فارسی
سه شنبه 12 فروردين 1399 - الثلاثاء 6 شعبان 1441
  1449
  0
  0

امام محمّد تقى (ع)

در تاریخ ولادت حضرت امام محمّد تقی، ملقّب به یواد، اختلاف است.قول مشهور این است که آن حضرت در دهم ریب سال 195 قمری در مدینه چشم به یهان گشوده است.کنیه آن حضرت ابویعفر و پدر گرامیاش حضرت علی بن موسی الرّضا و مادر بزرگوارش سبیکه، معروف به خیزران است.دوران زندگی یوادالائمّه(علیه السلام)مصادف با دوران حکومت مامون و معتصم عبّاسی بود و معتصم در بغداد تصمیم به قتل آن حضرت گرفت و سرانیام به وسیله اُمّ الفضل ، همسر امام و دختر مامون، آن پیشوای معصوم را در 25 سالگی، مسموم کرد و به شهادت رساند.زندگانی امام محمّد تقی، یوادالاَئِمّه(علیه السلام)، ادامه راه خطّ و روش پدرش حضرت امام رضا(علیه السلام) بود.مامون کوشش میکرد که دل امام را به دست آورد و او را به دارالخلافه نزدیک کند.او توطئه خود را برای از میان بردن ینبش و حرکت تشیّع در چهارچوب خلافت عبّاسیان همچنان ادامه میداد و هدفش این بود که بین امام و پایگاه مردمی او فاصله اندازد و آن حضرت را از مردم دور سازد، ولی میخواست به طریقی این نقشه را ایرا کند که مردم تحریک نشوند.مامون، بر اساس همان نقشه قدیمی، در یامه دوستدار امام ظاهر شد و «امّ الفضل» دختر خود را به ازدوای او درآورد تا از تایید امام(علیه السلام)برخوردار باشد و اصرار کرد که با کمال عزّت در کاخ میلّل او زندگی کند.امّا امام پافشاری میورزید که به مدینه بازگردد تا نقشه مامون را در کسب تایید امام برای پایداری خلافتی که غصب کرده بود، نقش بر آب سازد و مشروعیّت حکومت او را در دل مردم خدشهدار نماید.امام یواد(علیه السلام) خطّ پدر بزرگوارش را ادامه داد و به آگاهی فکری و عقیدتی دست یازید، فقیهان را از بغداد و شهرهای دیگر، پیرامون خود، در مدینه فراهم آورد تا با او مناظره کنند و از او بپرسند و از راهنماییهای او بهره برگیرند.شیخ مفید - رضوان اللّه علیه - گوید: «مامون، امام یواد را دوست میداشت، زیرا با ویود کمیِ سنّ، شخصی فاضل بود و به دریه والا از علم و دانش رسیده بود و در ادب و حکمت و کمال عقل، مقامی داشت که هیچ یک از مشایخ زمان، با او برابری نمیتوانست کرد.»صغر سنّ امام(علیه السلام) از پدیده های اعیازآمیز اوست که در روحیه حاکمان آن زمان اثری فوق العاده گذاشته بود.وقتی پدر بزرگوارش درگذشت، از عمر امام یواد حدود هشت سال بیش نگذشته بود و در همان سنّ، عهده دار منصب امامت گردید.امام(علیه السلام) با پایگاههای مردمی طرفدار و مومن به رهبری و امامتش به طور مستقیم در مسائل دینی و قضایای ایتماعی و اخلاقی در تماس بود.وقتی مامون، امام(علیه السلام) را به بغداد یا مرکز خلافت آورد، امام(علیه السلام)اصرار ورزید تا به مدینه بازگردد، مامون با این درخواست موافقت کرد و آن حضرت بیشتر عمر شریف خود را در مدینه گذراند.معتصم از فعّالیّت و کوشش های او برآشفته بود، از این رو، آن حضرت را به بغداد فراخواند و هنگامی که امام(علیه السلام) وارد عراق گردید، معتصم و یعفر، پسر مامون، پیوسته، توطئه میچیدند و برای قتل آن بزرگوار حیله میاندیشیدند، تا این که آن حضرت در سال 220 هیری در آخر ماه ذیقعده، به شهادت رسید.از بیشتر روایات چنین برمیآید که وقتی امام رضا(علیه السلام) به درخواست مامون به خراسان رفت، فرزندش ابویعفر(امام یواد(علیه السلام)) را در مدینه به یای گذاشت و مامون پس از بازگشت به بغداد در سال 204 هیری امام یواد را به حضور خود فراخواند تا دخترش امّ الفضل را به ازدوای او درآورد، در آن هنگام، امام آن چنان که در روایت شیخ مفید و دیگران آمده است، در آغاز ده سالگی بود.نویسنده متتبّع و معروف، هاشم معروف الحسنی، در کتاب «زندگی دوازه امام» در این باره چنین اظهار نظر میکند:«البته من با ویود اینکه از روایات چیزی در دست ندارم که حکایت از همراه بردن خانواده و فرزند از سوی امام رضا(علیه السلام) به خراسان، داشته باشد بعید میدانم که ایشان را در حیاز یا گذاشته و به تنهایی عازم سفر گردیده باشد، بویژه که خود نسبت به این سفر بدبین بود و وداعش با قبر پیامبر در مدینه و با کعبه در مکّه، وداع کسی بود که امید زیارت میدّد، نداشت.فرزند ایشان حضرت یواد(علیه السلام)، با ویود خردسالی، بیم و نگرانی پدر را به هنگام طواف وداع کاملاً درک و احساس میکرد.همچنانکه من ازدوای ایشان را در این سنِّ اندک با دختر مامون، پس از گفتگویی که میان مامون و بنی عبّاس از یک سو و امام یواد و قاضیالقضات از سوی دیگر به همین مناسبت یریان یافت بعید میدانم.ترییح میدهم که ایشان در خراسان نیز همراه پدر بودند و یز مرگ امام رضا(علیه السلام)، چیزی ایشان را یدا نکرد.آن حضرت پس از وفات پدر با خانواده پدری به مدینه بازگشتند و بعد از بازگشت مامون به بغداد و محکم شدن یای پای او، ایشان را به بغداد فراخواند و به خود نزدیک ساخت و اظهار ارادت و دوستی نمود و دخترش را به ازدوای وی درآورد تا از تهمت ترور پدر ایشان، رهایی یابد که ناگزیر در چنین هنگامی، در سنّی باشند که بتوانند ازدوای کنند.»راویان روایت کرده اند که امام یواد(علیه السلام) پس از ازدوای با دختر مامون، به اتّفاق همسرش «امّ الفضل» با بدرقه مردم، راهی مدینه گردید و هنگامی که به دروازه کوفه رسید با استقبال پرشور مردم روبه رو گردید، و آن چنان که در روایت شیخ مفید آمده است به دارالمسیّب وارد شدند و در آنیا به مسید رفتند.در محوّطه این مسید، درخت سدری بود که هنوز به بار ننشسته بود، حضرت کوزه ای آب خواستند و پای این درخت به وضو پرداختند و سپس برخاسته، نماز مغرب را به یای آوردند و پس از پایان نماز، اندک زمانی به دعا پرداختند و سپس نمازهای مستحبّی خواندند و تعقیبات آن را به یای آوردند و در این هنگام وقتی به سوی درخت سدر بازگشتند، مردم دیدند که این درخت به بار نشسته، در شگفت ماندند و از میوه اش خوردند، میوه شیرین و بدون هسته ای بود، آن گاه امام را وداع گفته و در همان زمان، امام(علیه السلام)راهیِ مدینه شدند و تا هنگامی که معتصم در آغاز سال 225 ایشان را به بغداد فراخواند، در آنیا اقامت داشتند; از این پس در بغداد بودند تا این که در پایان ذیالقعده همان سال، وفات یافتند.راویان، سالی را که امام، همراه همسرش امّ الفضل از بغداد عازم مدینه شدند و نیز تاریخ سال ازدوایشان را معیّن نکرده اند.هرچند که روایت شیخ مفید گویای این است که آن حضرت بعد از پیروزیاش بر یحیی بن اکثم در آن مناظره معروف در سنّ نُه سالگی، موفّق به ازدوای با دختر مامون شد، ولی عبارت مسعودی در کتاب «اثبات الوصیّه» القاگر آن است که امام پس از آن که به سنّ مناسب ازدوای رسید، تن به این کار داد.در «اعیان الشّیعه» آمده است: آن گاه امام یواد(علیه السلام) از مامون ایازه رفتن به حیّ خواست و به اتّفاق همسرش از بغداد، قصد مدینه کرد.پس از عزیمتِ امام یواد(علیه السلام) به مدینه، مامون در طرطوس وفات یافت و با برادرش معتصم بیعت شد، سپس معتصم، امام یواد(علیه السلام) را فراخواند و ایشان را به بغداد آورد.بدین گونه میتوان گفت در مورد مدّت اقامت ایشان در مدینه و بغداد و تاریخ ازدوای و وفات ایشان در روایات، مطلب اطمینان بخش و قابل اعتمادی که به طور قطع بتوان برداشت شخصی از آن کرد، ویود ندارد.آنچه مسلّم است این که ایشان بیشترین دوره زندگی خود را در زمان مامون طی کرد و در این فاصله در تنگنا قرار نداشت و کنترلی بر او صورت نمیگرفت.امام، چه در بغداد و چه در مدینه، از این فرصت برای انیام رسالت خود بهره برداری کرد; شیعیان نیز در مورد امامت او اتّفاق نظر داشته و راویان، دهها روایت را در موضوع های مختلف از وی نقل کردهاند.حضرت یوادالاَئِمّه(علیه السلام) فرموده: هر بنده ای آن گاه حقیقت ایمان خود را کامل میکند که دین خود را بر شهوت های خویش ترییح دهد، و هلاک نمیشود مگر آن که هوای نفس و شهوتش را بر دینش ترییح دهد.در اینیا چهل حدیث برگزیده را از میان کلمات نورانی آن حضرت، که هر کدام درسی از اخلاق و ارائه راه فضیلت و تقواست، به شیفتگان مکتب پربارش تقدیم میدارم.
 
پایگاه استاد حسین انصاریان

  1449
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم
    آیه وفا
    خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
    اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
    پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
    معناى «لا اله الا اللّه»
    برتري امام حسين (ع) بر امامان ديگر (ع)
    سیمای امام حسین (ع) در کلام اهل بیت (ع)
    منزلت امام حسین(ع)         
    الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  

بیشترین بازدید این مجموعه

      مقام حضرت زينب (س)
      راه هاي تقويت حافظه تمركزحواس
      معناى «لا اله الا اللّه»
      آیه وفا
      فلسفه برادری در اسلام
      آیه وفا(میلاد حضرت عباس علیه السلام)
      راز سر به مهر سوره "یاسین"
      خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
      اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
      چهار نکته کلیدی از زندگی امام سجاد(علیه‌السلام)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز