فارسی
دوشنبه 18 فروردين 1399 - الاثنين 12 شعبان 1441

  733
  0
  0

داستان سيد جزايرى با علامه مجلسى در رابطه با برزخ‏

 

حاج ملا هاشم در «منتخب» از عالم بزرگوار سيد نعمت اللّه جزايرى نقل مى كند كه:

در ايام اقامتم در اصفهان به حضور استاد عزيزم علّامه مجلسى رحمه الله عرضه داشتم:

جميع افعال و گفتار شما مورد رضاى من است مگر يك صفت و آن مقيّد بودن شما به تشريفات و رياست مى باشد، شما دستور داده ايد قبل از رفتن به مسجد و موقع ورود به بازار شخصى در جلو شما آيه نور را بخواند و با اين برنامه تمام مردم را متوجه نمايند كه هنگام ورود شما درب مغازه هايشان بايستند تا شما عبور كنيد، من از اين معنى آن هم از شخصى چون شما ناراحتم!

علّامه مجلسى رحمه الله فرمودند: من علاقمند به مقام و رياست نيستم، منظور من از اين برنامه نشان دادن عظمت مقام علم در بين مردم است، تا بدين وسيله بتوانم حقى را اجرا و باطلى را از بين ببرم كه بدون قدرت احقاق حق و زدودن باطل كارى محال است.

من به سخنان استاد قانع نشدم، با يكديگر قرار گذاشتيم هريك زودتر از دنيا رفت ديگرى را به توسط خواب از اوضاع خود آگاه كند.

استادم مجلسى رحمه الله زودتر از من از دنيا رفت، در مدت يكسال غالباً بر سر مزارش رفتم و جهت او قرآن خواندم و از وى تقاضاى ملاقات كردم، شبى وى را در خواب ديدم و از مسئله اى كه بين من و او بود پرسيدم، جواب داد: حق به جانب من بود؛ زيرا دنبال رياست رفتن براى اداى حق و از بين بردن باطل از نظر شرع مطهّر بى اشكال است و بلكه ممدوح و پسنديده است، چون مرا در قبر گذاشتند پس از سؤالات ملائكه الهى از طرف حق خطاب شد چه آورده اى؟ من تمام تأليفات و صدقات و خيرات خود را بازگو كردم، سؤال شد ديگر چه آوردى؟ عرضه داشتم: بنده اى از بندگانت در شكنجه طلبكار بود، با قدرتى كه داشتم وى را نجات دادم و از طلبكار براى وى مهلت خواستم و سپس آنچه را مديون قدرت بر ادا نداشت من از مال خودم پرداختم، ديگر از من سؤالى نشد وپس از آن مورد عنايت واقع شدم، اگر من آن عظمت را نداشتم براى حل مشكلات مردم كارى از دستم برنمى آمد و اكنون اين همه عنايت نصيبم نمى شد!

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  733
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    حضرت علي اكبر(ع) و بذل مال در راه خدا
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    داستان جريح و مادر او
    اثر بی‌حجابی
    داستان شعوانه و توبه‏
    نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
    يوسف زيباتر بود يا تو ؟
    رفیق صمیمی امام حسین (ع)
    شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)
    درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

بیشترین بازدید این مجموعه

      حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
      حكايت توبه از شكر نابجا
      داستان جريح و مادر او
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت گفتارى از عارفان‏
      حكايت سه مرد گنهكار در قرآن‏
      معناى واقعى شكر چيست؟
      اثر بی‌حجابی
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
      ياران ابی عبدالله(ع) در قلّه افتخار

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز