فارسی
جمعه 02 فروردين 1398 - الجمعة 15 رجب 1440
  579
  0
  0

حادثه‏اى شگفت در كيفر گناه

از حضرت امام باقر عليه السلام روايت شده : داود عليه السلام از پروردگارش خواست حكمى از احكام آخرتى را كه بر پايه حقايق اتفاق افتاده و بر اساس علم قاضى به باطن حادثه صادر مى شود ، در دنيا به او نشان دهد . خداى عزّوجلّ به داود عليه السلام وحى كرد : اى داود ! آنچه را از من خواستى احدى از خلق خود را بر آن آگاه نكرده ام ، و بر احدى جز من شايسته نيست كه نسبت به پرونده اى بر اساس محاكمات قيامت حكم براند ، وحى حضرت حق مانع از درخواست دوباره داود نشد و آن جناب بار ديگر درخواستش را تكرار كرد . جبرئيل به محضر داود عليه السلام آمد و گفت : اى داود ! چيزى را از پروردگارت خواستى كه پيش از تو كسى آن را از حضرتش درخواست نكرده است ، خدا آنچه را خواسته اى بر احدى از خلقش آشكار ننموده است و كسى جز او شايسته چنين حكمى نيست و در عين حال خدا خواسته ات را اجابت كرد و آنچه از او طلبيدى به تو عطا نمود ، اى داود ! فردا دو مخاصمه كننده اى كه بر تو درآيند حكمشان نسبت به آنچه در آن طلب حكم مى كنند از احكام آخرتى است .
هنگامى كه صبح شد و داود عليه السلام به مجلس داورى درآمد ، پيرمردى كه گريبان جوانى را گرفته بود و خوشه هايى از انگور در دست جوان بود نزد داود آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! اين جوان وارد باغ من شده و درختان انگورم را طلمه زده و بدون اجازه من از انگور باغم خورده است ، و اين خوشه ها را نيز بى اجازه من چيده است ! داود به جوان گفت : در اين قضيه چه مى گويى ؟ جوان به انجام همه آن مطالب اقرار كرد ، خدا به داود عليه السلام وحى فرستاد : من پرده از حكم آخرتى اين حادثه برمى دارم ، پس تو بر اساس آن ميان پير مرد و جوان داورى مى كنى ولى قلبت آنداورى را تحمل نخواهد كرد و قومت به آن راضى نخواهند شد !
اى داود اين پير مرد روزى به پدر اين جوان در بستانش يورش برد و او را كشت و بستانش را غصب كرد و چهل هزار دينار مال صاحب بستان را برداشت و در گوشه اى از بستان دفن كرد ، پس شمشيرى به دست جوان بسپار و به او فرمان ده كه گردن پير مرد را بزند و سپس جوان بستان را كه ارث واقعى جوان است به جوان برگردان و دستور ده فلان موضع بستان را بشكافند و مال پدرى اش را بردارد ، داود از اين داستان فرياد كشيد و دانشمندان از يارانش را جمع كرد و آن خبر را در اختيارشان قرار داد و داورى بر اساس وحى خدا به انجام رسانيد6 .نتيجه اى كه از معرفت و شناخت معشوق حقيقى و محبوب واقعى و شناخت شؤون او كه همان وحى و نبوت و ولايت است به دست خواهد آمد اين است كه مهر و محبت و عشق و علاقه را فقط بايد در دامان پاك و پر مهر اين معشوقان مثبت و محبوبان حقيقى مصروف داشت كه در بخش بعد به اين حقيقت پرداخته مى شود و گوشه اى از آثار مهر و محبت به خدا و اهل بيت قدس سرهما ترسيم مى شود و صفحات اين نوشتار از آن نور مى گيرد .


منبع : برگرفته از کتاب با کاروان نور استاد حسین انصاریان
  579
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      هدیه روز پدر
      تعریف امیرالمؤمنین(ع)
      قطرهٔ اشک
      خانه تکانی و دل تکانی
      سال جدید
      آقای مردم جهان
      مقام ولی الله
      سرمایه‌دارترین مخلوق خدا
      زیارت جامعهٔ کبیره
      دروازه تمامی ارزش‌ها

بیشترین بازدید این مجموعه

      داستانى عجيب از برزخ مردگان
      تقوا در روايات‏
      ماوراى هفت آسمان‏
      انواع صدقه‏
      نتيجه شوم مستى‏
      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      حسادت
      دعا برای دختر دار شدن
      قرآن چون عصای موسی
      هدیه روز پدر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز