فارسی
جمعه 02 فروردين 1398 - الجمعة 15 رجب 1440
  409
  0
  0

حضرت موسى عليه‏السلام و نماز

در كتاب الهى ، سوره طه مى خوانيم :
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِىَ يَامُوسَى * إِنِّى أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً * وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى * إِنَّنِى أَنَا اللّهُ لاَ إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِى وَأَقِمِ الصَّلاَةَ لِذِكْرِى .
پس چون به آن آتش رسيد ، ندا داده شد : اى موسى ! * به يقين اين منم پروردگار تو ، پس كفش خود را از پايت بيفكن ؛ زيرا تو در وادى مقدس طوى هستى . * و من تو را [ به پيامبرى ] برگزيدم ، پس به آنچه وحى مى شود ، گوش فرا دار . * همانا ! من خدايم كه جز من معبودى نيست ، پس مرا بپرست و نماز را براى ياد من برپا دار . امام باقر عليه السلام مى فرمايد :
خداوند به موسى فرمود : مى دانى چرا از ميان بندگانم تو را براى شنيدن كلامم به نحو مستقيم انتخاب كردم ؟ عرضه داشت : نه . خطاب رسيد : به خاطر اين كه در عبادت و بندگى همانندت را نيافتم كه نسبت به من در نفس خود به اين اندازه با تواضع باشد . اى موسى ! تو بنده اى هستى كه در پيشگاه من به وقت نماز صورت بر خاك مى گذاشتى .
به قول فروغى :
گر زغلاميش نشانت دهند
 بنده او شو كه به يك التفات
سر به خط ساقى گلچهره نه
 باده مستانه بنوش آشكار
تا نرسد جان تو بر لب كجا
نوشى از آن كنج دهانت دهند
    *
 سلطنت كون و مكانت دهند
خواجگى هر دو جهانت دهند
تا زقضا خط امانت دهند
 تا خبر از راه نهانت دهند
 نوشى از آن كنج دهانت دهند


 

 


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  409
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حکایت مرحوم ميلاني و روضه حضرت زينب(س)
      نفرین و دعاى پدر
      تواضع امیرالمومنین (ع)
      اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
      از كجا دانستند؟
      چگونه صبح كردى؟
      اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      هدیه‌ای که حضرت زهرا(س) در شب عروسی‌اش بخشید

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      آنچه گفتند به درد شما نمى‏‌خورد، عمل خالص كن!
      عفو و گذشت پيامبر از دختر حاتم‏
      از دين جديد به نان و نوایی رسید!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز