فارسی
دوشنبه 18 فروردين 1399 - الاثنين 12 شعبان 1441

  693
  0
  0

داستانى عبرت‏آموز از طمعكار

 

شعبى رحمة اللّه عليه همى گويد: صيادى گنجشكى بگرفت، گفت: مرا چه خواهى كرد؟ گفت: بكشم و بخورم، گفت: از خوردن من چيزى نيايد، اگر مرا رها كنى سه سخن به تو آموزم كه تو را بهتر از خوردن من، گفت: بگوى، مرغ گفت: يك سخن در دست تو بگويم و يكى آن وقت كه مرا رها كنى و يكى آن وقت كه بر كوه شوم. گفت: اوّل بگويى، گفت: هر چه از دست تو بشد بدان حسرت مخور، رها كرد و بر درخت نشست گفت:

ديگرى بگوى. گفت: محال هرگز باور مكن و پريد بر سر كوه نشست و گفت: اى بدبخت! اگر مرا بكشتى اندر شكم من دو دانه مرواريد بود هر يكى بيست مثقال، توانگر مى شدى كه هرگز درويشى به تو راه نيافتى.

مرد انگشت در دندان گرفت و دريغ و حسرت همى خورد و گفت: بارى بگوى. گفت:

تو آن دو سخن فراموش كردى چه كنى؟ تو را گفتم: بر گذشته اندوه مخور و محال باور مكن، بدان كه پر و بال و گوشت من ده مثقال نباشد اندر شكم من دو مرواريد چهل مثقال چگونه صورت بندد و اگر بودى چون از دست تو بشد غم خوردن چه فايده. اين بگفت و بپريد و اين مَثَل براى آن گفته همى آيد تا معلوم شود كه چون طمع پديد آيد همه محالات باور كند


منبع : پایگاه عرفان
  693
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    حضرت علي اكبر(ع) و بذل مال در راه خدا
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    داستان جريح و مادر او
    اثر بی‌حجابی
    داستان شعوانه و توبه‏
    نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
    يوسف زيباتر بود يا تو ؟
    رفیق صمیمی امام حسین (ع)
    شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)
    درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

بیشترین بازدید این مجموعه

      نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
      حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
      حكايت گرگان و كرمان‏
      داستان جريح و مادر او
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      رفیق صمیمی امام حسین (ع)
      رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
      اثر بی‌حجابی
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
      حضرت علي اكبر(ع) و بذل مال در راه خدا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز