فارسی
شنبه 02 شهريور 1398 - السبت 22 ذي الحجة 1440
  948
  1
  0

دم عيسوى اوليا

فاضل تنكابنى مى گويد : در ابتداى امر كه هنوز آخوند ملا محمد تقى مجلسى شهرت كافى نداشت ، شخصى از ارادتمندان آن جناب نزد ايشان شكايت برد كه من همسايه بدى دارم و از سوء خلق او به تنگ آمده ام ، شب ها دوستان نااهل خود را جمع كرده و تا صبح به شراب خوارى و لهو و لعب مشغول اند و آسايش مرا سلب كرده اند ، اگر ممكن است در اين زمينه علاجى كنيد ، ايشان فرمودند : امشب همه آنان را به خانه ات به ميهمانى دعوت كن ، من نيز مى آيم شايد خداى تعالى بدين وسيله او را هدايت فرمايد .
آن مرد ايشان را به مهمانى خواست ، همسايه اش كه سردسته اشرار و اوباش بود گفت :
چه شد كه تو نيز به جرگه ما و حلقه ما درآمدى ؟ گفت : فعلاً چنين پيش آمده ، آنان از دعوتش به گرمى استقبال كردند ، پس آن شخص ، آخوند ملا محمد تقى را خبر كرد و آخوند پيش از همه آنان به خانه آن شخص رفت و در گوشه اى قرار گرفت !
همين كه سردسته اوباش با دوستانش وارد شد و چشمش به آخوند افتاد كه در گوشه اى نشسته ناراحت شد ، چرا كه آخوند هم مسلك آنان نبود و وجودش باعث منغص شدن عيش آنان مى شد ، اما به حكم اجبار با دوستانش نشستند و براى اين كه آخوند را از آن مجلس براند سر صحبت را اين چنين باز كرد و گفت : راهى كه شما در پيش گرفته ايد بهتر است يا شيوه اى كه ما داريم ؟
آخوند فرمود : براى روشن شدن اين مطلب بايد هر كدام خواص و لوازم كار خود را بيان كنيم تا ببينيم كدام يك از اين دو بهتر و خوش تر است ؟


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  948
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
      حکایت عیدی روز عید غدیر
      حق مهمان بر مهماندار
      تواضع امیرالمومنین (ع)
      نفرین و دعاى پدر
      زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا
      حكايتى از مرحوم شيخ عباس قمى‏ (صاحب مفاتیح الجنان)
      تأثير دعاهاى صحيفه سجاديه‏
      مرا قدرت ازدواج نیست!
      اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      حکایتی از لقمه حرام‏
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت زن بدكاره‏
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      ديگر دعايشان مستجاب نخواهد شد!
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد

 
نظرات کاربر
م. نگارنده
سلام حکايات بسيار زيبايي است که بااجازه من در وبم از اونها استفاده مي کنم. مشکل سايت شما اين است که بخشي به نام تماس با ما نداريد. اگه اين بخش اضافه شود عالي مي شود؛ ضمن اينکه چرا چند روزي است که اشعار عرفاني استاد خالي است چون من براي وبم از آنها استفاده ميکنم. در پناه حق
پاسخ
0     0
1 0 ساعت 00:00 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز