فارسی
جمعه 30 فروردين 1398 - الجمعة 13 شعبان 1440
  625
  0
  0

محبت سرشار يعقوب به يوسف

  ويژگى ها و شاخص هاى بسيار با ارزشى در وجود يوسف باعث محبت و مهر خاصى از جانب يعقوب به او بود كه به سبب اين ارزشها يعقوب عشق و علاقه و محبت بيشترى نسبت به يوسف در مقابل ساير برادران داشت.
مسلم است كه اين برترى دادنِ يوسف، جهتى الهى و معنوى داشته نه اين كه مانند بعضى از پدران به خاطر امور دنيايى و ظاهرى، فرزندى را بر فرزند ديگر ترجيح دهند و هيچ قصد معنوى و الهى را در نيّت نداشته باشند ، از جمله: يوسف علاوه بر رويى زيبا و اندامى زيبا، روانى زيبا داشت و از زيبايى ظاهر و باطن برخوردار بود ، پاكيزه روى و پاكيزه خوى و پاكيزه سرشت بود ، داراى هوشى سرشار، ادب و خردمندى بى شمار و خوب خوبان روزگار بود.
روز به روز مهر پدر بر اين فرزند افزوده مى گشت تا اين كه يوسف خوابى ديد كه از آينده درخشنده اش خبر مى داد و مهر پدر را به وى دو چندان كرد.
يوسف خواب خود را براى پدر چنين وصف كرد:
إِذْ قَالَ يُوسُفُ لاِءَبِيهِ يَا أبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَاجِدِينَ  .
[ ياد كن ] آن گاه كه يوسف به پدرش گفت : پدرم ! من در خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه برايم سجده كردند !
پدر به حقيقت خواب فرزند پى برد و دانست كه خبرى از مقام بلند او در آينده است و در تعبير خواب به فرزندش چنين گفت: يَابُنَىَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلاْءِنسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ.
اى پسرك من ! خواب خود را براى برادرانت مگو كه نقشه اى خطرناك بر ضد تو به كار مى بندند ، بدون شك شيطان براى انسان دشمنى آشكار است . وَكَذلِكَ يَجْتَبيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.
و اين چنين پروردگارت تو را برمى گزيند و از تفسير خواب ها به تو مى آموزد ، و نعمتش را بر تو و بر آل يعقوب تمام مى كند ، چنانكه پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد ؛ يقيناً پروردگارت دانا و حكيم است . اين ويژگى ها و خصائص باعث شد كه پدر، بسيار بر يوسف عشق بورزد به اندازه اى كه در غم فراق يوسف آنقدر اشك ريخت كه چشمانش از غم سپيد شد و نابينا گرديد غم مى خورد و مصيبت مى كشيد و غم خود را در دل نهان مى داشت و آشكار نمى نمود  .
اشك بر فراق يوسف، اشك بر بى محبتى ها و كورى چشم يعقوب، كورى و مسدود بودن طريق بى مهرى هاست.
پيراهن يوسف كه نمادى از مهر و مهرورزى است دواى درد قلب سوخته و آتش گرفته يعقوب و مرهم چشم نابيناى او است كه: «از محبت خارها گل مى شود».


منبع : برگرفته از کتاب با کاروان نور استاد حسین انصاریان
  625
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      امام عصر(عج)
      بعثت پیامبر
      شش هشداردهنده‌
      آئینه تمام نمای پیامبر
      بهار حقیقی
      سخاوتمندی و بزرگی روح
      مهر و محبت
      دید و بازدید ارحام
      عشق به امام حسین علیه السلام
      ابی‌عبدالله(ع) خلاصۀ خلقت

بیشترین بازدید این مجموعه

      داستانى عجيب از برزخ مردگان
      تقوا در روايات‏
      ماوراى هفت آسمان‏
      انواع صدقه‏
      نتيجه شوم مستى‏
      كيد عظيم‏
      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      حسادت
      دعا برای دختر دار شدن
      هدیه روز پدر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز