فارسی
يكشنبه 17 فروردين 1399 - الاحد 11 شعبان 1441

  3546
  0
  0

عالم محضر خداست‏

 

 

از امام چهارم نقل است كه فرمود: روزى مرد نامحرمى به زنى گفت:

چاره اى ندارم جز اين كه شهوت مرا پاسخ بدهى! زن گفت: من چنين پاسخى ندارم به كسى بدهم، اصلا چنين جوابى در وجودم نيست. آن بى غيرت هم حمله كرد و خانم را روى زمين انداخت، ولى ديد زن بيچاره چنان بدنش مى لرزد كه نزديك به مرگ است (كسى كه اهل شهوت است نه تنها نمى لرزد، حرص هم مى زند). سوال كرد: براى چه مى لرزى خانم؟ گفت: براى اين كه من نمى خواهم اين عمل انجام بگيرد، ولى تو دارى مرا مجبور مى كنى! از اين كه خدا دارد مرا مى بيند مى لرزم و جان دارد از بدنم بيرون مى رود.

امام زين العابدين مى فرمايد: اين مرد با شنديدن اين حرف آن خانم را رها كرد و آمد كنار و گفت: مرا بيدار كردى، مرا برگرداندى، من بيگانه را با او آشنا كردى. 

خدايا، عنايتى كن و از اين نگاه به ما نيز مرحمتى كن تا همواره قرآن را قرآن، پيامبر را پيامبر، على را على، و حسين را حسين ببينيم.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  3546
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      ثمره ازدواج علامه لاهيجانى‏
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
      مرگ و عالم آخرت
      گذشت و عفو
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      رمز موفقيت ابن ‏سينا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز