فارسی
شنبه 01 مهر 1396 - السبت 2 محرم 1439
کد: 49288
داستانى عجيب از صبر براى خدا

 

از يكى از بزرگان دين نقل شده كه:

از گورستانى مى‏گذشتم، زنى را ديدم ميان چند قبر نشسته و اشعارى مى‏خواند بدين مضمون:

صبر كردم در حالى كه عاقبت صبر را مى‏دانم عالى است، آيا بى‏تابى بر من سزاوار است كه من بى‏تابى كنم؟

صبر كردم بر امرى كه اگر قسمتى از آن به كوه‏هاى شرورى وارد مى‏شد متزلزل مى‏گرديد. اشك به چشمانم وارد شد، سپس آن اشك‏ها را به ديدگان خود بر گرداندم و اكنون در قلب گريانم.

آن مرد دين مى‏گويد: از آن زن پرسيدم بر تو چه شده و چه مصيبتى وارد گرديده كه مى‏گويى صبرى كه كردم در عهده همه كس نيست.

در جواب گفت: روزى شوهرم گوسپندى را براى كودكانم ذبح نمود و پس از آن كارد را به گوشه‏اى پرتاب كرد و از منزل خارج شد، يكى از دو فرزندم كه بزرگ‏تر بود به تقليد شوهرم دست و پاى برادر كوچك خود را بسته و خوابانيد و به او گفت: مى‏خواهم به تو نشان دهم كه پدرم اين طور گوسپند ذبح كرد، در نتيجه برادر بزرگ‏تر سر برادر كوچك‏تر را بريد و من پس از اين كه كار از كار گذشته بود فهميدم، از دست پسرم سخت خشمگين شدم به او حمله بردم كه وى را بزنم به بيابان فرار كرد، چون شوهرم به خانه برگشت و از جريان آگاه شد به دنبال پسر رفت و او را در بيابان دچار حمله حيوانات ديد كه مرده است، جنازه او را به زحمت به خانه آورد و از شدّت عطش و رنج جان سپرد، من خود را سراسيمه به جنازه شوهر و پسرم رساندم، در اين اثنا كودك خردسالم خود را به ديگ غذا كه در حال جوش بود مى‏رساند و ديگ به روى او واژگون شده او را مى‏كشد. خلاصه من در ظرف يك روز تمام اعضاى خانواده‏ام را از دست دادم، در اين حال فكر كردم كه اگر براى خدا در اين حوادث عظيم صبر كنم مأجور خواهم بود. آن گاه دنباله اشعار شعرى را به مضمون زير خواند:

تمام امور از جانب خداست و واگذار به اوست و هيچ امرى واگذار به عبد نيست‏

 

 


منبع : پایگاه عرفان
نظرات کاربر
 

آخرین مطالب

  قلّت عمل در برابر كثرت ثواب‏
  بيست و چهار خزانه براى بيست و چهار ساعت‏
  صحبت كسى طلب كه...
  هرجا كه رفتم حق تعالى مى‏ديد
  خوش به حال كسى كه نفسش رام شد
  بيان حال غافلان به صورت تمثيل‏
   كى به فكر معاد مى‏افتيد؟
  پيروى نكردن از غافلان‏
  مغلوب شيطان‏
  مال دنيا

بیشترین بازدید

  به آسمان رود و کار آفتاب کند
  بازگشت فرزند هارون الرشید به حق
  حكايت ابوسعيد ابوالخير
  حكايت محاسبه نفس مرحوم حاج ملاهادى‏
  داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
  داستان قارون و ثروت او
  داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
  داستانى عجيب از صبر براى خدا
  داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
  حکایت خدمت به پدر و مادر