فارسی
شنبه 09 فروردين 1399 - السبت 3 شعبان 1441
  584
  0
  0

سخت‏ترين جريمه‏

 

موسى به پرستش كنندگان گوساله و آنان كه نسبت به وقوع چنين جنايت عظيمى بر ضد توحيد سكوت كردند و از امر معروف و نهى از منكر باز ايستادند البته به فرمان حضرت حق دستور توبه داد فَتُوبُوا و بيان حد توبه و پذيرش آن را از جانب خالق توبه پذير، آختن اسلحه و كشتن يكديگر دانست فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ كه توبه از چنين گناه بزرگى و بازگشت از چنين جرم سنگينى آن هم گوساله پرستى بر ضد خدا پرستى!! جز با ريختن خون فاسد و فصد اجتماعى پذيرفته پيشگاه حق نشود.

«از نظر انقلاب درونى و پاك شدن نفوس جز تن دادن به ريخته شدن خون هاى فاسد و كشتن نفوسى كه با شرك سرشته شده و يك سره از خدا برگشته چاره اى نيست، زيرا شرك و تقاليد فاسد چون در نفوس ريشه بدواند ريشه استعداد و حركت به سوى خير را مى خشكاند.

گناهان ديگر مانند آفت هائى است كه بر ميوه و برگ و پوست درخت مى زند كه اميد تجديد حيات براى آن باقى است، ولى شرك مانند آفتى است كه مغز درخت را تباه مى كند پس بايد از بن بريده شود تا شايد از ريشه آن شاخه هاى سالم برويد.

در آيه شريفه به اين حقيقت اشاره شده كه در هر توبه اى به تناسب هر گناهى چيزى شرط مى شود كه توبه جز به آن تحقق نمى يابد و پذيرفته نمى گردد و در تحقق توبه بنى اسرائيل قتل نفوس شرك زا شرط شد فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ.

از نكات بسيار مهم آيه و قابل توجه اينكه اسم بارئ كه از اسماى حضرت حق است دو بار آمده. بارئ در يك قول به معناى جدا كننده از نقص و عيب است، كه اين معنا در آيه شريفه چنين به كار گرفته مى شود:

به سوى خدائى باز گرديد فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ كه شما را پاك از عيب و نقص آفريد، و درونتان را با نور فطرت منور ساخت و از طريق عقل و نبوت به بخشى از امور هستى آگاه نمود، اكنون كه از اين معبود حق جدا شديد و خود را از پيشگاه رحمتش محروم نموديد و به گوساله پرستى روى كرديد، و از حركت به سوى بى نهايت بزرگ بازمانده و قدم به جانب بى نهايت كوچك نهاديد و وجود باطن و فطرت سالم خود را ظرف عيب و نقص و زباله هاى شيطانى چون سامرى قرار داريد پس يكديگر را با دست خودتان به قتل برسانيد تا همان گونه كه در سايه بارئيت حق بى نقص و عيب به وجود آمديد با توبه به شرط كشتن يكديگر بى نقص و عيب به حضرت او باز گرديد.

فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ

توجه به اين نكته مهم براى رفع هر گونه شبهه در اين حكم نيز ضرورى است كه خداوندى كه آزاد و مختار است زندگان را پس از سرآمد اجلشان قبض روح كند و احيا و اماته فقط و فقط در سيطره و اختيار اوست، آزاد است كه به خاطر مصلحت انسان و نجاتش از شرك و رهائى اش از عذاب ابد به افرادى فرمان دهد كه افراد آلوده به شرك را بكشند كه اين كشتن و كشته شدن براى آنان بهتر است.

كشتار بنى اسرائيل به دست يكديگر در تفاسير و روايات به صورت هاى مختلف نقل شده از جمله:

1- بنى اسرائيل به موسى گفتند ما شنوا و مطيعيم ولى مى ترسيم در اجراى اين حكم چون به فرزندان و خويشان خود رسيم ما را رقت قلب و مهر و محبت به طرف خويش مانع شود، از اين كه فرمان حق را اطاعت كنيم، خداى متعال ابرى سياه بر آن ناحيه مسلط كرد تا فضا را غرق ظلمت و تاريكى كرد، پس تيغ ها از نيام بيرون كشيدند و بر يكديگر تاختند و به كشتن مشغول شدند، پدر پسر را و برادر برادر را مى كشت به موسى وحى شد هر كس به هر صورتى در اين كار سستى ورزد توبه او قبول نيست، از بامداد تا شبانگاه مى كشتند چون روز به آخر رسيد و بسيارى كشته شدند موسى و هارون را رحمت آمد تا جائى كه گريستند و دست به دعا برداشتند و گفتند: يا رب بنى اسرائيل، و بنى اسرائيل هلاك شدند يا رب بقيه بقيه خدايا ماندگان را به ما ببخش!! حضرت ارحم الراحمين دعايشان را مستجاب كرد و فرمان داد ابر تيره به كنارى رفت، چون روشنائى پديد شد هفتاد هزار نفر به قتل رسيده بودند.

2- محدث بزرگ، عارف معارف فيض كاشانى نقل مى كند:

هنگامى كه موسى از ميقات به ميان قوم آمد پس از خشمگين شدن و عتاب به بنى اسرائيل فرمود:

به سوى بارئ خود توبه كنيد و براى محقق شدن آن يكديگر را بكشيد، گفتند: چگونه، گفت هر يك شمشير يا چاقوئى بردارد و وارد بيت المقدس شود، زمانى كه من قدم به منبر گذاشتم صورت هايتان را بپوشانيد تا كسى شناخته نشود، آنگاه يكديگر را بكشيد، از پى اين فرمان گوساله پرستان كه هفتاد هزار نفر بودند در بيت المقدس گرد آمدند و پس از آن كه موسى با آنان به نماز برخاست و به منبر رفت به كشتن يكديگر هجوم بردند تا وحى رسيد به قتال خاتمه دهيد كه خدا توبه شما را پذيرفت، در اين واقعه ده هزار نفر كشته شدند.

3- در روايت است حضرت موسى به آنان فرمان داد در دو صف بايستند، آنان غسل كردند و كفن بستند و در دو صف قرار گرفتند، آنگاه هارون با دوازده هزار نفر از آنان كه دنبال گوساله پرستى نرفته بودند در حالى كه خنجرهاى تيزى در كف داشتند به آنان حمله بردند و زمانى كه شمار كشته شدگان به هفتاد هزار تن رسيد خداوند بقيه را عفو كرد و به كشته شدگان پاداش شهيد عطا نمود.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  584
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    لقب امین
    جلوۀ رحمت بی نهایت
    محبت پروردگار
    ایمان حضرت ابوطالب (ع)
    دعای پیامبر برای ابوطالب (ع)
    در خانه بمانیم و ..
    بدهکار نباشید
    سال نو را با توسل به حضرت موسی بن جعفر (ع) آغاز کنیم
    مدیریت زمان به نقل از امام موسی بن جعفر(ع)
    توجه به دستورات بهداشت فردی و اجتماعی

بیشترین بازدید این مجموعه

      شـکر نعمـت
      تسلیم خدا و قرآن
      نعمت بودن غریزه جنسی
      دعا برای دختر دار شدن
      مهربانی خدا
      ولایت و حکومت امیرالمؤمنین(ع)
      روحیۀ تفکر
      دنیا مسجد عاشقان خدا
      ایمان حضرت ابوطالب (ع)
      لقب امین

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز