فارسی
سه شنبه 25 تير 1398 - الثلاثاء 13 ذي القعدة 1440
  424
  0
  0

تا صبح به نماز ايستادند

شب عاشورا را در نظر بياوريد ، گرگان درنده صحراى ضلالت و سگان وادى ظلمت و وحشيان بيابان پستى و دنائت ، گروه گروه براى كشتن بهترين فرزند آدم وارد كربلا مى شوند ، در خيام عاشقان الهى و تربيت يافتگان مكتب ربوبى قحط آب است ، صدايى جز صداى اسلحه ها و عربده هاى دشمن و مناجات و گريه هاى دوستان حق و ناله زن و فرزند پيامبر شنيده نمى شود ، بر حسين عزيز اين عارف عاشق و محب صادق و سرحلقه شهيدان و يارانش مسلم است كه از طلوع آفتاب فردا تا بعد از ظهر قطعه قطعه خواهند شد و بدن عريان آنان در تَفْ آفتاب خواهد ماند و زن و بچه آنان كه عيال و ناموس خداى جهان آفرين اند به اسارات برده خواهند شد ، در وسط چنين درياى پر موج و بيابان پر حادثه اى ، در كمال انبساط و نشاط و عشق و محبت و رضايت و خشنودى از مولا و محبوب خود و ياران و زن و فرزندش تا صبح به نماز ايستادند و حتى نماز شب خود را پس از اين كه شب از نيمه گذشت به بهترين وجه ادا كردند و اين پاكان و هماهنگان با حق و عاشقان جان بركف ، در تشهّد تمام ركعات به عالى ترين وجه ممكن به اين معنى شهادت دادند كه معبودى به حقيقت جز وجود مقدس خداى عالم آفرين وجود ندارد و وحدانيت و بى شريكى مخصوص ذات اقدس اوست و به فرموده حضرت صادق عليه السلام : در اين ورطه هولناك با تمام وجود و از سر عشق و محبت و سوز و ساز ثناى خدا گفتند و معرفت والا و عمل خالص و اقرار به وحدانيت حق را نثار پيشگاه معشوق كرده و با نماز اول شب تا سحرشان رضايت و خشنودى خود را نسبت به آن همه ابتلا و مصيبت كه عامل رشد و كمال آنان و بيدارى جهانيان تا قيامت بود اعلام نمودند.


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  424
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      سهولت عفو امام رضا(ع)
      وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
      طلب مقام از حضرت رضا(ع)
      انفاق امام على(ع)
       امیرالمؤمنین در بازار بصره
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      اثر بی‌حجابی
      امام صادق(ع) و ابوشاكر ديصانى‏
      اطلاع آیت‌الله بروجردی از بدهکاری طلبه

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      اگر بتوانی نمیری، مگر آن‌که اذان بگویی!
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      من آرزو داشتم که این جعفر مثل امام جعفر صادق بشود!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز