فارسی
شنبه 09 فروردين 1399 - السبت 3 شعبان 1441
  528
  1
  0

بفهم!


امر به فهميدن خيلى دستور مهمى است. اهل جهنم نمى گويند ما چون بى نماز يا بى روزه بوديم، يا حج نرفتيم و خمس و زكات نداديم، جهنمى شديم. برعكس، مى گويند:

«و قالوا لو كنا نسمع أو نعقل ما كنا فى أصحاب السعير».

اگر ما دعوت سعادت بخش آنان را شنيده بوديم يا در حقايقى كه براى ما آوردند تعقّل كرده بوديم، در ميان آتش اهل آتش سوزان نبوديم.

آدم نفهم بى نماز و بى روزه مى شود. اصلا، همه عبادت ها و كارهاى خير و قدم هاى مثبت آدمى ميوه فهم اوست. پيغمبر اسلام به امير المؤمنين فرمود:

«لا فقر اشدّ من الجهل».

به راستى، هيچ فقر و تهيدستى اى در اين عالم سخت تر از نفهمى نيست. و به قول سعدى:

آدمى را بتر از علت نادانى نيست.

قرآن دستور مى دهد به فكر كردن درباره اين كه چگونه از ميان خون قرمز و شكمبه زرد چطور شير به اين سفيدى و گوارايى بيرون مى آيد؟

اگر انسان اين را بفهمد آدم است وگرنه مى نشينيد ليوان ليوان از اين نعمت خدا مى خورد و خنده هاى بلند سر مى دهد كه چه كسى مى گويد خدا وجود دارد؟

اين درك ظاهرى از شير با درك حيوانى يكى است، با اين تفاوت كه حيوان براى هميشه نادان مى ماند، ولى اگر انسان نخواهد در اين دنيا اهل تعقل و تفكر باشد و بفهمد، نادانى اش هميشگى نخواهد بود و بالاخره يك روز به او مى فهمانند كه عالم خدا دارد. آن روز هم چندان دور نيست و چشمش كه به ملك الموت بيفتد همه چيز را مى فهمد و همان را مى گويد كه فرعون در هنگام غرق شدن در دريا گفت:

«و جاوزنا ببنى إسرائيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغيا و عدوا حتى إذا أدركه الغرق قال آمنت أنه لا إله إلا الذى آمنت به بنو إسرائيل و أنا من المسلمين».

و بنى اسرائيل را از دريا گذرانديم، پس فرعون و لشكريانش آنان را از روى ستم و تجاوز دنبال كردند. هنگامى كه بلاى غرق شدن او را فرو گرفت، گفت: ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز همان كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردند نيست و من از تسليم شدگان در برابر فرمان هاى حق هستم.

موسى راست مى گفت، هارون راست مى گفت، ابراهيم راست مى گفت، پيغمبر اسلام راست مى گفت؛ اما اين ايمان و فهم دم مرگ ديگر به درد نمى خورد. براى آشتى ديگر خيلى دير شده و پشيمانى ديگر سودى ندارد. به پاس همه آن جفاها كه كرده و دست دوستى و محبت خدا را پس زده خدا هم ديگر او را نمى خواهد.

«الآن و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين».

به فرعون گفته شد: اكنون كه به نابودى خود يقين دارى و زمان بازگشت به خدا سپرى شده ايمان مى آورى؟ درحالى كه پيش از اين عصيان مى ورزيدى و از تبهكاران بودى؟

خدا در اين زمان تا به حال با كسى آشتى نكرده و تصريح كرده كه ايمان و توبه اى كه وقت آن گذشته باشد را نمى پذيرد.

«إنما التوبة على اللّه للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قريب فأولئك يتوب اللّه عليهم و كان اللّه عليما حكيما. و ليست التوبة للذين يعملون السيئات حتى إذا حضر أحدهم الموت قال إنى تبت الآن و لا الذين يموتون و هم كفار أولئك أعتدنا لهم عذابا أليما».

بى ترديد، توبه نزد خدا فقط براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب كار زشت مى شوند، سپس به زودى توبه مى كنند؛ اينانند كه خدا توبه آنان را مى پذيرد، و خدا همواره دانا و حكيم است. و براى كسانى كه پيوسته كارهاى زشت مرتكب مى شوند، تا زمانى كه مرگ يكى از انان فرا رسد و در آن لحظه كه تمام فرصت ها از دست رفته گويد: اكنون توبه كردم. و نيز براى آنان كه در حال كفر از دنيا مى روند توبه نيست. اينانند كه عذابى دردناك براى آنان آماده كرده ايم.

مساله اين است كه انسان بالاخره مى فهمد عالم كجاست. ممكن است چهار روز دروغ به هم ببافد و بگويد عالم خدا ندارد، قيامتى وجود ندارد، اصلا پيغمبر يعنى چه؟ كه رفته و كه ديده؟ ولى بالاخره مى فهمد و از قضا، وقتى مى فهمد كه ديگر دير است و فهميدن ارزشى ندارد و به درد نمى خورد. ارزش فكر در اين است كه انسان در همين دنيا بهفمد و متوجه شود. اين جا بايد بفهمد كه چگونه از ميان شكمبه و خون شير پديد مى آيد؛ شيرى كه به ما خامه و سرشير و پنير و كره و روغن و كشك تحويل مى دهد كه هم غذاست، هم از بروز بيمارى پيشگيرى مى كند و هم درمان برخى بيمارى هاى ديگر است و از همه مهم تر اين كه زندگى همه ما مديون آن است؛ شيرى كه در كارخانه بدن مادر ساخته مى شود و تا دو سال براى سير كردن و رشد كودك آدمى لازم و كافى است:

«و وصينا الانسان بوالديه إحسانا حملته أمه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا ....».

و انسان را درباره پدر و مادرش به نيكى سفارش كرديم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زاييد. و دوران باردارى و باز گرفتنش از شير سى ماه است ...

نشانه هاى خدا در زمين و آسمان فراوان است. كافى است با بصيرت و از سر فهم، و نه غفلت، به آن ها نگاه كنيم و بخواهيم كه بفهميم. آن وقت مى بينيم چه كارهاى مهمى كه خدا براى ما نكرده و چه كارهايى كه ما عليه او نكرده ايم؟ واقعا، نوع نگرش و رفتار ما با او خيلى غم انگيز است. اما سجاد، عليه السلام، در دعاى ابى حمزه اين واقعيت را اين طور دردمندانه به پيشگاه حضرت حق عرضه مى دارد:

«تتحبب إلينا بالنعم و نعارضك بالذنوب، خيرك إلينا نازل و شرنا إليك صاعد، و لم يزل و لا يزال ملك كريم يأتيك عنا بعمل قبيح فلا يمنعك ذلك أن تحوطنا بنعمك و تتفضل علينا بالآئك ...».

خدا راه توبه را به ما ياد داده كه در قيامت مشكلى نداشته باشيم تا او بخواهد ما را بنشاند و نعمت هايش را به رخ ما بكشد؛ نعمت هايى كه قابل شمردن نيست و اگر در قيامت بخواهيم تاوان كفران آن ها را پس دهيم، وضعمان خيلى خراب مى شود.

 


منبع : پایگاه عرفان
  528
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان
    حقیقت شرک در کلام امام حسین(ع)
    شرک به پروردگار، ظلمی عظیم
    راهکاری برای طلوع توجه قلبی به خداوند

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      مقام حضرت زينب (س)
      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      محبت ائمه عليهم السلام نسبت به شيعيان‏
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      لالايى جبرئيل براى امام حسين (ع)
      مرگ و عالم آخرت
      امام حسين عليه ‏السلام امانت پروردگار
      رمز موفقيت ابن ‏سينا

 
نظرات کاربر
علي آقابابايي بني
احسنت وقت ملاقات مي خوام . راهي نداره؟
پاسخ
0     0
20 ارديبهشت 1391 ساعت 7:23 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز