فارسی
جمعه 15 فروردين 1399 - الجمعة 9 شعبان 1441
  3659
  0
  0

«فأين تذهبون»؛ به كجا چنين شتابان؟


اين شتاب در دل سپردگى به دنيا و عمل براى اندوختن هرچه بيشتر امكانات دنيايى مساله عجيبى است و انسان هاى فراوانى را به هلاكت رسانده است. چند وقت پيش، يك نفر را در بهشت زهرا در قطعه اى معمولى دفن كردند كه فكر نمى كنم تا حالا كرم ها و مارها و موش ها چيزى از بدنش باقى گذاشته باشند:

امان روزى كه در قبرم نهند تنگ

 

به بالينم نهند خشت و گل و سنگ

نه پاى آن كه بگريزم به جايى

 

نه دست آن كه با موران كنم جنگ.

     

كرم ها به يقين تا حالا چشم و گوش و زبان و گوشت هاى بدنش را خورده اند و جز استخوان چيزى از او بر جاى نگذاشته اند، ولى از همين استخوان در حال متلاشى شدن دويست ميليارد تومان سرمايه بر جاى ماند كه تا آن جا كه برايم تعريف كردند نه با آن كارى براى خدا انجام داد و نه آخرتش را آباد كرد. زن و بچه اش هم تنها كارى كه با اين پول براى خدا كردد اين بود كه او را به بهشت زهرا بردند و غسل دادند و كفن كردند و به خاكش سپردند. همين!

با مشت بسته آمده ام من در اين جهان

 

يعنى به غير حرص و غضب نيست حاليم

با مشت باز مى روم آخر به زير خاك

 

يعنى ببين كه مى روم و دست خاليم.

     

به راستى، ما كه دست خالى به دنيا مى آييم و با دست خالى هم بايد برويم، اين همه بسته بودنمان به دنيا براى چيست؟ دلم براى خودم و همه كسانى كه در دوره عمرم با آن ها برخورد داشته ام مى سوزد. يقين دارم نود و نه درصدتشان هم اهل نماز و روزه بودند، اما با اين حال، اسير كامل بودند؛ يعنى امكان اين كه با داشتن توان كامل و امكانات خدايى وارد كار مثبتى بشوند نداشتند؛ قدمشان بسته بود، دستشان بسته بود. آخرت ما هم آينه دنياى ماست. اگر در اين دنيا پا توان حركت و دست قدرت پرداخت داشته باشد، قيامت هم دست باز است و پا قدرت حركت دارد، ولى اگر اين جا دست وپا بسته باشد، قيامت بسته تر خواهد بود. براى همين، بايد در رفتار خودمان دقت كنيم و از خودمان سوال كنيم كه آيا مؤمن هستيم يا نه؟ چون مومن دل بسته دنيا نيست، بلكه همواره در جهاد و حركت است:

«ان اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة يقاتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى التوراة و الانجيل و القرآن و من أو فى بعهده من اللّه فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم».

يقينا خدا از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهاى آن كه بهشت براى آنان باشد خريده؛ همان كسانى كه در راه خدا پيكار مى كنند، پس دشمن را مى كشند و خود در راه خدا كشته مى شوند. خدا آنان را بر عهده خود در تورات و انجيل و قرآن وعده بهشت داده است؛ وعده اى حق. و چه كسى به عهد و پيمانش از خدا وفادارتر است؟ پس اى مؤمنان، به اين دادو ستدى كه انجام داده ايد، خوشحال و شاد باشيد و اين است كاميابى بزرگ.

انسان مؤمن مال و جانش را با خدا معامله مى كند و به سوى خدا فرار مى كند:

«ففرّوا الى اللّه».

اين فرمان خود پروردگار است كه به ما بندگان دستور مى دهند از گرفتار شدن به مال و صندلى و شهوت و ... فرار كنيم. پس، چرا اين قدر ما ضعيفيم كه پول مى تواند ما را به اسارت ببرد تا ديگر نتوانيم جذب خدا شويم؟ چرا اين قدر ضعيفيم كه ديدن يك چهره زيبا، با اين كه صاحب زن و فرزند هستيم، مى تواند ما را به سوى خود بكشد، اما حريم خدا اين همه دعوتمان مى كند و نمى توانيم به سوى آن برويم؟ اين اسارت چيست و از كجا نشات مى گيرد و چگونه بايد از آن رها شد؟

پاسخش اين است كه همه اين اسارت ها و ماندن به سبب خواب قلب است، زيرا قلبى كه خواب است در همه زمينه ها اسير است و اميدى به رستگارى اش نيست و مطالباتش از دنيا هر روز بيشتر مى شود.

ديده اهل طمع ز نعمت دنيا

 

پر نشود هم چنان كه چاه به شبنم.

     


منبع : پایگاه عرفان
  3659
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      حسود، مورد نفرت خدا
      صورت برزخى گناهان دنيايى‏
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      مؤمن کوه صبر و امید
      خداوند هیچ مؤمنی را طرد نمی‌کند
      اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز