فارسی
پنجشنبه 01 فروردين 1398 - الخميس 14 رجب 1440
  1955
  0
  0

داستانى عجيب از غيبت

انس بن مالك مى گويد : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند . مردم روزه گرفتند ، چون غروب شد هر روزه دارى براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد .
در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت : دو دختر دارم تاكنون افطار نكرده اند و از آمدن به محضر شما حيا مى كنند اجازه دهيد هر دو افطار نمايند حضرت جواب نداد ، آن مرد گفته اش را تكرار كرد ، حضرت پاسخ نگفت ، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد ، حضرت فرمود : روزه نبودند ، چگونه روزه بودند در حالى كه گوشت مردم را خورده اند ، به خانه برو و به هر دو بگو استفراغ كنند ، آن مرد به خانه رفت و دستور استفراغ داد ، آن دو استفراغ كردند در حالى كه از دهان هر يك قطعه اى از خون بسته بيرون آمد ، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و داستان را گفت ، حضرت فرمود : به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر اين گناه غيبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند ! !


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  1955
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      تواضع امیرالمومنین (ع)
      اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
      از كجا دانستند؟
      چگونه صبح كردى؟
      اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      هدیه‌ای که حضرت زهرا(س) در شب عروسی‌اش بخشید
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      تولد حضرت زهرا (س)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      عفو و گذشت پيامبر از دختر حاتم‏
      از دين جديد به نان و نوایی رسید!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز