فارسی
پنجشنبه 01 فروردين 1398 - الخميس 14 رجب 1440
  807
  0
  0

ذره‏اى ريا

رسول صلى الله عليه و آله گفت : خداى نپذيرد كردارى كه اندر وى يك ذره ريا بود . معاذ همى گريست ، عمر گفت : چرا همى گريى ؟ گفت : از رسول صلى الله عليه و آلهشنيدم اندك ريا شرك است و گفت : مرائى را روز قيامت ندا كنند و آواز دهند يا مرائى يا نابكار يا غدّار ! كردارت ضايع شد و مزدت باطل شد برو و مزد از آن كس طلب كن كه كار براى وى كردى .


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  807
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      تواضع امیرالمومنین (ع)
      اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
      از كجا دانستند؟
      چگونه صبح كردى؟
      اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      هدیه‌ای که حضرت زهرا(س) در شب عروسی‌اش بخشید
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      تولد حضرت زهرا (س)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      عفو و گذشت پيامبر از دختر حاتم‏
      از دين جديد به نان و نوایی رسید!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز