فارسی
سه شنبه 06 فروردين 1398 - الثلاثاء 19 رجب 1440
  420
  0
  0

نامم را معطر كردى ، معطرت كردم

 نقل است كه بشر حافى در ابتدا كه مست باده دنيا بود ، روزى در بين راه مى رفت ، كاغذى يافت ، روى آن نوشته بود بسم اللّه الرحمن الرحيم ، عطرى خريد و آن كاغذ را معطر كرد و آن را در جاى محترمى نهاد ، بزرگى آن شب به عالم خواب ديد كه گفتند بشر را بگو :
طَيَّبْتَ إسْمَنا طَيَّبْناكَ وَبَجَّلْتَ إسْمَنا فَبَجَّلْناكَ وَطَهَّرْتَ إسْمَنا فَطَهَّرْناكَ فَبِعِزَّتى لَأُطَيِّبَنَّ إسْمَكَ فى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ .
نامم را معطر كردى ، معطرت كرديم ، بزرگ دانستى ، بزرگت شمرديم ، پاكيزه كردى ، پاكيزه ات كرديم ، به عزتم قسم نامت را در دنيا و آخرت پاكيزه گردانم . آن بزرگ پيش خود گفت : بشر ، مردى فاسق است مگر به غلط ديده ام ، وضو گرفت و نماز بگزارد و به خواب رفت ، باز همان خواب را ديد ، تا بار سوم كه مسئله را مطمئن شد ، صبح به در خانه بشر رفت و او را طلبيد . گفتند به مجلس لهو و لعب رفته ، به در آن مجلس رفت و بشر را خواست . گفتند : مشغول است گفت او را بگوييد پيغامى دارم . به بشر خبر دادند . گفت : بپرسيد از كه پيغام دارى ؟ جواب داد : از خداوند !
بشر گريان شد گمان كرد پيام عذاب و عقاب است ؛ پس برخاست و روى به ياران كرد و با همه خداحافظى نمود و گفت : هرگز مرا در مجلس معصيت نخواهيد ديد ، پس به نزد آن شخص آمد و پيغام را شنيد و مستعد توبه و انابه گشت و به دست حضرت موسى بن جعفر عليه السلام راه خدا يافت.


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  420
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حکایت مرحوم ميلاني و روضه حضرت زينب(س)
      نفرین و دعاى پدر
      تواضع امیرالمومنین (ع)
      اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
      از كجا دانستند؟
      چگونه صبح كردى؟
      اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      هدیه‌ای که حضرت زهرا(س) در شب عروسی‌اش بخشید

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      عفو و گذشت پيامبر از دختر حاتم‏
      از دين جديد به نان و نوایی رسید!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز