فارسی
جمعه 15 فروردين 1399 - الجمعة 9 شعبان 1441
  2630
  0
  0

دوست آن بايد كه گيرد دست دوست ...


يك بار، بالاى سر عالمى حاضر بودم كه 94 سال در اين دنيا زندگى كرده بود و در حال احتضار داشت نفس هاى آخر عمرش را مى كشيد. خدا او و همه بندگانش را بيامرزد! هم چنان كه كنار بالينش نشسته بودم، در ذهنم باطن كارهايش را با رواياتى كه درباره وضعيت محتضر و سختى جان كندن وارد شده تطبيق مى دادم. البته، اين بزرگوار عالمى صاحبدل و از نظركردگان حضرت سيد الشهدا، عليه السلام 7 و از پاكان روزگار بود و نسل هايى كه او را در طول نود سال زندگى اش ديده بودند از وى به نيكى ياد مى كردند.

آن روز عالم ديگرى نيز بر بالين او و كنار من نشسته بود. در همان لحظاتى كه من داشتم به روايات فكر مى كردم ايشان خطاب به من گفت:

اين لحظه، لحظه بسيار سخت و مشكل و خطرناكى است. (دقيقا سه كلمه سخت و مشكل و خطرناك را به كار برد). گفتم: البته نه براى چنين كسى. گفت: چطور؟ گفتم: همه مردم اين شهر و خود من كه سى سال است او را مى شناسم، شهادت مى دهيم كه اين مرد 94 سال در راه خدا و پيغمبر و اهل بيت و قرآن تلاش كرده و با زبان پاكش سه نسل از مردم اين شهر را هدايت كرده است. آيا باوركردنى است كه خدا و اهل بيت در اين زمان كه او در حال احتضار است و به يارى آن ها نياز دارد، به حال خود رهايش كنند؟ مگر مى شود كسى 94 سال در پى خدا بدود ولى خدا سربزنگاه او را رها كند و بگويد مرحمت عالى زياد!؟

ناگهان، اين عالم چنان گريه كرد كه گويى از خواب يگران بيدار شده است. بعد به من رو كرد و گفت: من تازه بيدار شدم و فهميدم چه خبر است!

بگذاريم مردم هرچه مى خواهند بگويند، بگذاريم قوم وخويش ها و همسايه ها هرچه دلشان خواست حرف بزنند، حرف مردم هيچ وقت تمام نمى شود و رضايت آنان هيچ وقت بالتّمامه جلب نمى شود. مگر مردم پشت سر پيامبران و ائمه و بندگان خوب خدا هميشه حرف هاى خوب زدند و همه ياروياور و پشتيبان آن ها بودند؟ [11] ما نيز بايد در پى تحصيل رضاى خدا باشيم و اين را بدانيم كه هركس رنگ خدا را داشته باشد به سرزنش و سخره مردم گرفتار است و هميشه عده اى در قفايش سخنان ياوه مى بافند و حتى گاهى او را به اشكال عجيب و غريبى تهييج مى كنند تا به رنگ آنان درآيد؛ مثلا، به او مى گويند عموزاده ات پنج سال نيست به تهران آمده و الان برسازى مى كند، اما تو مثل او زرنگ نيستى و هنوز در يك خانه كوچك به لقمه اى نان و پنير قانعى. راست هم مى گويند. ما مانند آن ها زرنگ نيستيم، اما از سويى، زرنگ ترين مردم عالم هستيم، زيرا به قدرتى وابسته هستيم كه پايانى ندارد. همين كه لطف او با ما و دست او بر سر ما باشد كافى است و بيش از اين چيزى نمى خواهيم.

تو با خداى خود انداز كار و دل خوش دار

 

كه رحم اگر نكند مدعى خدا بكند.

     

همين كه مى توانيم در هر زمانى و براى هر مسأله اى با او خلوت كنيم و مسائلمان را با او مطرح كنيم، همين كه مى توانيم از زخم زبان ها به او پناه ببريم و به تأسى از مولايمان عرضه بداريم:

«إلهى و ربى من لى غيرك»

اى پروردگار و مولاى من! جز تو چه كسى را دارم؟

كافى است. ما غير از خدا كسى را نداريم، چون كسانى كه با ما هستند و خيلى صادقانه هم به ما محبت مى كنند و قصد ظلم و نيرنگ و فتنه اى هم ندارند، تا ابد نمى توانند با ما همراه باشند؟ نهايت لطفى هم كه مى توانند به ما بكنند اين است كه جنازه مان را تنها نگذارند و فاتحه اى بفرستند و بگويند فلانى آدم خوبى بود. اما سر آخر، همان ها كمك مى كنند تا زن وبچه و عروس و دامادمان از سر مزارمان برخيزند و به خانه هايشان برگردند. بعد از آن، چه مى توانند برايمان انجام دهند؟ هيچ! اما وقتى انسان با پروردگارش همراه باشد، خدا نيز هميشه با او خواهد بود و عنايات و الطاف خود را شامل حال او خواهد كرد. مهم اين است كه انسان راه را پيدا كند و بر كوى محبوب واقعى خيمه بزند. در غير اين صورت، هر كارى كه انجام دهد و هر قدر كه در دنيا زرنگ باشد كارش از اين چند جمله خارج نيست كه بهلول روزى بر ديوار كاخ هارون الرشيد نوشت:

«رفعت الطين و وضعت الدين، رفعت الجصّ و وضعت النصّ، إن كان من مال غيرك فقد ظلمت و اللّه لا يحب الظالمين، و إن كان من مالك فقد اسرفت و اللّه لا يحب المسرفين».


منبع : پایگاه عرفان
  2630
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      نماز جماعت اول وقت‏
      درخواست از امام عليه‏السلام براى اولاد دار شدن
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      نتيجه تكبر و غرور
      طبقات بهشت و جهنم بر اساس عمل در دنيا
      امام حسن عليه السلام و دفع كردن بدى با خوبى‏
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      تفاوت مودّت با محبت
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی نهم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز