فارسی
شنبه 27 مهر 1398 - السبت 20 صفر 1441
  747
  0
  0

شهادت امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول و یا غره رجب سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینى و شهید، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح تر مى داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مولف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى آید و نیز بقیه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است. وفات امام صادق (ع) پس از گذشت ده سال از خلافت منصور عباسى روى داد و پس از مرگ در آرامگاه بقیع، در جوار پدرش امام باقر و جدش امام زین العابدین و عموى بزرگوارش امام حسن بن على علیهم السلام به خاک سپرده شد. مادر امام صادق (ع) کنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته اند. برخى نیز کنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه، پدرش قاسم بن محمد بن ابى بکر و مادرش را اسماء، دختر عبد الرحمن بن ابى بکر ذکر کرده اند. و این همان مفهوم فرمایش امام صادق (ع) است که گفت: به راستى ابو بکر دو بار مرا به دنیا آورد. و شریف رضى نیز در این باره سروده است: و حزنا عتیقا و هو غایه فخرکم بمولد بنت القاسم بن محمد (1) شیخ کلینى در کتاب کافى به سند خود از عبد الاعلى نقل کرده است که گفت: روزى ام فروه را دیدم که به گرد کعبه طواف مى کرد، او لباسى بر تن کرده بود که با آن شناخته نمى شد پس حجر الاسود را با دست چپ استلام کرد. ناگهان یکى از مردانى که به طواف مشغول بود رو به ام فروه کرد و گفت: اى بنده خدا، سنت را خطا کرده اى. پس ام فروه گفت: ما از علم شما بى نیازیم. کنیه امام صادق (ع) کنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این کنیه از دیگر کنیه هاى وى معروف تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخى کنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته اند. ابن شهر آشوب نیز در کتاب مناقب مى گوید: آن حضرت مکنى به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و کنیه خاص وى ابو موسى بوده است. لقب امام صادق (ع( آن حضرت القاب چندى داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند. نقش انگشترى امام صادق (ع( نقش انگشترى آن حضرت «الله ولیى و عصمتى من خلقه »بوده است. البته روایات مختلفى درباره نقش انگشترى امام (ع) نقل شده است. مانند: «ما شاء الله لا قوه الا بالله، استغفر الله، الله خالق کل شى، انت ثقتى فاعصمنى من خلقک، یا ثقتى قنى شر جمیع خلقک، اللهم انت ثقتى فقنى شر خلقک، انت ثقتى فاعصمنى من الناس، الله عونى و عصمتى من الناس، ربى عصمتى من خلقه ». روایت شده است که امام موسى کاظم (ع) ، انگشترى امام صادق (ع) را به هفت دینار و در روایتى دیگر به هفتاد دینار خریدارى کرد. فرزندان امام صادق (ع) آن حضرت ده فرزند داشت. هفت پسر و سه دختر. برخى فرزندان آن حضرت را یازده تن ذکر کرده اند که هفت نفر از آنان پسر و باقى دختر بوده اند. نام فرزندان آن حضرت چنین بوده است: اسماعیل اعرج که او را اسماعیل امین نیز خوانده اند، عبد الله، ام فروه، وى همان کسى است که با پسر عموى خود که همراه با زید بن على قیام کرده بود ازدواج کرد. شیخ مفید گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین بن على بن حسین بن على بن ابى طالب بوده است. عبد العزیز بن اخضر جنابذى گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین اثرم بن حسن بن على بن ابى طالب نام داشته است. فاطمه کبرى، که از کنیزى به نام حمیده بربریه، زاده شده بودند. عبد العزیز بن اخضر جنابذى گوید: وى به همسرى محمد بن ابراهیم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس درآمد و در خانه او نیز وفات یافت. دیگر از فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: عباس، على عریضى، اسماء و فاطمه صغرى، که هر یک از کنیزى متولد شده بودند. کسانى که فرزندان امام (ع) را ده تن دانسته اند از ذکر نام فاطمه کبرى خوددارى کرده اند و آنان که اولاد وى را یازده نفر کرده اند فاطمه کبرى را جزو فرزندان امام صادق (ع) قلمداد کرده اند. از عبارت ابن شهر آشوب در کتاب مناقب چنین برمى آید که ام فروه همان اسماء بوده است. چنان که مى گوید: «اسماء ام فروه، کسى است که پسر عمویش که در رکاب زید بن على قیام کرده، او را به زنى گرفت ». صحت این نظر بعید نیست. چرا که ام فروه، کنیه به حساب مى آید نه اسم. با این ترتیب اگر فاطمه کبرى را جزو فرزندان امام ذکر کنیم و ام فروه و اسماء را یک تن بدانیم، اولاد آن امام همان ده تن خواهد بود. 1 - نامه امام به نجاشى والى اهواز که به نام رساله عبد الله بن نجاشى شهرت دارد. نجاشى مولف رجال گوید که وى به جز این رساله، تصنیف دیگرى از امام صادق (ع) ندیده است. اما مى توان نظر نجاشى را چنین توجیه کرد که این تنها اثرى است که به دست امام صادق (ع) تدوین شده و باقى آثار از جمله چیزهایى است که توسط راویان آن حضرت جمع آورى شده است. 2 - رساله اى از آن حضرت که صدوق در کتاب خصال آن را ذکر کرده و سندش را از اعمش به امام صادق رسانیده است. این نامه حاوى احکام اسلامى از قبیل وضو و غسل و انواع آنها و نماز و اقسام آن و زکات، زکات مال و زکات فطره، و حیض و صیام و حج و جهاد و نکاح و طلاق، صلوات بر پیامبر (ص) و دوستى اولیاى خدا و برائت از دشمنان خدا و نیکى به پدر و مادر و حکم متعه ازدواج و حج و احکام اولاد و کردار بندگان و جبر و تفویض و حکم کودکان و عصمت پیامبران و ائمه و مخلوق بودن قرآن و وجوب امر به معروف و نهى از منکر و معناى ایمان و عذاب قبر و بعث و تکبیر در عید فطر و قربان و احکام زنى که وضع حمل کرده و احکام خوردنیها و نوشیدنیها و صید ماهى و قربانى و گناهان کبیره و مسائلى از این قبیل، مى باشد. 3 - کتابى در توحید که به خاطر نام روایتگر آن توحید مفضل نام دارد. این کتاب در رد دهریون و اثبات خداوند جزو بهترین کتابها به شمار مى رود و تمام آن در ضمن بحار الانوار موجود است. همچنین این کتاب به صورت جداگانه با چاپ سنگى در مصر به چاپ رسیده است. و بنابر آنچه در مجله المقتبس خوانده ام این کتاب در استانبول هم به چاپ رسیده که هنوز آن را ندیده ام. 4 - کتاب اهلیلجه، این کتاب هم به وسیله مفضل بن عمر روایت شده و در ضمن بحار الانوار موجود است. در مقدمه بحار آمده است که سیاق کتابهاى توحید (مفضل) و اهلیلجه بر صحت آنها دلالت دارد. سید على بن طاوس در کشف المحجه لثمره المهجه در آنجا که فرزندش را سفارش مى کند، گوید: به کتاب مفضل بن عمر که امام صادق (ع) آن را بر وى املا فرموده بنگر که درباره آثار و پدیده هایى است که خداوند آفریده است. و نیز کتاب اهلیلجه را بخوان که کتاب بس پرارزشى است. اما در فهرست ابن ندیم آمده است: نویسنده کتاب اهلیلجه معلوم نیست و گویند آن را امام صادق (ع) نوشته است اما این محال است. اما ابن ندیم درباره علت محال بودن این امر هیچ دلیلى نیاورده است. 5 - کتاب مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) است. این کتاب همراه با کتاب جامع الاخبار چاپ شده است. اما مجلسى در مقدمه بحار درباره آن گفته است: در این کتاب مطالبى آمده که خواننده خردمند و مطلع را با تردید مواجه مى کند. اسلوب این کتاب شبیه دیگر سخنان و آثار ائمه (ع) نیست و الله یعلم. مولف کتاب وسایل در پایان کتاب هدایه گوید: از جمله کتابهایى که بر ما ثابت است که قابل اعتماد نیست و از آنها نقل نکردیم کتاب مصباح الشریعه منسوب به امام صادق (ع) است. زیرا سند آن ثابت شده نیست و در آن سخنانى آمده که مخالف با تواتر است. صاحب ریاض العلما نیز به هنگام ذکر کتابهاى مجهول و ناشناخته مى نویسد: مصباح الشریعه در اخبار و مواعظ کتابى معروف و متداول است. . . . بلکه این کتاب از تالیفات یکى از صوفیان است. اما ابن طاوس و ظاهر عبارت سید على بن طاوس در کتاب امان الاحظار نشان مى دهد که وى بر این کتاب اعتماد داشته است. زیرا در آنجا مى گوید: از جمله کتابهایى که باید با مسافر همراه باشد کتاب اهلیلجه است. این کتاب حاوى مناظره امام صادق (ع) با طبیبى هندى است که درباره شناخت خداوند جل جلاله به طرزى عجیب و بدیهى استدلال شده به طورى که آن طبیب هندى پس از این مناظره به الوهیت و یگانگى خداوند اقرار کرده است. همچنین کتاب مفضل بن عمر که از امام صادق (ع) روایت کرده و در زمینه وجوه حکمت در خلقت گیتى و آشکار کردن اسرار آن است، باید همراه مسافر باشد. این کتاب در نوع خود بسیار شگفت آور است. و نیز کتاب مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه از امام صادق (ع) باید با مسافر باشد. این کتاب درباره سلوک به سوى خداوند و توجه به او و دستیابى به اسرارى که در آن نهفته است، بس لطیف و گرانقدر است. کفعمى در مجموع الغرائب روایات بسیارى را با لفظ قال الصادق از مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه نقل کرده است. شهید ثانى در کشف الریبه و نیز در منیه المرید و مسکن الفواد و اسرار الصلاه روایاتى از مصباح الشریعه نقل کرده و آنها را قاطعانه به امام صادق (ع) نسبت داده و در پایان برخى از آنها آورده است: آنچه گفته شد تماما از کلام امام صادق (ع) بود. سید حسین قزوینى در کتاب جامع الشرایع، به هنگام ذکر مآخذ کتاب، گوید: مصباح الشریعه به شهادت شارح فاضل شهید ثانى و سید بن طاوس و مولانا محسن کاشانى و عده اى دیگر منسوب به امام صادق (ع) است. بنابراین، پس از تایید اینان جایى براى تشکیک و تردید در این کتاب باقى نمى ماند. 6 - رساله آن حضرت خطاب به یارانش. کلینى این رساله را در آغاز روضه کافى به سند خود از اسماعیل بن جابر از ابو عبد الله (ع) نقل کرده است: امام صادق (ع) این رساله را براى اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد که آن را به یکدیگر درس دهند و در آن نظر کنند و آن را فراموش نکنند و بدان عمل کنند. اصحاب نیز این رساله را در جایگاه عبادت خود در خانه هاشان گذارده بودند و چون از کار فراغ مى یافتند آن را مى خواندند. کلینى در همان کتاب به سند خود از اسماعیل بن مخلد سراج نقل کرده که گفت: این نامه از طرف امام صادق (ع) خطاب به اصحابش ابلاغ گردید، آغاز این نامه چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم. اما بعد، از پروردگارتان عافیت طلب کنید». آنگاه تمام نامه را ذکر کرده است. همچنین قسمتى از آغاز این نامه در تحف العقول تحت عنوان رساله امام به گروهى از پیروان و یارانش، ذکر شده است. 7 - رساله امام به پیروان شیوه راى و قیاس. 8 - رساله آن حضرت درباره غنایم و وجوب خمس در آنها. در تحف العقول این قسمت و تا بخش شانزدهم از این رساله، نقل شده است. 9 - سفارش امام صادق (ع) به عبد الله بن جندب. 10 - سفارش آن حضرت به ابو جعفر محمد بن نعمان احول. 11 - رساله اى که برخى از شیعیان آن را نثر الدرر نامیده اند. 12 - سخنان آن حضرت در وصف محبت اهل بیت و توحید و ایمان و اسلام و کفر و فسق. 13 - رساله آن حضرت درباره وجوه معیشت و کسب و کار بندگان و وجوه اخراج اموال. امام (ع) این نامه را در پاسخ کسى که از وى درباره جهات معیشت بندگان که در آنها کسب و کار و معامله بین یکدیگر انجام مى دهند و نیز وجوه نفقات پرسیده بود، نوشت. 14 - رساله آن حضرت در احتجاج بر صوفیه که آن حضرت را از طلب رزق و روزى نهى مى کردند. 15 - گفتار آن حضرت درباره خلقت انسان و ترکیب او. 16 - کلمات قصار آن حضرت. ما برگزیده اى از این سخنان را که در تحف العقول نقل شده، در بخش حکم و آداب آن حضرت ذکر خواهیم کرد. در این باره، کتابهاى دیگرى از امام صادق (ع) موجود است که اصحاب آن حضرت بر اساس آنچه که از وى روایت شده، گرد آورده اند. از این رو منتسب ساختن کتب مزبور به امام صادق (ع) صحیح به نظر مى رسد. چرا که املا خود یکى از طرق تالیف است. نجاشى در کتاب خود، نام پنج کتاب از این قبیل را یاد مى کند و نحوه دستیابى خود را بدانها تذکر مى دهد. البته بعید نیست که برخى از کتابهایى که نجاشى نام برده با آنچه قبلا یاد شد، تداخل پیدا کند. این کتابها عبارتند از: الف: نسخه اى که نجاشى به هنگام ذکر زندگانى محمد بن میمون زعفرانى از آن یاد کرده است. وى درباره محمد بن میمون گوید: او از اهل سنت است و فقط یک روایت از امام صادق (ع) نقل کرده است. ب. روایتى که فضیل بن عیاض از امام صادق (ع) نقل کرده است. نجاشى در شرح زندگانى فضیل گوید: او از مردم بصره و از ثقات اهل سنت بود و از امام صادق (ع) یک روایت نقل کرده است. ج. نسخه اى که عبد الله بن ابى اویس بن مالک بن عامر اصبحى همپیمان بنى تمیم بن مره بن ابو اویس، از آن حضرت نقل کرده است. نجاشى درباره او گوید: او نسخه اى از امام جعفر بن محمد (ع) روایت کرده است. د. نسخه اى که ابراهیم بن رجاء شیبانى نقل کرده است. نجاشى گوید: وى از امام جعفر صادق (ع) نسخه اى روایت کرده است. ه. نسخه اى که سفیان بن عینیه بن ابى عمران هلالى نقل کرده است. نجاشى گوید: او نسخه اى از امام جعفر بن محمد روایت کرده است. و. کتابى که جعفر بن بشیر بجلى روایت کرده است. شیخ طوسى در الفهرست گوید: جعفر کتابى دارد که منسوب به امام صادق (ع) به روایت على بن موسى الرضا (ع) مى باشد. ز. مجموعه رسایل آن حضرت که جابر بن حیان کوفى آن را روایت کرده است. یافعى در کتاب مرآه الجنان گوید: امام صادق (ع) در علوم یکتاشناسى و غیر آن سخنان ارزشمندى دارد. و شاگرد او، جابر بن حیان، کتابى در هزار برگ تالیف کرده که رسایل آن حضرت را که حدود پانصد رساله است، در برمى گیرد. نگارنده: هیچیک از بزرگان شیعه، که درباره رجال شیعه و اصحاب ائمه کتابها نوشته اند مانند شیخ طوسى و نجاشى و معاصران و پیشینیان و متاخران از آنها، درباره اینکه جابر بن حیان از شاگردان یا اصحاب امام صادق (ع) بوده است، سخنى نگفته اند. حال آنکه اینان در مذهب خود از دیگران آگاهتر هستند. البته در فهرست ابن ندیم گفته شده است: شیعیان گویند که جابر بن حیان یکى از بزرگان شیعه و ابواب آنان بوده است. ابن ندیم در ادامه گوید: «شیعیان گمان مى کنند که جابر از اصحاب امام صادق (ع) بوده است. . . و سپس گفته است: جابر کتابهایى در مذاهب شیعه دارد که آنها را در جاى خود یاد خواهم کرد». البته تفصیل مطلب به هنگام شرح زندگانى جابر نقل خواهد شد. این مطلبى بود که ما در آغاز آن را نوشته بودیم، اما بعدا بر ما ثابت شد که جابر بن حیان در زمره شاگردان امام صادق (ع) جاى داشته است. ک. تقسیم الرویا، در کشف الظنون است که تقسیم الرویا از تالیفات امام جعفر صادق (ع) است. در الذریعه آمده است که ما سندى مبنى بر این که این کتاب به کس دیگرى جز امام صادق (ع) منسوب باشد پیدا نکردیم. اما ظاهرا مى توان گفت که این کتاب تالیف یکى از شیعیان به استناد روایات امام صادق (ع) است. آنچه گفته شد مربوط به کتابهایى بود که تا کنون تدوین گردیده و به نامهاى خاصى شناخته شده است. وگرنه آنچه دانشمندان از آن حضرت در شاخه هاى گوناگون علمى همچون کلام و توحید و سایر اصول دین و فقه و اصول فقه و طب و مناظره و حکمت و موعظه و آداب و غیره نقل کردند، آن چنان فراوان و بسیار است که نمى توان آنها را برشمرد. و براى آگاهى از آنها باید به کتابهاى حدیثى که متکفل جمع آورى سخنان آن حضرت شده اند، رجوع کرد. 
پایگاه استاد حسین انصاریان

منبع: پایگاه مقالات محمد رسول الله (ص)
 

  747
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      تحلیل مبنای تاریخی اربعین حسینی
      رحم خدا در برزخ و قيامت‏
      عالی ترین جلوه بندگی خدا
      دشنام گویی و بددهانی از منظر قرآن و روایات
      زیارت اربعین از دور یا نزدیک؟!
      بررسی دنباله قیام حسینی در شام و اربعین  
      دو فانوس پر نور برای پیاده روی اربعین
      عنصر حیات بخشی به نام اربعین
      الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  
      مراتب و منازل مقام نیکان

بیشترین بازدید این مجموعه

      مقام حضرت زينب (س)
      تنبلی ؛ آفت زندگی
      دشنام گویی و بددهانی از منظر قرآن و روایات
      عالی ترین جلوه بندگی خدا
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      تحلیل مبنای تاریخی اربعین حسینی
      زیارت اربعین از دور یا نزدیک؟!
      دو فانوس پر نور برای پیاده روی اربعین
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز