فارسی
يكشنبه 27 مرداد 1398 - الاحد 16 ذي الحجة 1440

  470
  0
  0

شرايط ذكر خداوند چيست؟

اگرچه توجّه دقيق به معناي ذكر خود ميتواند شرائط و نتائج ذكر را براي ما بفهماند، با اينحال براي توضيح بيشتر مناسب است كه مطالبي را دربارة اين امور مطرح نمائيم:
1ـ بيك معني ذكر خداوندي بنا بمفاد اين جمله كه بعضي آن را روايت ميدانند.
«ذِكْرُ اٌللهِ حَسَنٌ عَلي كُلِّ حالٍ» [ذكر خداوندي در هر حال نيكو است].
اختصاص بحال معيّني ندارد، بنابراين، شرط مخصوصي براي ذكر الله مشخّص نشده است. ولي مسلّم است كه منظور از ذكر لقلقة محض زبان نيست (اداي كلمات و او راد بدون توجّه بمعناي آن اگرچه اجمالاً ثمري دارد.) پس شرط اوّل ذكر توجّه بمعناي آن است و چه بسا كه بدون توجّه بمعناي ذكر، طرز اداي كلمات و عشق بخود آنها و تقيّد حرفهاي به مخارج حروف و آهنگ صوت و غير ذلك خود موانعي از التفات روحي به حقيقت ذكري باشد كه گفته ميشود. و در ذكر قلبي كه عوارض لفظ و صوت وجود ندارد، روح بهتر ميتواند بطور مستقيم به معاني ذكر متوجّه باشد.
2ـ اداي ذكر بايد در حال اقبال و اشتياق روح باشد، نه مستند به عادت شبه جبري. روشن است كه هر كار و گفتاري كه مستند به عادت رسوخ يافته باشد، وقوع آن كار و گفتار حالتي شبيه به جبر دارد كه آزادي و اختيار و حتّي گاهي آگاهي روح در آنها دخالتي ندارد. در اينصورت ذكر يك پديدة بياثر بوده، بلكه ممكن است از آنجهت كه مانع انديشة منتج در مصالح مادّي و معنوي ميباشد، موجب دو خسران گردد: خسران محروميّت از حقيقت ذكر و نتيجة آن، و خسران از دست دادن انديشه منتج. البتّه اگر عادت ذكر بطوري رسوخ پيدا نكند كه آگاهي و اختيار روح را منتفي بسازد، در اين صورت اقبال و اشتياق روح به مفاد ذكر ممكن است تحقّق داشته باشد.
3ـ تطبيق اعمال و عموم رفتار با معناي ذكري كه ميگويد، گويندة ذكر شريف اللهاكبر نبايد روح خود را در اختيار خودخواهي و مال و منال و مقام و شهرت و ديگر بتهاي طالب پرستش بگذارد، زيرا ذاكر با ذكر مزبور خدا را از هرگونه توصيف و از هر چيز بزرگتر و بالاتر تلقّي ميكند، با اينحال اگر چيزي از امور مزبور را مورد عشق و پرستش قرار بدهد، روح خود را با عمل تناقض‎انگيز خود زجر ميدهد، تا آنگاه معنا و خاصّيّت ذكر اللهاكبر در درونش محو نابود گردد و چيزي جز لقلقه و تكان دادن زبان نباشد، در چنين صورتي تناقضي در كار نيست.
4ـ ذكر خداوندي بايد مانند عامل به فعليّت رسانندة روح ملكوتي آدمي تلقّي شود، نه عامل آرايش محض روان كه موجب تسليت در برابر جهالتها و نابكاريها بوده باشد. آري ذكر حقيقي عامل به فعليّت رسانندة روح ملكوتي است نه منتفي كنندة ملالت يكنواختي زندگي و ناديده گرفتن اضطرابات و اضطرارهائي كه در هنگام تزلزل ديوار زندگي و محروميّت از خواستهها پيش ميآيد.


منبع : پاسخگو
  470
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      تفاوت ها و شباهت های مذهب سنی و شیعه را بیان نمایید؟
      آیا سنّی ها روایت «من کنتُ مولاه فهذا علیٌ مولاه» را ...
      آیا حضرت علی(ع) به واقعه غدیر مبنی بر این‌که امامت از ...
      معنای غدیر چیست؟ و چرا عید غدیر خم به این نام خوانده ...
      چرا به امام علی(ع)، «امیر المؤمنین» می‌گویند؟
      آیا دعای صنمی قریش معتبر است؟
      دعا و نیایش در روز عرفه چه فضیلتی دارد؟
      اعتراف اسقف اعظم مسیحیان به مقام علمی امام باقر(ع) ...
      مختصری از زندگی نامه امام باقر(ع) را بیان کنید؟
      توصیه شما (استاد انصاریان) به جوانان درآستانه ازدواج ...

بیشترین بازدید این مجموعه

      فلسفه نماز چیست و ما چرا نماز می خوانیم؟ (پاسخ استاد ...
      براي رسيدن به مقام طي الارض راه حل چيست؟
      آيا فكر گناه كردن هم گناه محسوب مي گردد، عواقب آن چیست؟
      چگونه بفهميم كه خداوند ما را دوست دارد و از كارهاي ما ...
      سرانجام كسي كه نماز نخواند چه مي شود و مجازات او چيست؟
      رضايت و خشنودي خدا در چیست و چگونه خداوند از انسان راضي ...
      معنای غدیر چیست؟ و چرا عید غدیر خم به این نام خوانده ...
      محیط برزخ چگونه است؟ چرا قبل از بهشت و جهنم بزرخ می ...
      چرا سگ نجس است و نمی‌توان آن را درخانه نگه داشت؟
      آیا سحر و جادو واقعیت دارد؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز