه مردى مؤمن و فقير بود برآمد و گفت: من از تو به خاطر دارايى بيش تر و خدم و حشم، محترم تر و عزيزترم.

روزى در حالى كه به نفس خود ستمكار بود و عمر را به گناه و غفلت سپرى كرده بود با كمال غرور وارد باغ شد و گفت: گمان نمى كنم اين باغ و دارايى من نابود شود!!

و نيز گمان نمى كنم روز قيامتى برپا شود، اگر هم به سوى خدا بازگردم، در آن جهان نيز از اين باغ منزلى بهتر خواهم يافت.

رفيق با ايمان و فقير در مقام اندرز و نصيحت او برآمد و گفت: آيا به پروردگارى كه تو را نخست از خاك، سپس از نطفه آفريد، آن گاه مردى كامل و آراسته ساخت، كافر شدى؟ زهى جهل و نادانى!

لكن پروردگار من همان خداى يكتاست و هرگز به او شرك نخواهم آورد؛ اى رفيق! تو چرا وقتى به باغ درآمدى نگفتى كه همه چيز به خواست خداست و جز قدرت خدا قوّه اى نيست و اگر تو مرا به خاطر مال و فرزندت از خود كم تر دانى به خود مغرور مباش كه ارزش انسان بر انسان به مال و منال و فرزند نيست.

اميد است خداوند مهربان در دنيا و آخرت، بهتر از باغ تو به من عطا كند و بر بوستان تو مرد كافركيش آتشى از آسمان فرستد كه با خاك يكسان شود و يك سره نابود گردد، يا صبح گاهى جوى آبش به زمين فرو رود به طورى كه ديگر نتوانى آب به دست آرى و باغت خشك شود؛ يا آن كه ثمره و ميوه هايش نابود گردد، تا صبح دمى از شدّت حزن و اندوه برآنچه در باغ كردى دست بر دست زنى و ببينى كه بنا و اشجارش همه از بين رفته، آن گاه بر كفرت پشيمان گردى و بگويى: اى كاش من به خداى خود مشرك نمى شدم و به خودپرستى و غرور دچار نمى گشتم.

تمام آن بلاهايى كه مؤمن فقير پيش بينى مى كرد به سر آن بدبخت درآمد و ابداً جز خدا هيچ كس نباشد كه آن گنهكار كافر را از قهر و خشم خدا يارى و حمايت كند كه خدا هم دشمن كافران است نه يار آن ها.

در آن روز و آنجا ولايت و حكم فرمايى خاصّ خداست كه به حق فرمان دهد و بهترين ثواب آخرت و عاقبت نيكو را هم او به هركه خواهد عطا نمايد.

اى رسول ما! براى امّت، چنين زندگانى تمام دنيا را مثل بزن كه ما آب بارانى از آسمان نازل كرديم و به آن آب درختان و نباتات گوناگون زمين، درهم پيچيده و خرّم برويد، سپس صبح گاهى همه درهم شكسته و خشك شود و به دست بادهاى حوادث زير و زبر گردد و خدا بر همه چيز اقتدار كامل دارد «4».

[الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا] «5».

مال و فرزندان، آرايش و زيور زندگى دنيا هستند، ولى اعمال شايسته پايدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ اميد داشتن به آن ها نيكوتر است.

قرآن مجيد در مضامين عالى سوره تكاثر مى فرمايد:

شما مردم را بسيارىِ اموال و فرزند و عشيره از ياد خدا غافل كرده، تا جايى كه به گور و ملاقات قبور رفتيد.

اين برنامه شما برنامه درستى نيست و حق و حقيقت اين نيست كه پنداشته ايد؛ به زودى خواهيد دانست كه پس از مرگ چه سختى ها در برداريد، باز هم حقّاً خواهيد دانست كه در قيامت با چه عذاب هايى مواجهيد، نه چنين است اگر بدانيد چه حادثه بزرگى در پيش داريد هرگز به بازى دنيا از آخرت غافل نمى شديد؛ البته پس از مرگ دوزخ را مشاهده خواهيد كرد و سپس به چشم يقين مى بينيد، آن گاه در آنجا از نعمت ها (مانند مال و جاه و صحّت و جوانى و عمر و نبوّت انبيا و ولايت على عليه السلام از شما بازپرسى خواهند كرد).

و در سوره همزه مى فرمايد: واى بر عيب جوى هرزه زبان، همان كسى كه مال جمع كرده و دائم به حساب و شمارش آن سرگرم است، پندارد كه مال و دارايى دنيا به او عمر ابد خواهد داد، چنين نيست بلكه بدون شك به آتش سوزان دوزخ درخواهد افتد، آتشى كه چگونه سختى آن را تصوّر خواهى كرد، آن آتش را خشم خدا برافروخته شراره آن بر دل ناپاكان شعله ور است، آتشى كه آن ها را از همه سو احاطه كرده است و مانند ستون هاى بلند بازكشيده است.

از زبان قرآن دانستيد كه اگر انسان در جنب مال توجّه به حق و روى دل به محبوب واقعى داشته باشد، مال براى او نردبان ترقّى است و از جمله عوامل و عللى است كه انسان را به خداى مهربان نزديك مى كند.

امّا اگر ثروت و مال آن چنان انسان را جذب كند كه از ياد دوست و عشق محبوب غافل بماند، بدترين عامل خطر و به فرموده على عليه السلام:

المالُ مادَّةُ الشَّهواتِ «6».

مال و ثروت و پول دنيا تقويت شهوات آدمى است.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- منافقون (63): 9.

(2)- مؤمنون (23): 54- 56.

(3)- كهف (18): 46.

(4)- مضمون آيات سوره كهف: 32- 46.

(5)- كهف (18): 46.

(7)- نهج البلاغة: 763 (حكمت 58).


منبع : پایگاه عرفان
  731
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
    آیه وفا(میلاد حضرت عباس علیه السلام)
    اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
    پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
    معناى «لا اله الا اللّه»
    برتري امام حسين (ع) بر امامان ديگر (ع)
    میلاد امام حسین (علیه السلام)
    منزلت امام حسین(ع)         
    الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  
    فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم

بیشترین بازدید این مجموعه

      راه هاي تقويت حافظه تمركزحواس
      میلاد امام حسین (علیه السلام)
      آیه وفا
      آیه وفا(میلاد حضرت عباس علیه السلام)
      پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
      فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم
      خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
      اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
      مقایسه بین مقام حضرت اباالفضل(ع) و آرزوی انبیای عظام
      گریه از خوف خدا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز