فارسی
شنبه 16 آذر 1398 - السبت 10 ربيع الثاني 1441

  589
  0
  0

عبادت غيرخدا

از بزرگترين گناهان اين است كه انسان، مالك و مربى حقيقى خود، و خالق و به وجود آورندهاش را كه معبود واقعى اوست، و جز او احدى كليد سعادت و خوشبختياش را در دست ندارد رها كند، و از حضرتش روى بگرداند، و به بندگى و عبادت غيراو كه بياذن حق كاره اى نيست، و قدرت و قوتى در اختيار ندارد برخيزد، و وجود خود را درحالى كه جز زيان و خسارت به بار نميآورد هزينه او كند.

رسول خدا (عليهما السلام) ميفرمايد:

«ملعون ملعون من عبد الدينار و الدرهم:»

از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است كسى كه دينار و و درهم را بندگى كند.

از على (ع) روايت شده است:

«من عبد الدنيا وآثارها على الآخرة استوخم العاقبة:»

كسى كه دنيار را بندگى كند و آن را برآخرت ترجيح دهد، عاقبت بدى خواهد يافت.

حضرت صادق (ع) در رواياتى ميفرمايد:

«من اطاع رجلًا فى معصية فقد عبده:»

كسى كه در معصيتى از كسى فرمان ببرد، به حقيقت او را بندگى كرده است.

«من اصغى الى ناطق فقد عبده فان كان الناطق عن الله فقد عبدالله، وان كان الناطق عن ابليس فقد عبد ابليس:»

كسى كه به گوينده اى گوش فرا دهد، يقيناً او را عبادت كرده است، پس اگر گوينده از سوى خداست خدا را عبادت نموده، و اگر از سوى ابليس است ابليس را بندگى كرده است.

«ليس العبادة هى السجود ولا الركوع انما هى طاعة الرجال من اطاع المخلوق فى معصية الخالق فقد عبده:» عبادت و بندگى فقط سجود و ركوع نيست، فرمان بردن از مردم هم عبادت است، كسى كه از مخلوق در معصيت خالق اطاعت كند پس او را عبادت كرده است.

«الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً ....»

خدائى را عبادت و بندگى كنيد كه زمين را به سود شما و متناسب با نيازهايتان گسترده قرار داد.

بخش عظيمى از زمين كه خالى از كوه و دريا و درّه و سنگلاخ است بسترى گسترده و همراه با خاك حاصل خيز ميباشد، كه انسان ميتواند همراه و وسائل و ابزارى كه از اين گنجينه الهى به دست آورد درآن زندگى كند و به نيازهاى خود تا جائى كه لازم است پاسخ دهد.

در طول ميليونها سال عواملى چون مراكز يخبندان، نمو گياهان، حيوانات، آب، اكسيژن، ايند كربنيك؟؟ هوا، رودخانهها، باد، حرارت، آتش فشانها، به اراده حكيمانه حضرت حق تغييراتى در زمين در جهت پديد آوردن زمينه مناسب براى زندگى انسان به وجود آوردند، و بسترى لازم به خاطر فرزندان آدم ساختند.

عوامل فرسايش كه مواد سخت زمين و سنگها را خرد ميكنند، و عوامل ديگر كه اين مواد را از نقطه اى به نقطه ديگر ميبرند اگر دركار نبود به يقين خيمه زندگى در زمين برپا نميشد.

عمل فرسايش كه نتيجه آن به وجود آمدن زمينه مناسب براى زندگى است بسيار بسيار اهميت دارد زيرا باعث تشكيل خاك ميگردد.

مواد خرد شده اى كه قسمتهاى سخت و سنگها را ميپوشاند پوشش خاكى ناميده ميشوند، از اين پوشش خاكى آنچه كه محل رشد گياهان و در حقيقت عامل به دست دادن رزق و روزى انسان است خاك زراعتى نام دارد.

با ارزش ترين و سودمندترين مادّه زمين چيست؟ شايد فكر كنيد طلا يا نقره يا فلز ديگرى باشد كه به صورت معادن وسيع در دل كوهها و اعماق زمين قرار دارد، محققاً اين فلزات بسيار مفيدند و ما بدون آنها در زحمت خواهيم بود.

ولى بيشتر ثروت ما در خاك است، موجودات زنده براى بقاى خود به خاك احتياج دارند، گياهان آب و مواد كافى را مستقيماً از خاك ميگيرند، انسان و جانوران ديگر از گياهان كه از خاك برخاستهاند تغذيه ميكنند، غذاهائى كه به بدن ما ميرسد از خاك به دست ميآيد.

در طى هزاران سال كشاورزى يكى از صنايع اساسى انسان بود، امروزه جمعيت زمين به سرعت زياد ميشود و بيش از هميشه به محصولات كشاورزى نياز داريم.

نه فقط غذا و خوراك خود را از كشاورزى تهيه ميكنيم، بلكه برخى از مواد لازم براى تهيه البسه، و دارو و ساختمان و بسيارى از چيزهاى مفيد ديگر هم از خاك به دست ميآيد.

اگر خاك را به دقت آزمايش كنيد خواهيد ديد «خاك تنها» نيست. بيشتر خاكها از مواد معدنى تشكيل يافتهاند كه به صورت ذرات كوچك سنگ درآمدهاند، اين ذرات خردشده و تراشيده از سنگهاى بزرگ ترى هستند كه تحت اثر نيروهاى طبيعى تشكيل يافتهاند.

خاكهاى بسيارمفيد، محصولات مزارع، و باغات معمولًا مخلوطى از شن و گلِرس و كود است.

مخلوطى كه تقريباٌ به مقدار مساوى و گلِرس داشته باشد خاك گلدانى ناميده ميشود، خاكهائى كه گلِرس آنها بيشتر از شن باشند خاك رسى، و آنها كه شن بيشتر از گلِرس در بردارند خاك شنى نام دارند.

شن و گلِرس موجود در خاك از تخريب سنگها به وسيله عوامل متعدد حاصل ميگردد.

كود شامل بقاياى پوسيده اجساد گياهان و جانوران و مواد زائد آلى نظير برگ گياهان يا مدفوعات جانوارن است، اين مواد به خاك رنگ تيره اى ميدهند، كود زمين را متخلل ميسازد به طورى كه ميتواند آبى را كه براى رشد گياهان لازم است جذب كرده در خود نگهدارد، ضمناً داراى ذخائر فراوانى از عناصر ازت و پتاسيم و فسفر است كه براى رشد گياهان لازم ميباشند.

خاك مقدارى هوا وآب در بردارد، آب براى ساختن غذا و انحلال مواد لازم براى رشد گياهان به كار ميآيد، فضاى ميان ذرات خاك را هوا پركرده است، مقدارى هم هوا در آب داخل خاك حل شده است.

گياهان به هوا احتياج دارند، زيرا اكسيژن در بردارد، ريشه آنها بدون اكسيژن رشد نميكند، اكسيژن يكى از احتياجات موجودات زنده ديگر خاك است.

خاك موجودات زنده بسيارى در بردارد، يك مشت خاك ممكن است شامل ميليونها موجود ميكروسكوپى به نام باكترى باشد، بسيارى از باكتريها براى رشد گياهان عالى تر مفيداند، علاوه بر باكتريها بسيارى از كپكها و جلبكها و انواع مختلف جانواران در خاك يافت ميشوند، بسيارى ازاين موجودات زنده، خاك را متخلل ميكنند و به اين طريق آن را براى رشد گياهان آماده تر ميسازند، ضمناً به تغيير ذرات معدنى و كود كمك ميكنند به طورى كه آنها را قابل حل شدن در آب ميسازند.

بسيارى از گياهان كوچك موجود در خاك قادرند موادى تهيه كنند كه عوامل مولّد بيماريها را از بين ببرند.

اگر مقدارى خاك از زمين حاصل خيز برداريد چيزى غيرعادى در آن نخواهيد ديد، ولى عده موجودات زنده اى كه در آن مقدار خاك وجود دارد محتملًا بيش از جمعيت تمام جهان است!!

برخى دانشمندان كه در پى كشف داروهاى جديدند مقدارى از خاك را در يك لوله آزمايش وارد ميسازند و آب مقطر به آن اضافه ميكنند و آن را تكان ميدهند، سپس قدرى از مخلوط را در يك جعبه پترى (كه بشقاب مخصوصى است كه براى رويانيدن كولونى كپكها و باكتريها به كار ميرود) وارد مينمايند، پس از آن كولونيهاى كپكها و باكتريها رشد كردند فرآوردههاى شيميائى مخصوصى را كه براى از بين بردن يا متوقف ساختن رشد موجودات زيان آور تهيه كردهاند روى آنها ميريزند. پيدا كردن يك دارو با اين روشها همانند پيدا كردن يك سوزن در يك دسته علف خشك است، ولى با اين روش بود كه داروهاى معجزه آسائى نظير پنى سيلين، اورئومايسين و اسپرپتومايسن، از بين برنده مولدهاى امراض انسانى كشف شد!

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً

راستى چه شگفت آور است، مسئله تشكيل خاك به وسيله عوامل متعدد، مواد معدنى خاك، نرميخاك، قابليت جابهجائى خاك، موجودات ذرهبينى خاك، در اختيار بودن خاك، و استعداد خاك براى به دست دادن انواع گياهان و محصولات و رزق و روزى موجودات زنده به ويژه انسان و ....

وَ السَّماءَ بِناءً

و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد.

سما در لغت به معناى همه عوامل و هر چيزى است كه بالاى سر قرار گرفته باشد.

دانش تا به امروز فقط از گوشه اى از عوالم بالا يا به تعبير قرآن سماء خبر يافته، و اطلاع بر مجموعه آنچه به نام آسمان خوانده ميشود و چون سقفى برافراشته است تا پايان جهان غيرممكن مينمايد!

من فقط براى اين كه به گوشه اى از قدرت بينهايت حكيمانه حضرت حق آگاه شويد، و بدانيد مسئله شگفتانگيز آسمان از چه قرار است، و ما و ساير موجودات زنده زير چه سقفى با همه تأثيراتى كه بر زمين دارد و ما از بسيارى از آنها بيخبريم زندگى ميكنيم ابتدا به ظاهرى از منظومه شمسى كه در برابر عظمت و پهناى هستى نقطه اى نوارنى بيش نيست، و سپس به گوشه اى از بيرون منظومه اشاره ميكنيم و تو از اين مجمل حديث مفصل بخوان.

خورشيد و ستارگانى كه به دور آن در گردشاند منظومه شمسى يا منظومه خورشيدى را تشكيل ميدهند.

زمين و هشت سياره بزرگ ديگر به دور خورشيد ميگردند، برخى از اين سيارات قمر يا قمرهائى دارند. گذشته از اين اجرام صدها جسم كوچك تر به نام سيارات صفار جزء منظومه شمسى هستند، به علاوه در اين منظومه ستارههاى عجيبى به نام دنباله دار يا ذوذنب و ميليونها اجسام بسيار كوچك به نام شهاب وجود دارند.

همه اين اجرام گوناگون تحت تأثير دو نيروى عظيم در روى مسيرهاى معينى به دور خورشيد گردش ميكنند، آزمايش زير به شما نشان ميدهد كه چگونه اين نيروها در آسمان عمل ميكنند.

سنگى را به نخى ببنديد و آن را به دور سرخود بگردانيد، آيا كشش سنگ را احساس ميكنيد، نيروئى كه سنگ را ميكشد تا آن را از شما دور كند گريز از مركز نام دارد، شما هم نخ را ميكشيد تا سنگ را نگاه داريد اين نيروى جذب به مركز است، دو نيرو با هم تعادل ميكنند و در نتيجه سنگ به روى دايره اى به دور سر شما ميگردد.

مسير زمين و هر جرم سماوى ديگر تقريباً به شكل دايره است ميدانيد چرا؟ خورشيد جسمى است بسيار بزرگ، و به تنهائى از زمين و هشت سياره ديگر با هم بزرگ تر و سنگين تر است، و هر سياره را با نيروئى شگرف «اراده حق» به سوى خود جذب ميكند، اين قوه جذب به مركز را ثقل يا جاذبه نامند، در همان حال هر سياره با نيروى گريز از مركز خود از خورشيد ميگريزد، و اگر نيروى جاذبه خورشيد نبود سياره چنان در فضا دور ميشد كه هيچ گاه باز نميگشت!

«إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً:» «1»

يقيناً خدا آسمانها و زمين را از اين كه از مدار معينشان و فاصله اى كه با مركز خود دارند، دور شوند و منحرف گردند نگاه ميدارد و اگر دور شوند هيچ كس بعد از خدا نميتواند نگاهشان دارد، بيترديد خدا همواره بردبار و بسيار آمرزنده است.

پس به اداره خدا دو نيروى متضاد در كار است، نيروى سياره كه آن را از خورشدى دور ميكند، و نيروى خورشيد كه سياره را به سوى آن ميكشاند، هيچ يك از اين دو نيرو بر ديگرى نميچربد و غلبه نميكند.

پس هر سياره بر روى مدارى به دور خورشيد ميچرخد، و اين سير را در طى قرون و اعصار ادامه داده است و تا زمانى كه خالق آنها بخواهد ادامه ميدهد.

خورشيد مهم ترين عضو منظومه شمسى است و خيلى بزرگ تر از ستارههاى ثابت ديده ميشود، آن هم به خاطر اين است كه خيلى به ما نزديك است و فاصلهاش را ما فقط صد و پنجاه ميليون 150000000 كيلومتر است، پس از خورشيد نزديك ترين ستاره ثابت به زمين در فاصله 40 تريليون/ 40000000000000 كيلومتر قرار دارد.

حجم خورشيد نسبت به زمين بسيار بسيار بزرگ است قطر زمين 12800 كيلومتر اما قطر خورشيد 1384000 كيلومتر است، پس حجم خورشيد نزديك به يك ميليون برابر حجم زمين ميشود، يعنى اگر خورشيد ميان تهى بود يك ميليون جسم مانند زمين در درون آن جاى ميگرفت، يا اگر خورشيد را به اندازه يك توپ بسكتبال فرض كنيم زمين به اندازه يك دانه برنج خواهد بود.

شنيدستم كه هر كوكب جهانى است

جداگانه زمين و آسمانى است زمين درجنب اين افلاك مينا چو خشخاشى بود در قعر دريا تو خود بنگر كزين خشخاش چندى ج سزد تا بر غرور خود بخندى جخورشيد بسيار داغ است اما نميدانيد به چه داغى؟ اگر كارخانه فولادسازى را ديده باشيد ديده ايد كه فلز مذاب كه از فرط حرارت رنگش سپيد شده است

چگونه از دهانه كوره بيرون ميريزد، فولاد مذاب 1450 درجه حرارت دارد، اين درجه حرارت خيلى بالاست، اما درجه حرارت خورشيد قابل مقايسه با آن نيست، در سطح خورشيد درجه حرارت نزديك به 6000 درجه و در مركز آن شايد 17000000 ميليون درجه باشد!

ما حيات خود را مديون خورشيديم، خورشيد تقريباً سرچشمه تمام انرژيهاست، بينور خورشيد ابرى تشكيل نميشود، و باران و برفى نميبارد، و گياهى رشد نميكند، و غذائى به وجود نميآيد، چون زندگى جانداران بسته به گياهان است بينور خورشيد جانورى به روى زمين وجود نداشت.

چوب و زغال و نفتى كه هر روز مصرف ميكنيم و نيز ساير عوامل انژيزا كارمايه را در اعصار قديم از خورشيد گرفته و در خود نهفتهاند.

خورشيد از عناصرى چند كه بر روى زمين هم يافت ميشوند تركيب شده است، تقريباً شصت عنصر از آنها كه بر روى زميناند در خورشيد هم وجود دارند، عناصر اصلى خورشيد عبارتاند از هيدروژن، اكسيژن، هليوم، ازت، كربن، آهن و چند فلز ديگر، اما در نتيجه حرارت فوق العاده فلزاتى كه بر روى زمين به شكل جامدند در خورشيد به صورت گاز هستند. «1» تشكيل مجموعه جهان هستى و موجوداتش در خطبه اول نهج البلاغه از زبان نورانى و ملكوتى اميرالمؤمنين (ع) گرچه كلّى و بدون شرح و تفصيل ذكر شده است بسيار خواندنى است و بايد گفت از معجزات علمى آن حضرت است، و هنوز احتمالات و فرضيات بزرگ ترين دانشمندان كيهان شناس كه با مهمترين ابزارهاى علمى و روشهاى تجربى و محاسبات دقيق به تحليل آن ميپردازند نه اين كه به پختگى آن نيست، بلكه فهم آنان از درك دقايق و لطايف آن عاجز است!

استحكام و استوارى بيان آن حضرت به گونه اى است كه گويا خداى مهربان ابتدا، او را آفريده و وى را شاهد خلقت و آفرينش قرار داده تا پس از برپا شدن نظام هستى چگونگى تكوين آن را براى انسانها بازگو كند، آن حضرت ميفرمايد: خلقت را آغاز كرد، و موجودات را بيافريد، بدون نياز به فكر و انديشه اى، يا استفاده از تجربه اى، بيآن كه حركتى ايجاد كند يا عزم و تصميمى مضطرب در او راه داشته باشد.

براى پديد آمدن موجودات وقت مناسبى مقرر كرد، و موجودات متنوع و گوناگون را هماهنگ نمود، و در هريك غريزه و طبيعت ويژه خودش را قرار داد، و غرائز را همراه آنان كرد، وجود مقدسش پيش از آن كه موجودات را به وجود آورد از همه جزئيات و جوانب آنها آگاهى داشت و حدود و پايان آنها را ميدانست و به اسرار و درون و بيرون پديدهها آشنا بود.

سپس خداى منزه و پاك از هر عيب و نقص طبقات فضا را شكافت و اطراف آن را باز كرد و هواى راه يافته به آسمان و زمين را آفريد، و درآن آبى روان ساخت آبى كه امواج متلاطم آن شكننده بود، كه يكى برديگرى مينشست، آب را بر بادى طوفانى و شكننده قرار داد و باد را به بازگرداندن آن فرمان داد وبه نگهدارى آب مسلّط ساخت و حدّ و مرز آن را به خوبى تعيين نمود فضا در زير تندباد و آب بر بالاى آن در حركت بود، سپس خداى سبحان طوفانى برانگيخت كه آب را متلاطم نمود و امواج آب را پيدرپى در هم كوبيد، طوفان به شدت وزيد و از نقطه اى دور دوباره آغاز شد، سپس به طوفان فرمان داد تا امواج درياها را به هرسو روان سازد و برهم كوبد و با همان شدت كه در فضا وزيدن داشت بر امواج آبها حمله ورگردد، از ابتداى آن برميداشت و به پايانش ميريخت و آبهاى ساكن را به امواج سركش برگردانيد، تا آنجا كه آبها روى هم قرار گرفتند، و چون قلّههاى بلند كوه بالا آمدند، امواج تند كفهاى برآمده از آبها را در هواى باز و فضاى گسترده بالا بردند كه از آن هفت آسمان را پديد ساخت.

آسمان پائين را چون موج مهارشده، و آسمانهاى بالا را مانند سقفى استوار و بلند قرار داد، بيآن كه نيازمند به ستونى باشد، يا ميخهائى كه آنها را استوار نمايد، آنگاه فضاى آسمان پائين را به وسيله نور ستارگان درخشنده زينت داد و در آن چراغى روشنائى بخش و ماهى درخشان به حركت درآورد كه همواره در مدار فلكى گردنده و برقرار و سقفى متحرك و صفحه اى بيقرار به گردش خود ادامه ميدهند.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  589
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    كيد عظيم‏
    حوا و دنده‏ چپ‏
    استعداد براى موت‏
    دعا برای دختر دار شدن
    انواع صدقه‏
    تقوا در روايات‏
    تربت فاطمه معصومه (س)
    حضرت عبدالعظیم حسنی
    گناه و مناجات با هم
    نقش تعلیم و تربیت

بیشترین بازدید این مجموعه

      غيبت
      ايمان چگونه حاصل ميشود؟
      استعداد براى موت‏
      ماوراى هفت آسمان‏
      انواع صدقه‏
      كيد عظيم‏
      افسار دزدى و نتيجه فرار از حلال‏
      زدست ديده و دل هر دو فرياد
      شـکر نعمـت
      دعا برای دختر دار شدن

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز