فارسی
سه شنبه 30 مهر 1398 - الثلاثاء 23 صفر 1441
  1097
  0
  0

قدرت معنوى اوليا

  يكى از نواده هاى عالم بزرگ ، آقا باقر بهبهانى براى اين فقير نقل كرد كه : از طرف بزرگان ايران نامه هاى مفصّلى براى جناب آقا باقر به نجف فرستاده شد كه آن حضرت براى زندگى و به دست گرفتن تمام امور مذهبى و فكرى رخت اقامت به ايران كشد ، حتى براى تحقّق اين امر به سلاطين و امراى زمان متوسل شدند ، ولى آن مرد بزرگ از آمدن به ايران خوددارى كرد .
شاگرد او ، علاّمه بحرالعلوم مى گويد : چون استاد از طريق آن همه نامه تحت فشار شديد قرار گرفت ، از ميان شاگردان شش نفر اهل حال و مورد اعتماد را انتخاب كرد كه من هم يكى از آنان بودم .
ما شش نفر را به حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام برد و به ما شش نفر خطاب كرد ، اى ياران ! من شما را به عنوان گواه عادل به اين حرم مقدس آورده ام تا در حضور شما از حضرت مولا وظيفه ام را بپرسم چنانچه مرا امر به رفتن فرمودند بروم ورنه بمانم و من مى خواهم گواهى شما را در پاسخ نامه هاى ايران بنويسم .  آن گاه به طرف حضرت مولى الموحدين توجه كرد . عرضه داشت : اى سيد من و مولاى من و تكيه گاه دنيا و آخرت من ! از ايران نامه هاى زيادى براى من آمده و مصرّانه از من درخواست شده به آن ناحيه بروم و من در مسئله تكليف و وظيفه خود مردّد و دودل هستم ، چاره اى جز رجوع به باب علم نبى نديدم ، تكليف من چيست كه سخت سرگردانم ؟
علامه بحرالعلوم مى گويد : ناگهان صدايى از قبر مطهر آمد كه همه ما شش نفر شنيديم كه : يا شَيْخُ لا تَخْرُجْ مِنْ بِلادِنا .
اى مرد بزرگ ! از منطقه ما بيرون مرو . آقا باقر به ما شش نفر روى آورد و فرمود : شنيديد مولاى من چه فرمود ؟ عرضه داشتيم : آرى ، فرمود : گواه باشيد كه طبق فرمان مولا وظيفه من ماندن در اين منطقه است ، آن گاه براى اين كه مردم ايران از فيض الهى محروم نباشند به فرزند ارجمند و عالمش آقا محمد على امر كرد به طرف ايران حركت كند و آن جناب به امر پدر به سوى ايران آمد و در شهر كرمانشاه اقامت جست و در آن ناحيه منشأ آثار و خدمات مهم علمى و اجتماعى شد .
آرى ، با ترك گناه و اداى فرايض به شرطى كه نور خلوص در عمل تجلّى داشته باشد مى توان به مقامات عاليه الهيّه رسيد.


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  1097
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      هر گوينده «لا إله إلّا اللّه» اهل‏ نجات نيست!
      حكايت گرگان و كرمان‏
      حكايتى عجيب از اميرالمؤمنين عليه السلام‏
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      ياران ابی عبدالله(ع) در قلّه افتخار
      توبه یزید بن معاویه!
      تواضع امام حسین(ع) در برابر كارگران
      رفیق صمیمی امام حسین (ع)
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

بیشترین بازدید این مجموعه

      قاضى محكمه و انصاف
      حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
      داستان تجارت دوست امام صادق‏
      رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
      چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
      رسم عاشقی مردان خدا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز