فارسی
سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 - الثلاثاء 15 رمضان 1440
  921
  0
  0

مقامى از مقامات اوليا

 مولا محمد تقى بن مقصود على مجلسى از اعاظم علما و داراى كرامات و خوارق عادات بوده است و استجابت دعايش درباره فرزندش ملا محمد باقر مجلسى كه در تاريخ بشر موجودى كم نظير بوده مشهور آفاق است . مرحوم ميرزا محمد تنكابنى مى نويسد : شيخ اسداللّه كاظمينى در مقدمه « مقابيس » نوشته است :
آن بزرگوار را كرامات باهره است ، آن گاه شرح حالى از خود ايشان حكايت مى كند كه در شرح فقيه فرموده است و حاصلش اين كه : چون خداوند مهربان توفيق زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را به من عنايت فرمود ، از بركات آن حضرت مكاشفات بسيارى مرا روى داد كه عقول ضعيفه را تحمّل آن نيست و اگر بخواهم توضيح دهم بايد بگويم : بين خواب و بيدارى بود ، ناگاه ديدم كه در سامرّا هستم و بارگاه عسگريين در نهايت عظمت و زينت است و بر روى قبر عسگريين عليهماالسلام پارچه سبزى از پارچه هاى بهشتى انداخته شده بود كه در دنيا مثل آن را نديده بودم ، در آن حال مولايم حضرت صاحب الامر را ديدم كه روى بر جانب در نشسته و بر قبر تكيه زده است ، پس چون چشمم بر آن حضرت افتاد با صداى بلند ، مانند مدّاحان به خواندن زيارت جامعه شروع كردم ، چون تمام كردم آن حضرت فرمود : خوب زيارتى است ، عرض كردم مولاى من ! جانم به فدايت ، زيارت جدّ شماست و اشاره به سوى قبر كردم ، آن حضرت فرمود : بلى داخل شو ، چون داخل شدم نزديك در ايستادم ، حضرت فرمود :
پيش بيا ، عرضه داشتم : ترس آن دارم كه ترك ادب شود و به خاطر ترك ادب كافر شوم ! !
آن جناب فرمود : چون ما اذن دهيم ترك ادب نيست ، پس اندكى پيش رفتم در حالى كه از شدت ترس و هيبت بر خود مى لرزيدم . بازش آن جناب فرمود : پيش بيا و من پيش رفتم تا نزديك آن حضرت رسيدم . فرمود :
بنشين . عرض كردم : مى ترسم ، فرمود : مترس بنشين ، من هم چون غلامى كه در مقابل مولايش بنشيند نشستم ، آن بزرگوار فرمود : راحت باش و چهار زانو بنشين كه تو زحمت كشيده اى و پياده و پاى برهنه آمده اى و بالجمله از آن جناب نسبت به اين بنده الطاف عظيمه و مكالمات لطيفه واقع شد كه اكثر آنرا فراموش نمودم ، چون از آن حالت به خود آمدم همان روز اسباب زيارت و تشرّف به سامرّا فراهم شد با آن كه مدّتى بود كه راه مسدود بود ، پس من با پاى برهنه و پياده به زيارت آن جناب مشرف شدم و شبى در روضه مقدّسه مكرر زيارت جامعه را خواندم و در اثناى راه كرامت هاى عظيمه و معجزات غريبه ظاهر شد ! !
راستى ، مگر بدون اداى واجبات و به خصوص ترك محرّمات و منهاى تزكيه نفس و تجليه وجود ، مى توان به مقام قرب رسيد و شيرينى وصال را چشيد ؟


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  921
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      دغدغهٔ حذیفه و درخواست او از امام حسن(ع)
      امام مجتبى(ع) و اهتمام به امور مسلمين
      بیعت حضرت خدیجه (س)
      افطاری با برکت
      بهترين روز، ماه و عمل كدامند؟
      جوانی که در مسجد چرت می زد!
      ابوجهل، رسول اللّه را نديد بلكه محمد يتيم عبداللّه را ...
      زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
      نور هدايت الهى‏
      صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما نيست!

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      شب قدر شب گناه نيست!‏
      صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما نيست!
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      جوانی که در مسجد چرت می زد!
      شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!
      من دختر رئيس قبيله هستم
      افطاری با برکت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز