فارسی
شنبه 16 آذر 1398 - السبت 10 ربيع الثاني 1441

  4730
  0
  0

داستان عجيب سلمان و ابوذر

داستان عجيب سلمان و ابوذر

حضرت عبدالعظيم حسنى از حضرت جواد و حضرت جواد از پدران معصوم و بزرگوارش روايت ميكند:

سلمان ابوذر را به خانهاش دعوت كرد و دو قرص نان جهت پذيرائى از ميهمان بر سفره گذاشت، ابوذر دو قرص نان را برداشت و به زير و رو كردن آن دو پرداخت، سلمان به ابوذر گفت: چرا دو قرص نان را زير و رو ميكنى؟ ابوذر گفت: ترسيدم كه كاملًا پخته نشده باشد سلمان به شدت خشمگين شد و گفت: چه چيزى تو را به اين جرأت و جسارت واداشته، به خدا سوگند آب زير عرش در اين نان مؤثر بوده، فرشتگان براى آن باد را به حركت آورده، و باد ابر را جا به جا نموده، و ابر بر زمين باران ريخته و رعد و ملائكه فعاليت كرده تا آن را در جاى خود قرار دادهاند، و زمين و چوب آهن و چهارپايان و آتش و هيزم و نمك و آنچه كه قابل شمردن نيست در كار بودهاند تا اين قرص نان سر اين سفره قرار گرفته، چگونه ميتوانى به شكر اين همه نعمت برخيزى؟ ابوذر گفت به پيشگاه خدا توبه ميكنم و از آنچه پيش آمده طلب مغفرت مينمايم، و از آنچه ناخوشايند تو بود و من سبب آن شدم از تو پوزش ميخواهم.

 

حضرت ميفرمايد روزى سلمان ابوذر را به ميهمانى دعوت كرد، تكه نانى خشك را از كيسه چرمى بيرون آورد، و با آب كوزه به آن تكه نان رطوبت داد تا نرم شود، ابوذر گفت چه نان پاكيزهاى است اگر در كنار آن نمكى بود، سلمان از جاى برخاست و از خانه بيرون رفت و كوزهاش را در برابر گرفتن مقدارى نمك به گرو گذاشت و به نزد ابوذر بازگشت تا نان را با نمك بخورد، ابوذر نمك را به نان ميپاشيد و ميخورد ميگفت:

 

خداى را شكر و سپاس كه قناعت به نان و نمك را نصيب ما فرمود، سلمان گفت: اگر قناعتى در كار بود كوزه ما به گرو نميرفت.  در هر صورت از آيات و روايات و نظرات محققين و عالمانى چون خواجه نصيرالدين طوسى كه تحقيقاتشان برگرفته از آيات و روايات است روشن شد كه شكر كامل با عمل و گفتار، و نيت و اجتناب از محرمات و تشكر از مردم در برابر احسانشان صورت ميپذيرد، و در برابر نعمتهاى بيشمار حق، قناعت كردن به الحمدلله تنها شكر نخواهد بود، و جنبه سپاس واقعى نخواهد داشت.


منبع : پایگاه عرفان
  4730
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
    داستان عجيب سلمان و ابوذر
    حکایتی از لقمه حرام‏
    حکایت توبه «وحشى»
    حکایت زن بدكاره‏
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    من دختر رئيس قبيله هستم
    داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
      حکایتی از لقمه حرام‏
      رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
      داستان عجيب سلمان و ابوذر
      داستان قارون و ثروت او
      چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت زن بدكاره‏
      حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز