فارسی
پنجشنبه 29 فروردين 1398 - الخميس 12 شعبان 1440
  1309
  0
  0

تفسير قرآن ـ جلسه صد و ششم

بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي جميع الانبياء و المرسلين و الائمة المعصومين عليهم السلام.
طرح نعمت ها در آيه مورد بحث و آيه قبلش که نعمت وجود انسان را مطرح مي کند به عنوان مخلوق وجود مقدس خالق و پرورش يافته حضرت حق و در آيه اي که در آن هستيم و زمين و آسمان و باران و محصولات بعد از باران را مطرح مي کند فقط بخاطر اين است که بت هاي جاندار و بي جان را از عقايد مردم و از نگاه هاي مردم پاک بکند و دفع بکند و اين پرده خطرناک و اشتباه در مصداق گرفتن معبود را کنار بزند، تا جاده براي عبادت حق صاف بشود.
 در حقيقت دو آيه شريفه به عموم مردم تلنگر مي زند که عقل ها را فعال کند و قلب ها را بيدار کند به اينکه غير خدا هيچ کاربردي در زندگي شما ندارد.
 اين پروردگار است که هم شما را آفريد هم زمين را براي شما آماده کرد هم آسمان را بالاي سرتان قرار داد هم باران نازل کرد و هم (أَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ)  ديگر چه دليلي مي ماند براي شما که خود را هزينه غير خدا بکنيد و فرمانبر فرهنگ بت پرستي و طاغوت پرستي باشيد. شما در اشتباه کامل و در خطاي کامل هستيد و وقتي هم که فکر صحيح و انديشه روشن کنيد (وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ) مي دانيد که در کنار پرورگار عالم خالقي ربي و با استفاده (اعبدوا ربکم) ، معبودي وجود ندارد.
بيان نعمتها در همه آيات، براي اين است که شما نعمتهاي عظيمي را که در سوره ياسين اسم برده شده است (افلا يشکرون) . يعني اين مردم با توجه به اين حقايق وقتي بفهمند، در مقام شکر برنمي آيند، که شکر در قرآن مجيد عبارت از عبادت کامل است (اعملوا آل داود)  عمل بکنيد، (شکرا)، بخاطر تحقق شکر، يعني وقتي شما عبادت مي کنيد شکرتحقق پيدا مي کند.
 اينجا شکراً، مفعول لاجل است که در آيه شريفه آمده است.
 اولا، ما دسترسي به کيهان و عالم بالا و هفت آسمان و فضاهاي بين اين هفت آسمان، سيارات، کهکشانها، سحابي ها نمي توانيم پيدا کنيم، لذا پروردگار عالم هم همه آياتي که درباره آسمان دارد با لغت مفرد يا جمع آورده است. توجه کلي به مسئله داده که بعد مردم را با دعوتي که در قرآن کرده است. 
 (اولم ينظروا في ملکوت السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ) عقل مردم را هم حرکت بدهد خودشان بروند آزمايش کنند با دوربين هاي نجومي ببينند، فکر بکنند، بالاخره يک گوشه از عالم بالا را بفهمند براي اينکه معبوديت ديگران را نفي بکنند و به عبادت خالص برگردند ولي ما به اندازه ممکن حرفهايي را مي توانيم درباره عالم بزنيم و آن هم يک گوشه اش که يک گوشه هاي کوچکش منظومه شمسي است که خورشيد است و هشت ستاره.
درباره خورشيد مطالبي را شنيديد، خورشيد در حقيقت چراغي است براي منظومه شمسي است و نوري براي موجودات منظومه شمسي است که حرارتي به او داده شده، که اين حرارت هزينه شده ميلياردها سال است و خدا تنها هم مي داند که از اين حرارت چه استفاده هايي مي توان کرد و اين فاصله که بين زمين و خورشيد است يک فاصله عادلانه حکيمانه است. اين حرارتي که در خورشيد است که بايد از راه بسيار دور 150 ميليون کيلومتري بيايد و از چند صد کيلومتر جو هوا هم رد بشود تا به کره زمين برسد يک حرارت مطلوبي بشود.
براي اينکه حرارت خورشيد را متوجه بشويد. کارخانه ساخت فولاد که در آنجا فلز را ذوب مي کنند وقتي مي خواهند شمش فولاد درست بکنند، فلز مذاب در کوره کارخانه فولاد سازي از شدت حرارت سپيد است و در آخر 1450 درجه حرارت به او دميده مي شود تا مذاب بشود، حالا فکر مي کنيد در همه جاي کره زمين آب در 100 درجه به جوش مي آيد، و بخار مي شود.
اين حرارت 1450 خيلي حرارت بالايي است نزديک آن نميشود رفت. آنجا با ابزار کار مي کنند اين درجه حرارت بالا در ذهنتان باشد.
 سطح خورشيد داراي 6000 هزار درجه حرارت است، شعله هايي که مي کشد گاهي 16000 هزار کيلومتر است در مرکز خورشيد حرارت 17 ميليون درجه است، اين يک خورشيد است، حالا ميليونها خورشيد کشف شده است، فکر کنيد اين جمله کميل واقعا چه مي گويد که : (و هذا ما لاتقوم له السماوات و الارض)، البته در جمله کميل غضب خدا است، غضب اينجا به هم خوردگي حالت رواني نيست، بلکه غضب در باره خدا مثل غضب انسان نيست، غضب خدا به معني آتش دوزخ است.
همين 17 ميليون درجه حرارت پيش دوزخ هواي بهاري و هواي خنک است. اگر گاهي به ذهن مردم مي آمد که مثلا فرعون چنگيز، صدام، آتيلا، نرون، موسيوليني، هيتلر، هزاران نفر و بعضي ها ميليونها نفر را کشتند، عذابشان واقعا متناسب با عملشان است.
 قرآن مي فرمايد : (حسبهم جهنم ) ، اين را بدانيد که جهنم به عنوان جريمه کردارشان بس است، يعني او به اندازه کردارش جريمه مي شود.
حيات همه موجودات کره زمين مديون خورشيد است، خورشيد بايد گفت سرچشمه تقريبا همه انرژي ها است بدون نور او ابري تشکيل نمي شود، بدون نور او برف و باراني معنا ندارد، بدون حرارت او گياهي رشد نمي کند. بدون نور او غذايي به وجود نمي آيد چون زندگي همه گياهان بسته به گياه است. بي نور او جانداري در اين عالم نخواهد بود. اين نعمت خداوند است چرا ديگران را عبادت مي کنيد، چرا بندگي بيگانه را مي کنيد اينها مگر چه تاثير حقيقي در زندگي شما دارند، غير از اين است که اينها شما را از هر حقيقتي هم باز مي دارند و در نهايت به عذاب دوزخ دچار مي کنند.
 


منبع : روابط عمومی و امور بین الملل مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
  1309
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      جلسه یکصد و شصت و پنجم (درس 21 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و چهارم (درس 20 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و سوم (درس 19 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و دوم (درس 18 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و یکم (درس 17 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصتم (درس 16 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و نهم (درس 15 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و هشتم (درس 14 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و هفتم (درس 13 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و ششم (درس 12 سال 93)

بیشترین بازدید این مجموعه

      تفسیر قرآن ـ جلسه اول
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و چهل ششم (درس 1 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و چهل هفتم (درس 2 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و دوم (درس 8 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و هشتم (درس 14 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصتم (درس 16 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و دوم (درس 18 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و سوم (درس 19 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و چهارم (درس 20 سال 94)
      جلسه یکصد و شصت و پنجم (درس 21 سال 94)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز