فارسی
سه شنبه 25 تير 1398 - الثلاثاء 13 ذي القعدة 1440
  1285
  0
  0

معارفی پیرامون قرآن

سراسر عالم آفرینش و جهان هستى جلوه رحمت تکوینى حق تعالى است و کتاب هاى آسمانى و پیامبران و امامان نیز تفضّلات و رحمت تشریعى او محسوب مى شوند .
همه سو و همه جا و همه صادر شده هاى از رحمت حضرت او است و قرآن کامل ترین و مَظهر تام و مُظهر حقیقى رحمت تشریعى است: « فَانظُرْ اِلَى آثَارِ رَحْمَهِ اللهِ ؛ پس با تامل به آثار رحمت خدا بنگر» .
بر اساس این آیه شریفه باید به سوى آثار رحمت حق نظر کرد تا بصیرت یافت ، با این همه بهرهورى بیشتر از تفضلات الهى زمینه هایى دارد ، از جمله خود را در مسیر وزش نسیم رحمت الهى قرار دادن است به طورى که عقل و قلب و جان و روح از آن نسیم زنده شود و درخت وجود انسان ثمراتى چون ایمان و اخلاق و عمل صالح دهد .
حضرت امام باقر (علیه السلام) مى فرماید : « الا وَانَّ فى ایَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٌ اَلا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛ در روزگارتان نسیم هاى رحمت ویژه مىوزد ، مواظب باشید خود را در معرض وزش آن نسیم ها قرار دهید و استفاده کنید» .
بهرهورى از رحمت تام حق که قرآن است و خود باعث جلب رحمت واسعه الهى در دنیا و آخرت به سوى انسان مى باشد شرایطى دارد از جمله :  «وَاِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَاَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ؛ و هنگامى که قرآن خوانده شود ، به آن گوش فرا دهید و سکوت کنید تا مشمول رحمت شوید».
پس استماع کامل و سکوت تام ، زمینه اى است که انسان مورد رحمت حق قرار گیرد و در نقطه مقابل اگر انسان با بى اعتنایى به کتاب خدا بر خود ستم ورزد زمینه بدبختى و خسارت را براى خود فراهم آورده است ، چنانکه در آیه اى دیگر مى فرماید : «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُوْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ اِلاَّ خَسَاراً ؛ و ما از قرآن آنچه را براى مومنان مایه درمان ورحمت است ، نازل مى کنیم وستمکاران را جز خسارت نمى افزاید» .
و این که قرآنِ شفابخش براى بیمار دلان زیان آور است نظیر میوه هاى رسیده و پرآب و شیرین است که براى کسى که مبتلا به زخم معده و اثنى عشر است زیان آور است . یا قند شیرین که براى مبتلایان به بیمارى قند خسارت بار است .
این کتاب بزرگ الهى که از عالم غیب الهى و قرب ربوبى نازل شده و براى استفاده ما مهجوران وخلاص ما زندانیان سجن طبیعت و مغلولان زنجیرهاى پیچ در پیچ هواى نفس و آمال به صورت لفظ و کلام در آمده از بزرگ ترین مظاهر رحمت مطلقه الهیه است که ما کور و کرها از آن به هیچ وجه استفاده نکردیم و نمى کنیم.
 
عظمت قرآن
چنانکه دانستى فهم عظمت قرآن خارج از طوق و توان ادراک است ، لکن اشاره اى اجمالیّه به عظمت همین کتاب متنزل که در دسترس همه بشر است موجب فوائد کثیره است .
بدان اى عزیز ! که عظمت هر کلام و کتابى یا به عظمت متکلّم و کاتب آن است و یا به عظمت مطالب و مقاصد آن و یا به عظمت نتایج و ثمرات آن است و یا به عظمت رسول و واسطه آن است و یا به عظمت مرسل الیه و حاصلِ آن است و یا به عظمت حافظ و نگاهبان آن است و یا به عظمت شارح و مبین آن است و یا به عظمت وقت ارسال و کیفیت آن است و بعضى از این امور ذاتاً و جوهراً در عظمت دخیل است و بعضى عرضاً و بالواسطه و بعضى کاشف از عظمت است و جمیع این امور که ذکر شد در این صحیفه نورانیه به وجه اعلى و اوفى موجود ، بلکه از مختصات آن است که کتاب دیگرى را در آن یا اصلا شرکت نیست و یا به جمیع مراتب نیست.
 
نور مبین
در آیات متعددى قرآن به عنوان نور مطرح شده است از جمله : «وَاَنْزَلْنَا اِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً ؛ و نور روشنگرى  مانند قرآن  به سوى شما نازل کردیم» .
و نیز : «قَدْ جَاءَکُم مِنَ اللهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ ؛ بى تردید از سوى خدا براى شما نور و کتابى روشنگر آمده است» .
و نیز مى فرماید : ما قرآن را نور قرار دادیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن هدایت مى کنیم: « وَلکِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَهْدِى بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا؛ ولى آن  کتاب  را نورى قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت مى کنیم ; بى تردید تو  مردم را  به راهى راست هدایت مى نمایى» .
و در آیه اى از ما مى خواهد که به خدا و رسول و نورى که نازل فرموده ایمان آوریم : « فَآمِنُوا بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِى اَنزَلْنَا؛ پس به خدا و پیامبرش و نورى که نازل کردیم ، ایمان آورید».
در این چهار آیه به زبان هاى گوناگون نور بودن این نعمت گوشزد شده است .
نور ، خودش ذاتاً روشن است و هم سایه چیزها را روشن و نمایان مى کند و اگر نور نبود هیچ چیزى قابل مشاهده نبود حتى اگر در شب غیر مهتابى انسان چیزى را مى بیند و تشخیص مى دهد بر اثر نور اندک ستارگان است .
ظریفى مى گفت : قرآن کریم تنها بر رسول اکرم (صلى الله علیه وآله) نازل نشده است بلکه بر امت ایشان هم نازل شده است و این حقیقتى است که نحوه رابطه خدا و بنده و تفضل فراوان او را بیشتر نمایان مى کند ، او این ظرافت را از مضمون تعبیر حق در بخشى از آیات کریمه استفاده کرده بود ، مثلا آنجا که مى فرماید : «وَاَنزَلْنَا اِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ اِلَیْهِمْ ؛ و قرآن را  هم  به سوى تو نازل کردیم به خاطر اینکه براى مردم آنچه را که براى  هدایتشان  به سویشان نازل شده بیان کنى» .
کسیکه بتواند مخاطب قرآن قرار گیرد و از قرآن جدا نباشد مى یابد که نه تنها قرآن براى هدایت او نازل شده ، بلکه به سوى او نیز نازل شده است ، با این تفاوت که پیامبر عزیز اسلام (صلى الله علیه وآله) واسطه نزول قرآن به سوى امت و مردم نزول قرآن را از طریق ایشان دریافت مى کنند . خداى مهربان که صادق ترین صادقان است مى فرماید : « وَاَنْزَلْنَا اِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً؛ و نور روشنگرى  مانند قرآن  به سوى شما نازل کردیم» .
یعنى آنچه که به قلب امت اسلامى مى رسد همان مرحله پایانى و نازله قرآن و وحى الهى است که خدا با آن سخن مى گوید نه اینکه این نور تا قلب پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمده و از آن به بعد قطع شده باشد .
قلب پاک رسول اسلام (صلى الله علیه وآله) و زبان مقدسش افق طلوع وحى است نه چیزى را کتمان مى کند چون : «وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِین؛ و او نسبت به  ابلاغ و تعلیم  آنچه به او وحى مى شود ، بخیل نیست { تا وحى را کتمان کند} ».
و نه جز وحى چیزى مى گوید : « وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى؛ و از روى هوا و هوس سخن نمى گوید» .
و آنچه تلاوت مى کند همان است که نازل مى شود و نطق و سخنش الهى است: « اِنْ هُوَ اِلاَّ وَحْىٌ یُوحَى؛ گفتار او چیزى جز وحى که به او نازل مى شود ، نیست» .
هنگام شنیدن خطاب « یا اَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا»  مستحب است بگوییم : لبیک ، براى آنکه خطاب خداى مهربان خطابى فعلى است و هم اکنون خدا با ما سخن مى گوید و اگر هم اکنون تکلم حضرت او نباشد دیگر لبیک گفتن براى چیست ؟ چگونه مى شود که کسى با قصد جدى جواب متکلم را که درگذشته سخن گفته بگوید ، هنگامى انسان لبیک مى گوید که گوینده اى حاضر باشد و دستورى به او داده باشند و خطابى متوجه او نموده باشند .
گاهى امکان دارد خطاب منتفى شده گذشته را که حکمش هنوز باقى و نافذ است در ذهن ترسیم کنیم و هنگام تلفظ آن لبیک گوییم ، ولى چنین توجیه و تکلفى نیازمند به عنایت زاید و مجاز است و اگر بدون چنین عنایتى به طور جد جریان لبیک گویى مطرح باشد معلوم مى شود آن خطاب هم اکنون زنده است و جواب ویژه مى طلبد.

کتاب هدایت و رحمت
اوصاف قرآن کریم بسیار زیاد و الهام بخش است و اگر بنا شود همه را مطرح کنیم مثنوى هفتاد من کاغذ شود ، از این رو به آیاتى که قرآن را به عنوان رحمت مطرح فرموده اشاره مى شود و براى آگاهى از سایر صفات به کتاب ها و مصادر مربوطه مراجعه نمایید .
نه بار در آیات شریفه قرآنیه تذکر داده شده است که این کتاب آسمانى مایه هدایت و رحمت است ، در سوره مبارکه انعام از آیه 154 تا آیه 157 به بحث صراط مستقیم الهى و کتاب آسمانى مى پردازد ، از جمله مى فرماید : «سپس به موسى کتاب دادیم براى اینکه  نعمت خود را  بر آنان که نیکى کردند کامل کنیم ، و براى اینکه همه احکام و معارفى که مورد نیاز بنى اسرائیل بود ، تفصیل و توضیح دهیم و براى اینکه هدایت و رحمت  بر آنان  باشد تا به دیدار  پاداش و مقام قرب  پروردگارشان ایمان آورند * و این  قرآن  کتابى پرفایده است که ما آن را نازل کردیم پس آن را پیروى کنید و  از مخالفت با آن  بپرهیزید تا مشمول رحمت شوید *  آرى ، قرآن را نازل کردیم  تا  شما مشرکان  نگویید : کتاب آسمانى فقط بر دو گروه پیش از ما  یهود و نصارى  نازل شد و  چون به لغت ما نبود  از  یاد گرفتن  قرائت آنان و آموزششان بى خبر ماندیم * یا نگویید : اگر کتاب آسمانى بر ما نازل مى شد ، مسلماً از آن دو گروه راه یافته تر بودیم ، اینک برهانى آشکار و  هدایت و رحمتى از سوى پروردگارتان براى شما آمد ، پس ستمکارتر از کسى که آیات خدا را تکذیب کند و از آن ها روى بگرداند کیست ؟ به زودى کسانى  را  که از آیات ما روى مى گردانند ، به خاطرِ روى گرداندنشان به عذابى سخت مجازات خواهیم کرد».
نظیر همین تعبیر  هدى و رحمه در این آیات آمده است : اعراف ( 7 ) : 52 ; یونس ( 10 ) : 57 ; یوسف ( 12 ) : 111 ; نحل ( 16 ) : 64 و 89 ; نمل ( 27 ) : 77 ; لقمان ( 31 ) : 3 .
 
قرآن کریم سفره رحمت
یکى از سوره هاى قرآن که به عروس قرآن موسوم است سوره الرحمن است که فهرستى گسترده از نعمت ها و موهبت هاى خداى رحمان را پیش چشم انسان مى گشاید ، در این سوره شریفه از هر نعمتى از دنیا ، آخرت ، فرشته ، انسان ، جن ، سیر کمالى موجودات سعادت ، بهشت ابدى و نعمت هاى ظاهرى و باطنى او سخن رفته است .
در آغاز این فهرست صف الرحمن و رحمت و تفضل خدا مطرح است و اولین نعمتى که خود خدا از میان رحمت هاى بى انتهایش مطرح مى‌فرماید نعمت قرآن است .
« الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الاِْنسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ؛  خداى  رحمان * قرآن را تعلیم داد * انسان را آفرید * به او بیان آموخت» .
این آیات نورانى نشان مى دهد که قرآن کریم آخرین کتاب آسمانى ، اولین و مهم ترین و پربارترین نعمت اوست ، در سایه عمل به این برنامه است که قابلیت دریافت رحمت و تفضل الهى در مراحل بعدى به دست مى آید و استعدادها شکوفا و هر خسى کسى مى گردد و به مقام انسانیت که کمال نهایى است مى رسد ، خداى سبحان این مائده رحمت را به عنوان تبیان به مردم شناسانیده است .
« وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَىْء وَهُدىً وَرَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ ؛ و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزى و هدایت و رحمت و مژده‌اى براى تسلیم شدگان  به فرمان هاى خداست» .
هر چیزى که در تامین سعادت انسان ها سهم موثر دارد در این کتاب الهى بیان شده است و اگر انجام کارى سعادت بشر را فراهم کند در قرآن آمده است ، همچنین اگر ارتکاب عملى باعث شقاوت و بدبختى انسان ها مى شود مطرح شده و فرمان آمده که از آن بپرهیزند.
قرآن مجید براى جهان آفرینش آغازى قائل است به نام مبدا که فیض خلقت از آنجا شروع شده و انجامى به نام معاد که نظام هستى به آن سمت مى رود و مسیرى به نام صراط مستقیم و دین که با پیمودن این مسیر و راه صحیح باید به آن مقصد رسید همه معارف دین در همین سه بخش مبدا و معاد و صراط آمده است.
حضرت امیرالمومنین على بن ابى طالب (علیه السلام) براى اینکه ما را به اهمیت این سه حقیقت فراگیر آگاه کند در روایتى مى فرماید : « رَحِمَ اللهُ امرءً عَرَفَ مِنْ ایْنَ وَفِى ایْنَ وَ الى ایْنَ ؟ ؛ خدا رحمت کند کسى را که بشناسد از کجاست و در کجاست و به سوى کجا روان است».
یعنى خدا رحمت کند انسانى را که خداى خود را مى شناسد و آشناى به توحید و مبدء شناس است و بفهمد که اکنون در کجاست و در چه جهت و وضعیتى قرار دارد و باید در چه راهى گام بردارد و صراط شناس باشد و تشخیص دهد به کدام مقصد در حرکت است و معاد شناس باشد.
 
احسن الحدیث
پروردگار مهربان از قرآن مجید به عنوان احسن الحدیث یاد مى کند ، یعنى بهترین و نیکوترین و زیباترین سخن ، با اینکه حضرت حق کتاب هاى آسمانى متعدد و الهام ها و احادیث قدسیه دارد ولى درباره این احسان و تفضل خاص خود بر بشر مى فرماید : «اللهُ نَزَّلَ اَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَاباً مُتَشَابِهاً مَثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ؛ خدا نیکوترین سخن را نازل کرد ، کتابى که  آیاتش در نظم ، زیبایى ، فصاحت ، بلاغت و عمق محتوا  شبیه یکدیگر است ، مشتمل بر داستان هاى پندآموز  و امر ، نهى ، وعده ، وعید ، حلال و حرام  است ; از شنیدن آیاتش پوست کسانى که از پروردگارشان مى هراسند به هم جمع مى شود».
قرآن برترین کلامى است که خدا نازل فرموده است ، چه از نظر الفاظ و عبارات و چه از نظر فصاحت و بلاغت و چه از نظر معنى و مضمونى که غنى و انسان ساز است.
اگر سخنى بهتر و عمیق تر از این امکان داشت بى تردید خداى تعالى آن را براى پیامبر (صلى الله علیه وآله) که خاتم پیامبران اوست نازل مى کرد.
اگر کلام و پیامى بالاتر از قرآن قابل فرض بود ممکن نبود که خداى مهربان آن را به دست آخرین پیامبرش ابلاغ نفرماید ، زیرا نه خدا جاهل به حقایق یا ناتوان و عاجز است و نه بخیل، خدایى که بر هر کارى و بر هر چیزى قادر است: « وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَىْء قَدِیرٌ ؛ و او بر هر کارى تواناست».
از عطا کردن پیام بهتر و بالاتر به پیامبرش عاجز نیست و نیز خدا از هر عیب و نقصى از جمله بخل پاک و منزه است چنانکه مکرر در آیات قرآن به وسیله لغت تسبیح و مشتقاتش به پاکى او از هر عیب و نقصى اشاره شده است ، بنابراین قرآن کریم بهترین پیام و کامل ترین ره آوردِ جاودانى وبرترین نعمت الهى و سفره رحمت گسترده و واسعه حق است و کلامى برتر از آن ممکن نخواهد بود.
 
مراتب قرآن
قرآن کریم نظیر کتاب هاى معمولى نیست که سراسرش در اختیار خوانندگان باشد بلکه کتابى است الهى و داراى مرتبت ها و مرحله ها ، ظاهر و باطن دارد و باطنش نیز داراى بطونى است ، مرحله اعلاى آن ام الکتاب است چنانکه مى فرماید : «وَاِنَّهُ فِى اُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِىٌّ حَکِیمٌ ؛ و همانا که آن در امّ الکتاب  که لوح محفوظ است  نزد ما بلند مرتبه و حکیم است».
اصل و ریشه و مادر آنکه عالى ترین مرحله و وجود حقیقى است نزد خدا و لدى الله است، همان مرتبه عالیه اى که در دست فرشتگان مقرب و مورد اکرام الهى است: « بِاَیْدِى سَفَرَه * کِرَام بَرَرَه ؛ در دست سفیرانى * بزرگوار و نیکوکار» .
و مرتبه پایین و نازل آن به دست مردم و به زبان عربى آشکار است: « اِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ که ما آن را  به زبان  عربى  فصیح و گویا  قرار دادیم تا  در آن  تعقّل کنند».
و در این مرحله آن ، محتوا در قالب الفبایى در مى آید ، شنیده مى شود ، دیده و نوشته مى شود ، تفسیر و تاویل مى گردد ، تا زمینه فهم و تعقل و ترقى و تکامل انسان فراهم آید ، در همین آیه یادآور شده که قرآن را به صورت عربى فصیح درآورده ایم تا منشا تعقل و فهم و اندیشیدن شما باشد :  «لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ».

 
آشنایى با قرآن
براى آشنایى اجمالى با قرآن مى توان از روزنه نام ها و صفاتى که خداى متعال براى این گنجینه حیاتى در خود قرآن گشوده است نیم نگاهى انداخت .
این اوصاف به شصت عنوان بالغ مى شود و در یک نظر مى توان آنها را به ده دسته تقسیم کرد:
 
اوصاف دهگانه قرآن
1 ـ صفات کلى قرآن که به منزله عنوان مشیر یا معناى جنسى است مثل :« کتاب ، حدیث ، قول » که هیچگونه دلالتى بر اهداف نزول و ویژگیهاى قرآن ندارد.
2 ـ اوصافى که دلالت بر نحوه بیان قرآن دارد مثل : « عربى ، مبین ، متشابه ، مثانى ، تفصیل ، مفصل ».
3 ـ اوصاف مدح آمیزى که اجمالا دلالت بر اهمیت و وفور فایده و برکات آن دارد مثل : « عظیم ، ثقیل ، کریم ، مجید ، مبارک ، احسن الحدیث ، علىّ ، حکیم و عزیز».
4 ـ صفت هایى که موضع این کتاب را نسبت به سایر کتاب هاى آسمانى بیان مى فرماید مانند : « تصدیق ، مصدق و مهیمن ».
5 ـ عناوینى که بر نزول آن از طرف خداى تعالى دلالت دارد مانند : « کلام الله، آیات الله، تنزیل و منزل» عنوان‌هاى حق، حق الیقین و صدق را نیز مى توان جزء این دسته به حساب آورد و شاید ملحق به دسته ششم باشد.
6 ـ عنوان هایى که بر صحیح بودن محتوى و محکم و متقن بودن مضمون و روشنى مفاهیم آن دلالت دارد ، مفاهیمى که قواى فکرى و عقلانى انسان را تغذیه مى نماید و حق و باطل را از یکدیگر جدا مى سازد مانند : « علم، برهان، تبیان، بیان، بینات، فرقان، فصل، قیم و غیر ذى عوج ».
7 ـ اوصافى که دلالت بر نیروى انگیزنده قرآن دارد، نیرویى که انسان را براى حرکت تامّلى به فعالیت وامى‌دارد مانند: «بشرى، بشیر و نذیر ».
8 ـ اوصافى که دلالت دارد قرآن دل را بیدار نموده و از غفلت و بى خبری خارج و براى پذیرش حق آماده مى‌سازد مثل « ذکرى، ذى الذکر، تذکر و موعظه».
9 ـ عناوینى که دلالت دارد قرآن امراض روحى را شفا مى دهد و موانع را برطرف مى سازد مانند: «شفا» .
10 ـ اوصافى که دلالت بر روشن گرى قرآن نسبت به همه مراحل کمال یا ابعاد انسان دارد یعنى هم در مرحله شناخت فکر و عقل را هدایت مى کند و بینش صحیح و یقین به انسان مى بخشد و هم به دل روشنى و آگاهى داده و آن را براى گرایش و پذیرش حق آماده مى سازد و هم روح را در سیر صعودى قدم به قدم همراهى و راهنمایى مى کند تا درجات عالیه کمال را یکى پس از دیگرى طى کند و به هدف نهایى برسد: « یَهْدِى بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ ؛ خدا به وسیله آن  نور و کتاب  کسانى را که از خشنودى او پیروى کنند به راه هاى سلامت راهنمایى مى کند» .
 
قرآن معرِّف مقام مقدس احدیت
این کتاب شریف صورت احدیت جمع جمیع اسما و صفات و معرف مقام مقدس حق به تمام شوون و تجلیات است و به عبارت دیگر این صحیفه نورانیه صورت « اسم اعظم » است چنانکه انسان کامل نیز صورت اسم اعظم است بلکه حقیقت این دو در حضرت غیب یکى است و در عالم تفرقه از هم به حسب صورت متفرق گردند ولى باز به حسب معنا از هم متفرق نشوند و این یکى از معانى« لَنْ یَفْتَرِقَا حتّى یَرِدَا عَلىَّ الحَوض » مى باشد .
و چنانکه حق تعالى به یدى الجلال و الجمال تخمیر طینت آدم اول و انسان کامل فرموده ، به یدى الجلال و الجمال تنزیل کتاب کامل و قرآن جامع نموده و شاید به همین جهت آن را قرآن نیز گویند چه که مقام احدیت جمع وحدت و کثرت است .
و از این جهت این کتاب قابل نسخ و انقطاع نیست زیرا که اسم اعظم و مظاهر او ازلى و ابدى است و تمام شرایع به همین دعوت ، به همین شریعت و ولایت محمدیه است.
آنچه صریحاً یا ظاهراً در قرآن کریم آمده در چند دسته است :
الف : معارفى که به اسماء و صفات الهى مربوط مى شود از قبیل : حیات، علم، قدرت، سمع، بصر، توحید و سایر اوصاف کمالى که به ذات خدا بستگى دارد .
ب : معارفى که مرتبط است به افعال الهى مانند: خلق و امر و اراده و مشیت، هدایت، قضا و قدر ، جبر و تفویض ، رضا و سخط و . . .
ج : معارف مربوط به واسطه هاى فیضى مانند: لوح، قلم، بیت معمور و امثال آنکه واسطه فیضى بین خداى متعال و انسان ها هستند.
د : مباحث مربوط به شناخت انسان و تبیین حقیقت وى در جهان چه انسانِ پیش از دنیا و چه انسان پس از دنیا و چه انسان در دنیا.
و مباحثى که در زمینه پیدایش انسان، معرفت انسان، معرفت اصول اجتماعى انسان، انسان هاى کامل و نمونه و کمال انسان به عنوان نبوت رسالت وحى، الهام، شریعت و نیز آنچه بیانگر آینده انسان یعنى برزخ و معاد است.
و همچنین معارفى که درباره اخلاق ، تهذیب ، تربیت و مقام هاى اولیاى الهى است .
در مجموع هر آنچه به سعادت بشر مربوط است از عقیده و اخلاق و عمل همه در قرآن بیان شده است و از آنجا که عقیده و اصول دین زیربنا و پایه اخلاق و عمل است خداى سبحان نسبت به آن عنایت ویژه اى فرموده و مى توان گفت هیچ عقیده اى در جهان نیست که قرآن درباره آن سخن نگفته باشد . قرآن حق را تایید و باطل را نفى مى کند و این امر شامل همه عقاید گذشته و آینده مى شود ، باید همه مکتب هاى بشرى بر این میزان الهى عرضه شود و صحت و سقم آنها روشن گردد ، زیرا قرآن در این باره اظهار نظر کرده است .
 
زمینه‌هاى راه‌یابى به قرآن
راه یابى به باطن و اسرار این کتاب شرایطى دارد ، باید نردبان تقوا طى گردد تا انسان به معراج طهارت برسد زیرا ; « لاَ یَمَسُّهُ اِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ ؛ جز پاک شدگان از هر نوع آلودگى به حقایق و اسرار و لطایف آن دسترسى ندارند ».
« رَسُولٌ مِنَ اللهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُّطَهَّرَهً ؛  آن دلیل روشن  فرستاده اى  چون پیامبر اسلام  از سوى خداست که صحیفه هایى پاک را مى خواند ».
گرچه تحصیل طهارت کار ساده اى نیست ولى ممکن و راهش باز است ، براى تحصیل طهارت باطنى باید چند مرحله طى شود :
 
شرائط راه یابى به قرآن
1 ـ همه محرمات و گناهان برونى و درونى کاملا ترک شود ، یعنى درون آینه اى شود که بتوان با آن حقایق ملکوتیه را مشاهده کرد که اگر ذره اى از رذایل و خبائث معنوى چون حقد و حسد و حرص و بخل و کینه و ریا و غرور اعمال فاسد ظاهرى در انسان باشد مشاهده امور ملکوتیه ممکن نخواهد بود.
2 ـ انجام همه فرایض و واجبات قلبیه و قالبیه و بدنیه و مالیه و حقوقیه است.
3 ـ اتصال به ولایت اهل بیت (علیهم السلام) و عشقورزى به آنان و پیروى و اطاعت از دستورات حیات بخش آن بزرگواران.
4 ـ مداومت بر عمل صالح و اخلاق حسنه و حفظ و رعایت تقوا در همه امور و شوون زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى.
 

 
پایگاه استاد حسین انصاریان

منبع: کتاب جاوه‌های رحمت الهی
 

  1285
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      جایگاه تقیه
      فضیلت زیارت امام رضا(ع) در کلام پدر بزرگوارشان(ع)
      تواضع و خدمت امام رضا(ع)
      امام رضا(ع) در آثار استاد انصاریان
      صلوات در كلام امام رضا(ع)
      چهار مرغ نفسانیت  
      عظمت حق در كلام امام رضا(ع)
      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      فساد ربا
      دورنمائى از شرايط همسر

بیشترین بازدید این مجموعه

      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      روایتی از امام صادق(ع) درباره تهمت
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      راهکار امام صادق(ع) برای عاقبت بخیری
      فرهنگ دختر دارى‏( به مناسبت روز دختر)
      پنج کلید طلایی برای نجات از فقر
      اگر از فشار قبر می ترسید بخوانید!!
      قضا نشدن نماز ها با این راه حل
      گناهان کبیره از نگاه امام صادق(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز