فارسی
سه شنبه 25 تير 1398 - الثلاثاء 13 ذي القعدة 1440
  363
  0
  0

خوشحالى خداوند از توبه نمودن بنده

اما روایت دوم: امشب شب خوشحالى ما نیست، شب خوشحالى یک نفر است، امشب تنها یک نفر خوشحال است و نظیر این خوشحالى را که آن یک نفر دارد، در عالَم کسى ندارد. چه کسى امشب خوشحال است؟! شاید ذهنتان به مسائل متعدّدى متوجه شده باشد، اما از قول پیغمبر مى فرماید: مردى «نَزَلَ فى ارضٍ دَوِیَّهٍ مُهْلِکَه»23 ؛ در یک بیابان بى آب و علف، بى در و پیکر و بى جاده و بى نشانى گیر مى کند، وارد مى شود، «راحِلَتُهُ عَلَیها» ؛ خورجینش به پشتش بود: «طَعامُهُ وشَرابُه»، غذا و آب خوردنش هم در خورجینش بود: «فَوَضَعَ راسَهُ فَنامَ نَوْمَهً» ؛ سرش را روى زمین مى گذارد و در آن بیابان مى خوابد و خواب مى رود: «فَاسْتَیْقَظَ» ؛ بیدار مى شود، حالا سخت گرسنه است، آب هم مى خواهد: «قَدْ ذَهَبَتْ راحِلَتُه» ؛ مى بیند که خورجینش نیست: «فَطَلِبَها» ؛ پیغمبر مى گوید: این طرف و آن طرف بیابان مى رود، دست راست مى رود، خورجین را پیدا نمى کند: «حتّى اذَا اشْتَدَّ عَلَیهِ الحَرُّ والعَطَشُ» ؛ گرسنگى و تشنگى دارد او را مى کُشد: «قالَ» ؛ مرد برمى گردد و مى گوید: «ارجِع الى مَکانى الّذى کُنْتُ فِیه فَانامُ حَتّى امُوتَ» ؛ بروم همان جایى که پیاده شده بودم تا دراز بکشم و بمیرم، چون آب و نانم را که گم کرده ام : «فَوَضَعَ راسَهُ عَلى ساعِدِهِ لِیَمُوتَ» ؛ مى خوابد تا بمیرد ؛ «فَاسْتَیْقَظَ» یک مرتبه از خوابش مى پرد: «واذا راحِلَتُهُ عِنْدهُ وعَلَیها زادُهُ وشَرابُهُ» ؛ چشمش به خورجین یا آب و غذایش مى افتد، به نظر شما چه قدر خوشحال مى شود؟ هیچ کس نمى داند، آن گاه حضرت فرمو:د «فاللّه ُ اشدُّ فَرَحا بِتَوبَهِ العَبْدِ المُومِنِ مِنْ هذا بِراحِلَتِهِ»24 ؛ این بخش از حرف ایشان بسیار مهم است که وقتى امشب عبد توبه مى کند، خطاب مى کند به به! چه قدر خدا امشب خوشحال است، امشب فقط خدا خوشحال است، مولا جان همین که تو از ما خوشحال شوى، ما هم خوشحال مى شویم. زبان ما بند آمده است، نمى توانیم با تو حرف بزنیم، خودت به ما یاد بده که چگونه با تو حرف بزنیم؟ این بخش از حرف پیامبر بسیار مهم است که وقتى عبد توبه مى کند ـ مگر قبل از این توبه چه خبر بوده ـ خطاب مى رسد ـ مى خواهم بگویم که چه مى گوید، دلم مى لرزد، به کدام یک از ما مى گوید، به همه ما، هیچ کس حق ندارد ناامید باشد ـ خطاب مى رسد: «انا ربُّکَ وانتَ عَبْدى» حالا من مال تو هستم، تو هم مالِ من هستى .

 

--------------------------------------------------------------------------------
1 . بقره (2) : 175.
2 . آل عمران (3) : 146.
3 . آل عمران (3) : 146.
4 . الکافى: 5/4.
5 . بقره (2) : 175.
6 . بقره (2) : 175.
7 . اقبال الاعمال: 3/334.
8 . بقره (2) : 175.
9 . حدید (57) : 16.
10 . ذاریات (51) : 50 .
11 . یس (36) : 65 .
12 . بقره (2) : 281.
13 . میزان الحکمه: 3/2106.
14 . الکافى: 2/83 .
15 . بقره (2) : 156.
16 . کتاب الزهد: 47.
17 . بحار الانوار: 41/295.
18 . مثنوى معنوى ، مولوى
19 . الکافى: 2/83 .
20 . الکافى: 2/83 .
21 . الکافى: 2/83 .
22 . مضمون روایت در میزان الحکمه: 3/2019 حدیث 2769 آمده است.
23 . الطرائف: 324.
24 . الطرائف: 324.

  363
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      شناسنامه کتاب نفس
      حکایت یکى از مردان انقلاب
      مقدمه
      کلید رستگارى
      اقرار عیسى به عبودیت خدا
      الهامات الهى
      اقسام الهامات الهى
      تسلیم بودن شرط بنده‏گیست
      انسان مبارک
      حالات بیداران

بیشترین بازدید این مجموعه

      حبیب ابن مظاهر و مسلم بن عوسجه
      چگونه صاحب نفس رحمانى شویم
      تحمّل شیخ جعفر کاشف الغطاء در برابر همسرش
      خوشحالى خداوند از توبه نمودن بنده
      مهار نفس
      نسخه جالینوس حکیم
      مراحل سیر نفس (اسفار اربعه)
      نفس مرضیه در مرحله لقاء
      تسلیم بودن شرط بنده‏گیست
      حکایت یکى از مردان انقلاب

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز