فارسی
يكشنبه 10 فروردين 1399 - الاحد 4 شعبان 1441
  644
  0
  0

آثار مثبت عمل - جلسه بیست و یکم (1)- (متن کامل + عناوین)

 

تهران، مسجد امير رمضان 1383

اعمال مثبت

 

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

طبق نقل كتاب پر ارزش و شريف «تحف العقول» وجود مبارك حضرت موسى بن جعفر عليه السلام براى شاگرد عالم و دانشمند بسيار سودمند خود هشام بن حكم، چهار آيه از انجيل اصلىِ حضرت مسيح عليه السلام قرائت فرمودند كه در اين چهار آيه، خداوند متعال به دو حالت مثبت درونى و دو كار بسيار با اهميت بيرونى اشاره كرده است و براى هر كدام از اين چهار حقيقت، محصول و ثمرى قابل توجه بيان فرموده است. در كنار اين دو حالت و دو عمل، خداوند ثمراتى بيان فرموده است، كه مربوط به روز قيامت است. البته اين دليل بر اين نيست كه اين دو حالت عالىِ درونى و دو عمل با ارزش، محصول و ثمر دنيايى نداشته باشند.

معمولًا تمام حالات و حركات مثبت، چه براى خود انسان و چه براى خانواده يا اقوام و مردم، گاهى براى يك مملكت و گاهى براى يك دنيا سودمند است. اين نظامى است كه پروردگار عالم بر حالات و اعمال مثبت حاكم كرده است. گر چه حكماى الهى مى فرمايند: اين حالات و اعمال، مانند تنه، شاخ و برگ و ريشه درخت، مقدم بر محصول است، اما اين تقدم، هم تقدم زمانى و شرفى است و هم تقدم ارزشى. ولى هدف پروردگار عالم از اين جريانات، خود محصول است، يعنى اين جريانات، راه و طريق است و اصل نمى باشد.

 

ثمرات دنيايى و آخرتى نماز

قرآن مجيد و ائمه طاهرين عليهم السلام مردم را به حالات و اعمال مثبت دعوت مى كنند، نتيجه و ثمرات آن نظر دارند. اين همه سرمايه گذارى در آيات و روايات روى نماز، به خاطر اين است كه آن نتيجه و محصول عايد انسان شود:

«إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ و الْمُنكَرِ» «1» اين دو هدف براى پروردگار خيلى مهم است، كه مردم از طريق نماز، به برچيده شدن خيمه فحشا و منكرات برسند، يعنى با ورود به نماز، به عمر همه گناهان كبيره، فحشا و منكراتِ پيدا و پنهان خاتمه دهند. اگر خاتمه داده شود، ثمره اش اين است؛ اولًا: بار بسيار سنگين مالى از دوش دولت ها برداشته مى شود. ثانياً: بار سنگين فشار روانى و بيمارى هاى گوناگون از دوش مردم برداشته مى شود. ثالثاً:

جوّى از سلامت، اعتماد، آرامش، پاكى و وقار بر مردم حاكم خواهد شد. چهره دنيايى نماز، آباد كردن دنياى مردم است و چهره آخرتى اش، براى رهايى مردم از عذاب و ورود به بهشت است.

 

رسيدن به نتايج نماز با تحقق شرايط

اما خود نماز، جاده و راه است، كه اين راه را مردم بايد صحيح طى كنند، يعنى تمام نمازهاى شان را با مقدماتى كه قرآن و روايات گفته اند، بايد پيوند بدهند، يعنى نماز سر وقت، با وضو، غسل يا تيممى كه صحيح است، لباسى كه حتى يك نخ حرام در آن نيست، روى فرشى كه حلال و مباح است، در خانه اى كه غصبى و حرام نيست، از رشوه، مال يتيم و غارت مال مردم به دست نيامده است.

اين ها مقدمات نماز است و بايد با مقارنات آن هماهنگ شود. علاوه بر اين،

______________________________
(1)- عنكبوت (29): 45 نماز را برپا دار، يقيناً نماز از كارهاى زشت، و كارهاى ناپسند باز مى دارد.

بحار الأنوار: 4/ 25، باب 4، حديث 4؛ «الصَّادِقِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ الصَّلَاةُ حُجْزَةُ اللَّهِ وَ ذَلِكَ أَنَّهَا تَحْجُزُ الْمُصَلِّيَ عَنِ الْمَعَاصِي مَا دَامَ فِي صَلَاتِهِ قَالَ اللَّهُ عز و جل إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ».

مستدرك الوسائل: 4/ 114، باب 5، حديث 4267؛ «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ تَعَالَى اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِم الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ قَالَ مَنْ لَمْ تَنْهَهُ الصَّلَاةُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْداً».

كافي: 2/ 598، كِتَابُ فَضْلِ الْقُرْآنِ، حديث 1؛ «سَعْدٍ الْخَفَّافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام ... قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ وَ هَلْ يَتَكَلَّمُ الْقُرْآنُ فَتَبَسَّمَ ثُمَّ قَالَ رَحِمَ اللَّهُ الضُّعَفَاءَ مِنْ شِيعَتِنَا إِنَّهُمْ أَهْلُ تَسْلِيمٍ ثُمَّ قَالَ نَعَمْ يَا سَعْدُ وَ الصَّلَاةُ تَتَكَلَّمُ وَ لَهَا صُورَةٌ وَ خَلْقٌ تَأْمُرُ وَ تَنْهَى قَالَ سَعْدٌ فَتَغَيَّرَ لِذَلِكَ لَوْنِي وَ قُلْتُ هَذَا شَيْ ءٌ لَاأَسْتَطِيعُ أَنَا أَتَكَلَّمُ بِهِ فِي النَّاسِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هَلِ النَّاسُ إِلَّا شِيعَتُنَا فَمَنْ لَمْ يَعْرِفِ الصَّلَاةَ فَقَدْ أَنْكَرَ حَقَّنَا ثُمَّ قَالَ يَا سَعْدُ أُسْمِعُكَ كَلَامَ الْقُرْآنِ قَالَ سَعْدٌ فَقُلْتُ بَلَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ فَقَالَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ فَالنَّهْيُ كَلَامٌ وَ الْفَحْشَاءُ وَ الْمُنْكَرُ رِجَالٌ وَ نَحْنُ ذِكْرُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَكْبَرُ».

 

نيت نمازگزار بايد خالص و شكم نمازگزار از حرام خالى باشد. اين جاده صحيح نماز است كه اگر اين جاده را يك جامعه طى كند، سفره فحشا و منكرات جمع مى شود و اين از بركات نماز است.

 

اعراض از نماز موجب ارتكاب منكرات

اما اگر مردم از نماز روى گردان باشند؛ بى نماز باشند، يا از نماز صحيح به دور باشند، هيچ ضمانتى براى آنها نيست كه آلوده به فحشا و منكرات نشوند. مثلًا مى گويد: من كه نمى خواهم نماز بخوانم، چرا مال مردم را نبرم؟ چرا اين زمين را با دزدى و نيرنگ نگيرم؟ چرا در لباس يا لقمه ام دقت كنم كه حلال باشد؟ اگر اهل نماز نيست، براى دچار شدن به فحشا و منكرات ضمانتى ندارد.

اگر هم نماز مى خواهد بخواند، يك ورزش بدنى مى كند و در ضمن هم يك الفاظى را به زبان جارى مى كند، كه اين هم باز براى محفوظ ماندن از فحشا و منكرات ضمانتى ندارد.

اما نمازگزار واقعى به اين دو هدف دنيايى كه خدا از نماز دارد، مى رسد. اصل هم اين دو هدف مى باشد و خود نماز فرع است. پروردگار به ميوه نماز نظر دارد، كه قطع فحشا و منكرات است. خود نماز يك راه و وسيله مى باشد. خدا بهشت را در نظر دارد، كه جاده اش همين نماز است. مردم از اين جاده به بهشت مى رسند. بقيه عبادات، حالات و كوشش هاى مثبت هم نتيجه آنها مهم است.

 

ائمه عليهم السلام، آگاه به تمامى اديان

اما چهار آيه اى كه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از انجيل خواندند. چون علم به انجيل نزد موسى بن جعفر عليه السلام بوده است. طبق روايات ما، ائمه عليهم السلام عالِمِ كامل به «وحى اللّه» بودند. چون كار آنها تبليغ دين، وحى و فرهنگ خدا بوده است و بايد همه علوم را مى دانستند، بنابراين همگى آگاه به «وحى اللّه» بودند. اين وحى روزگارى در تورات تجلى داشته است، روزگارى در انجيل. و مجموع صد و سيزده كتابِ قبل از قرآن، در قرآن تجلى كرده اند. امامى كه آگاه به تمام حقايق قرآن است، يعنى به تمام حقايق كتاب هاى آسمانى آگاه است.

 

مناظره امام رضا عليه السلام نشانگر علم امامت

در جلسه اى كه در خراسان تشكيل شد، از وجود مبارك حضرت رضا عليه السلام دعوت شد كه در اين جلسه شركت كنند. رؤساى مذاهب يهود، مسيحيت، زرتشت و تابعين هم دعوت شدند كه در اين مجلس شركت كنند و با وجود مبارك حضرت رضا عليه السلام بحث كنند. امام هشتم عليه السلام در برخوردى كه با علماى مذاهب داشتند، اعلام كردند كه با هر عالمى كه متدين به هر مذهبى است، با كتاب خودشان صحبت مى كنند. اين علم امام است و نمى شود كه امام اين علم را نداشته باشد، چون اگر اين علم را نداشته باشد، مأموم است. اين كه مى بينيد همه ما مأموم هستيم، چون آن دانش، بينش و ديد امام را نداريم. امام يعنى پيشرو، يعنى مقدم بر همه؛ «قَالَ إِنّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» «1» يعنى در تمام حالات و اعمال مثبت و نتايج آن، بر همه انسان ها تو را مقدم قرار داده است.

 

مهرورزى و محبت حقيقى

آيه اول انجيل: اى هشام! خدا در انجيل فرموده است:

«طُوبى لِلْمُتَرَاحِمِينَ اولئكَ هُمُ المَرْحُومُونَ يَوْمَ القِيامَة» «2»

در اين آيه به نتيجه مسأله اعمال مثبت در قيامت اشاره شده است. نمى خواهد بگويد كه در دنيا نتيجه ندارد، اما فعلًا در اين چهار آيه، نظر به محصول اين درخت

______________________________
(1)- بقره (2): 124؛ فرمود: من تو را براى همه مردم پيشوا و امام قرار دادم.

(2)- تحف العقول: 393؛ «يَا هِشَامُ مَكْتُوبٌ فِي الْإِنْجِيلِ طُوبَى لِلْمُتَرَاحِمِينَ أُولَئِكَ هُمُ الْمَرْحُومُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ طُوبَى لِلْمُصْلِحِينَ بَيْنَ النَّاسِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ طُوبَى لِلْمُطَهَّرَةِ قُلُوبُهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ طُوبَى لِلْمُتَوَاضِعِينَ فِي الدُّنْيَا أُولَئِكَ يَرْتَقُونَ مَنَابِرَ الْمُلْكِ يَوْمَ الْقِيَامَة».

 

در قيامت است.

گفتار پروردگار است:

«طوبى للمتراحمين»

خوش به حال آن مردمى كه در همه برنامه هاى زندگى، به يكديگر، به حقيقت مهر و محبت مى ورزند. «متراحمين» طرفينى است، چون باب تراحم از نظر ادبى، باب تفاعل است. تراحم يعنى به يك ديگر محبت ورزيدن و نبايد يك طرفه باشد.

خوشا به حال آنهايى كه در تمام جريانات زندگى، به يكديگر مهر مى ورزند.

خوشا به حال خانمى كه در تمام جريانات زندگى، به شوهر محبت مى ورزد و خوشا به حال شوهرى كه در تمام جريانات زندگى، به همسرش محبت مى كند.

خيلى از جريانات پيش مى آيد كه زن بايد مواظب باشد و اگر سزاوار است، حق را به جانب همسر بدهد. مرد هم همين طور است. محيط خانه براى زن و شوهر بايد محيط تراحم باشد. در بيرون خانه هم خيلى جريانات اتفاق مى افتد، ممكن است مادر اين خانم، عليه شوهر اين خانم حرف هاى بى ربطى بزند. زن حرام است مهرورزى اش را به خاطر حرف هاى بى ربط مادر قطع كند. يا ممكن است مادر، برادر يا پدر شوهر هم حرف هاى بى ربط بزند. حرام است كه مرد به خاطر حرف هاى بى ربط و ناحق ديگران، از همسر خود مهرورزى را قطع كند، قيافه تلخ و خشن عليه همسرش بگيرد. زن و شوهر وقتى كه نتوانند جلوى جريانات بيرون را بگيرند، قافيه زندگى را باخته اند. بايد راه مهرورزى به يكديگر را آزاد بگذارند.

 

دستور دين به تراحم بين مردم

خدا در اكثر آيات قرآن، وقتى كه آيه را مى خواهد ختم كند، با دو صفت ختم مى كند: «أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» «1» يا صفت «هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» «2» يا «أَنَّ اللَّهَ سَمِيعُ بَصِيرٌ» «3» يعنى با چشم خود كه دارى مى بينى، ده سال است كه همسرت مانند يك كلفت بى حقوق، دارد براى شما و بچه هايت زحمت مى كشد. شما خانم! با

______________________________
(1)- بقره (2): 209؛ نهايتاً بدانيد كه خدا [در انتقام از شما] تواناى شكست ناپذير و حكيم است.

(2)- يونس (10): 107؛ و او بسيار آمرزنده و مهربان است.

(3)- حج (22): 61؛ و به يقين خدا شنوا و بيناست.

 

چشم هايت مى بينى كه همسرت بيرون از خانه، با اين شهر شلوغ و آلوده، چگونه براى اداره امور زندگى تلاش مى كند. مواظب باش! حرف هايى كه از بيرون مى شنوى، با آنچه ديده اى مقايسه كن، تا معلوم شود كه حرف ها بى ربط است، پس گوش نده، تلخ نشو، رشته مهرورزى را پاره نكن.

خدا سميع و بصير است؛ هم مى شنود و هم مى بيند. در قرآن حرف ما انسان ها را كه مى زند، همين دو صفت را ذكر مى كند:

«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسنَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنهُ سَمِيعَاً بَصِيرًا» «1»

ما به شما گوش و چشم داديم، هر چه شنيدى، اگر ديدى و ديده با شنيده مطابق بود، باور كن. اما اگر ديده با شنيده مطابقت نداشت، شنيده را ملاك قضاوت قرار نده. شنيده ها را جستجو كنيد تا برسيد به اين كه نود و نه درصد شنيده هايتان دروغ است: «سَمعُونَ لِلْكَذِبِ» «2» شما گوش شنوا براى دروغ ها نباشيد. تازه ديده ها هم تا اندازه اى درست است. همه ديده ها هم كه صد در صد درست نيست.

 

جريان مسيح عليه السلام و رفع سوء ظن

عيسى مسيح عليه السلام، جوان، خوش قيافه و خوش قامت بود و تا آخر عمر هم ازدواج نكرد. در سى و سه سالگى بود كه به آسمان عروج كرد. يك روز در شهر ناصريه، از خانه يك زن معروف و مشهور به زنا بيرون آمد. همه مردم شهر ناصريه مى دانستند كه آن خانه يك زن جوانِ زناكار است. پيغمبر اولوا العزم، خوش قيافه، مجرد، از آن خانه بيرون آمد، يك نفر هم او را ديد و تعجب كرد كه:

واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مى كنند

 

چون به خلوت مى روند، آن كار ديگر مى كنند «3»

     

قانون حرمت زنا مال وحى است، پس مسيح اينجا چه كارى داشته است؟

مسيح عليه السلام هم خيلى آرام، ديد كه آن شخص او را ديده و فكرش منحرف شده است، جلو آمد و خيلى با محبت، سلام كرد، گفت: جناب! ديدى كه من از كجا درآمدم؟ گفت: واقعاً كه، خيلى شگفت آور است. اينجا چه كار مى كردى؟

مسيح عليه السلام فرمود: اى مرد! در دنيا دو نوع بيمار هست؛ يك بيمارى كه دردش را حس مى كند، پا هم دارد، خودش نزد طبيب مى رود، نسخه مى گيرد، خوب هم مى شود. اما يك بيمار هم هست كه نسبت به بيمارى اش هيچ آگاهى اى ندارد و نمى فهمد، ولى كس ديگرى بيمارى اش را مى فهمد، دلش مى سوزد، مى گويد:

بروم و طبيب را به بالاى سرش بياورم.

اين خانم جزء بيمارهاى نوع دوم بود. به زشتى و بدى زنا، به آلوده كردن شهر به خاطر كج بودن فكر و عملش توجهى نداشت. بايد طبيب بالاى سرش مى رفت.

من قلبم براى گناه كارهاى عالم آتش مى گيرد. ناراحت هستم. خودم آمدم، در زدم داخل نشده، از پشت درب اتاق، او را موعظه و نصيحت كردم، محبت كردم، از امروز به بعد توبه كرده است. ديگر هيچ كسى را راه نمى دهد.

آيا مى خواستى بروى و در بين مردم بگويى: مسيح را با چشم خودم ديدم كه به خانه فلان زن رفته بود؟ نمى توان به همه ديده ها و شنيده ها اعتنا كرد. «1»

 

 ادامه دارد . . .


منبع : پایگاه عرفان
  644
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان
    حقیقت شرک در کلام امام حسین(ع)
    شرک به پروردگار، ظلمی عظیم
    راهکاری برای طلوع توجه قلبی به خداوند

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      شب اول قبر مرحوم شيخ مرتضى آشتيانى
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      لالايى جبرئيل براى امام حسين (ع)
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      حكايتي از كرامات سيد علي قاضي
      ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
      عشق امام سجاد (ع) به عبادت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز