فارسی
شنبه 16 فروردين 1399 - السبت 10 شعبان 1441
  320
  0
  0

نمونه‏اى از ولايت جزئيه‏


مرحوم حاج ميرزا حسين نورى صاحب كتاب مستدرك الوسائل و استاد مرحوم حاج شيخ عباس قمى است. مرحوم قمى در كتاب مفاتيح الجنان خود زياد از ايشان و از كتابشان نقل مى كند و گاهى هم از ايشان با عنوان «استاد ما، دايى شهيد بزرگ مرحوم آيت اللّه شيخ فضل اللّه نورى» ياد مى كند.

اين مرد بزرگ به جز كتاب مستدرك كتاب پرقيمت ديگرى دارد به نام دارالسلام كه كتاب قطورى هم است. در آن جا نقل مى كند كه من با چند تن از بندگان خوب و صالح خدا از زيارت وجود مبارك حضرت ابى عبد اللّه الحسين بر مى گشتيم. براى رسيدن به مقصد، بايد سوار كشتى مى شديم و يكى از افرادى هم كه با ما سوار كشتى شد علامه بزرگ و خدمتگزار كم نظير شريعت آيت اللّه سيد مهدى نجفى قزوينى بود. در راه، باد بسيار شديدى وزيدن گرفت، طورى كه همگى دل از زندگى بريديم و به غرق شدن كشتى يقين كرديم. از قضا، در ميان مسافران تاجرى بود كه خيلى ترسيد و شروع به گريه كرد و به امير المؤمنين متوسل شد.

در اين ميان، من به چهره علامه قزوينى نگاه كردم:

«كالجبل لا تحرّكه العواصف».

مانند كوه محكمى كه بادها آن را نمى جنبانند نشسته بود و تكان نمى خورد و آرامش عجيبى داشت. برعكس ايشان، مرد تاجر اضطراب شديدى داشت و خيلى ترسيده بود. ناگهان ديديم ايشان برگشت و به آن تاجر گفت: چرا اين قدر ترسيده اى؟ چه خبر است؟ باد و ابر و باران و طوفان همه در اختيار خدايند و بى اذن او كارى نمى كنند. بعد، همان طور كه نشسته بود عبايش را تا كرد و مانند اين كه بخواهد پشه اى را دور كند به باد اشاره كرد. يك مرتبه، باد ايستاد و هوا آرام گرفت.

سپس، به آن تاجر گفت: ديگر گريه نكن، چون به مقصد مى رسيم و نمى ميريم!

اين جلوه اى از ولايت جزئيه است كه از بعضى بندگان صالح خدا ديده مى شود. دليلش هم اين است كه اين ها گرفتار شيطان نبوده و انسان هاى بى فكر و بى انديشه اى نيستند. كسانى هستند كه چيزهايى كه ما فقط مى خوانيم را باور كرده اند و فهميده اند هيچ چيز در دنيا باطل نيست و همه براساس حق است.

«ما خلقنا السماوات و الارض و ما بينهما إلا بالحق ...».

ما نيز يكى از همين «ما بينهما» هستيم. پس همه اعضاء و جوارحمان بايد افق طلوع حق باشد. و وقتى چنين شد، يا ولايت كليه پيدا مى كنيم يا جزئيه، و مى توانيم به اذن پروردگار در عالم تصرف كنيم، توفانى را بنشانيم، مانع وقوع حادثه اى شويم، و حتى اختيار مرگمان را به دست بگيريم و مرگ اختيارى پيدا كنيم.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  320
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      مرگ و عالم آخرت
      كرامات اخلاقى مرحوم حاج آقا رحيم ارباب
      توبة جوان گناهکار
      ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
      داستان صبر رشید هجری
      رعایت حق حیا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز