فارسی
پنجشنبه 14 فروردين 1399 - الخميس 8 شعبان 1441
  252
  0
  0

محمد (ص): انسانى معمولى يا پيامبرى الهى؟


نگاه برخى از مردم به پيغمبر اكرم مبتنى بر حسّ ظاهر بود و نگاه برخى ديگر براساس حس باطن. قرآن در آيه 198 سوره اعراف به پيامبر مى فرمايد:

«و إن تدعوهم إلى الهندى لا يسمعوا. و تراهم ينظرون إليك و هم لا يبصرون».

و اگر آنان را به سوى هدايت دعوت كنيد، نمى شنوند. و آنان را مى بينى كه به تو مى نگرند درحالى كه نمى بينند.

اى پيامبر، اين مردهم نگاهت مى كنند ولى دركت نمى كنند. براى همين، نهايت حرفى كه درباره ات مى زنند همان هاست كه درباره پيامبران پيش از تو گفتند:

«- فقالوا الملؤا الّذين كفروا من قومه: ما هذا إلّا بشر مثلكم يريد أن يتفضّل عليكم. و لو شاء اللّه لأنزل ملائكة .... إن هو إلّا رجل به جنّة ...».

سران و اشراف قوم نوح كه كافر بودند گفتند: اين جز بشرى مانند شما نيست كه مى خواهد بر شما برترى جويد. و اگر خدا مى خواست پيامبرى بفرستد قطعا فرشتگانى را به پيامبرى مى فرستاد .... او نيست جز مردى كه نوعى ديوانگى در اوست.

«- و قال الملأ من قومه الّذين كفروا و كذّبوا بلقاء الآخرة و أترفناهم فى الحياة الدّنيا: ما هذا إلّا بشر مثلكم يأكل ممّا تأكلون منه و يشرب ممّا تشربون. و لئن أطعتم برا مثلكم إنّكم إذا لخاسرون .... إن هو إلّا رجل افترى على اللّه كذبا ...».

عده اى از سران و اشراف قوم ثمود كه كافر بودند و ديدار آخرت را تكذيب مى كردند و آنان را در زندگى دنيا از وسايل و ابزار مادى فراوانى برخودرار كرده بوديم گفتند: اين جز بشرى مانند شما نيست كه از آنچه شما مى خوريد مى خورد و از آنچه شما مى آشاميد مى آشامد. و بى ترديد اگر بشرى مثل خود را اطاعت كنيد، يقينا زيانكاريد ... او نيست مگر كسى كه بر خدا افترا بسته است.

«- قالوا إنّما أنت من المسحّرين. ما أنت إلّا بشر مثلنا فأت بآية إن كنت من الصّادقين».

آنان به صالح گفتند: جز اين نيست كه تو از جادوشدگانى. تو جز بشرى مانند ما نيستى. اگر راست مى گويى معجزه اى بياور.

«- قالوا إنّما أنت من المسحّرين. و ما أنت إلّا بشر مثلنا و إن نظنك لمن الكاذبين».

به شعيب گفتند: جز اين نيست كه تو از جادوشدگانى. و تو جز بشرى مانند ما نيستى و بى ترديد ما تو را از دروغگويان مى پنداريم.

آن ها تو را نيز همين گونه خواهند ديد و خواهند گفت اين هم انسانى است مثل ما كه از پدر و مادرى به دنيا آمده، اهل قبيله خودمان است و هيچ امتيازى بر ما ندارد. با اين نگاه، آن ها نه تنها ايمان نمى آورند، تو را ساحر و مجنون و كذّاب نيز معرفى مى كنند. با اين فرق كه خواهند گفت او قبل از چهل سالگى اين بيمارى ها را نداشته و آدم وزين و با ادب و كم حرفى بوده، اما اين روزها حرف هايى مى زند كه نشان مى دهند جن زده شده و حالت روانى اش به هم خورده و دروغ به هم مى بافد.

درواقع، اين گروه نمى خواستند با عقل و وجدان و فطرتشان رسول خدا را درك كنند و با گوش جان حرف هايش را بشنوند يا معجزه اش را ببينند. براى همين، نه تنها ايمان نياوردند، شروع به اشكال تراشى و بهانه جويى كردند كه اگر او به راستى پيامبر و فرستاده خداست، چرا از چيزهايى كه ما مى خوريم مى خورد و در بازارها راه مى رود:

«و قالوا مال هذا الرّسول يأكل الطّعام و يمشى فى الأسواق ...».

و گفتند: اين چه پيامبرى است كه غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود ...؟

آن ها مى خواستند از اين كه پيامبر در بازارها راه مى رود يا مانند مردم ديگر غذا مى خورد نتيجه بگيرند كه او فردى عادى است و انسان مهمى نيست.

اين يك نوع نگاه منفى به پيامبر اسلام بود. گروه ديگرى هم بودند كه مى گفتند:

«... فقالوا أبشر يهدوننا؟ فكفروا ...».

آيا بشرى مانند خودمان مى خواهد ما را راهنمايى كند؟ پس كافر شدند ....

يك بشر مى خواهد ما را هدايت بكند؟ چرا خداوند براى اين كار فرشته اى نفرستاده يا حداقل با او فرشته اى را همراه نكرده است؟

خداوند نيز در جواب آنان بلافاصله مى گويد: «فكفروا»، هركس پيغمبر مرا اين گونه ببيند كافر و نجس و پليد است.

اين نگاه منفى دو گروه از مردم در برابر كلمات حق پيامبر بود كه قرآن از آن ها ياد مى كند: اول، تكيه بر جنبه هاى انسانى پيامبر و دوم، دروغگو و ساحر و مجنون معرفى كردن ايشان. قرآن در ادامه اين آيه به رسول خدا مى گويد:

«انظر كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلا يستطيعون سبيلا».

اى پيامبر، بنگر كه چگونه (و بر پايه چه امور نامعقولى) اين اوصاف را براى تو بيان كردند. پس (به سبب لجاجت، تكبر، دشمنى و تعصب) گمراه شده اند و نمى توانند راهى به سوى حق بيابند.

پس از همه اين شرارت ها، وقتى دشمنان ديدند نمى توانند مانع رشد اين پيام الهى شوند به زور متوسل شدند و تلاش كردند از را جنگ و خونريزى پيامبر را از ميان بردارند و به خيال خود از اين گرفتارى نجات يابند، لذا بارها با او به جنگ برخاستند 


منبع : پایگاه عرفان
  252
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      داستان صبر رشید هجری
      شرک به پروردگار، ظلمی عظیم
      خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان
      مبداء آفرینش موجودات

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز