فارسی
دوشنبه 18 فروردين 1399 - الاثنين 12 شعبان 1441

  387
  0
  0

يارى‏گر ورود و خروج از دروازه صدق‏


پروردگار عالم به اولين شخص عالم امكان و نخبه همه موجودات عالم هستى، اعلام مى كند كه با تمام وجودت از من كمك بگير. معلوم مى شود مسأله، خيلى مهم و عظيم است كه به ايشان، اين امر را واجب مى كند كه براى پرورش دهندگى و مربى گرى مرا به كمك بگير، براى اين كه از دروازه صدق وارد زندگى شوى و از دروازه صدق نيز خارج شوى.

علاوه بر اين، از من بخواه كه در اين زمينه قدرت يارى دهنده اى را كمك تو قرار دهم، يعنى دست تو در دست دو چيز باشد؛ يكى خدا و ديگرى قدرت بالاى يارى دهنده. اين كه مى گويم قدرت بالا، چون كلمه سلطان به معناى قدرت در آيه بدون «الف و لام» آمده است و از نظر ادبيات عرب، بر عظمت و بزرگى آن قدرت يارى دهنده دلالت دارد. قدرت خالص و پاك كه تمام وجودش براى يارى تو و اين كار عظيم بى نظير الهى است. مى خواهد يارى بدهد، و هيچ نيت ديگرى ندارد.

متن آيه اين است:

«وَ قُل رَّبّ أَدْخِلْنِى مُدْخَلَ صِدْقٍ»

اين «قل» امر به واجب است؛ به پيغمبر صلى الله عليه و آله واجب مى كند. خطاب آيه هم به پيغمبر صلى الله عليه و آله است و من نمونه اين آيه را در رابطه با حدود بيست و پنج پيغمبرى كه در قرآن ذكر كرده است، نديدم. اين آيه خاص ايشان است و علت خاص بودن آن هم، خاص بودن پيغمبر صلى الله عليه و آله، دين او و آن قدرت كنار خدا است، كه با كلمه نكره ذكر مى كند، كه بر عظمت آن قدرت دلالت دارد و اين قدرت در همه وجودش متمركز و «خالصاً لوجه اللّه» است. پيغمبر صلى الله عليه و آله نبوتش را يارى بدهد كه هم ورود او به دايره حيات و نبوت، ورود صدق باشد و هم روز خروج او از دنيا، خروج صدق باشد.

«وَ قُل رَّبّ أَدْخِلْنِى» يعنى تو اى ربّ، مالك، پرورش دهنده و اى مقام ربوبيت كه ربوبيت تو در تمام آفرينش سريان دارد؛ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ الْعلَمِينَ» اين ربّ اغلب در قرآن مجيد با كلمه «عالمين» همراه است؛ اى ربّى كه ربوبيت تو در تمام ذرّات عالم هستى كار مى كند، كه اگر كار نمى كرد، رشدى در اين عالم تحقق نداشت.

اگر او فقط نگاه الهيت به موجودات داشت، موجودات در همان نقطه اول وجود معطّل مى شدند. يعنى تمام دانه ها، دانه و تمام آفرينش هم به صورت گاز بود. هيچ تحوّلى انجام نمى گرفت. اگر با رحمانيّتش هم نگاه مى كرد، فقط ظهور تحقق پيدا مى كرد و رشدى نداشت. اگر با رحيميتش هم نگاه مى كرد، فقط پوشيدن لباسِ وجود تحقق پيدا مى كرد و رشدى نداشت.

اگر شما مى بينيد كه يك دانه كوچك داخل سيب را، در زمين هاى مستعدى مى كارند، بعد از مدتى تبديل به يك درخت مى شود و سيب مى دهد، چون آن دانه در اتصال به ربوبيّت تبديل به يك درخت و اين همه ميوه مى شود. نظر ربوبى است كه موجودات بعد از پوشيدن لباس هستى، كه كمال اول آنها است، به كمال دوم مى رسند.

 


منبع : پایگاه عرفان
  387
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد قرآن
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      هدف خلقت از زبان امام على عليه السلام‏
      درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها
      حضرت عيسى عليه السلام و درخواست شيطان براى گفتن لا اله ...

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز