فارسی
جمعه 28 تير 1398 - الجمعة 16 ذي القعدة 1440

  435
  0
  0

حضرت شعيب عليه‏السلام و نماز

در سوره مباركه هود چنين مى خوانيم : وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ مَا لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّى أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ * وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلاَ تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ * بَقِيَّةُ اللّهَ خَيْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُم مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ * قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَو أَن نَفْعَلَ فِى أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لأنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ :
و به سوى [ مردم ] مَدين ، برادرشان شعيب را [ فرستاديم . ] گفت : اى قوم من ! خدا را بپرستيد ، شما را جز او هيچ معبودى نيست و از پيمانه و ترازو مكاهيد ، همانا من شما را در توانگرى و نعمت[ى كه بى نياز كننده از كم فروشى است ] مى بينم و بر شما از عذاب روزى فراگير بيمناكم . * و اى قوم من ، پيمانه و ترازو را عادلانه [ و منصفانه ]كامل و تمام بدهيد ، و اجناس مردم را [ هنگام خريدن ] كم شمارتر و كم ارزش تر [ از آنچه كه هست ] به حساب نياوريد و در زمين تبهكارانه فتنه و آشوب برپا نكنيد . * آنچه خدا [ در كسب و كارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم ]باقى مى گذارد ، براى شما بهتر است اگر مؤمن باشيد ، و من بر شما نگهبان نيستم .
گفتند : اى شعيب ! آيا نمازت به تو فرمان مى دهد كه آنچه را پدرانمان مى پرستيدند رها كنيم ؟ يا از اين كه در اموالمان به هر كيفيتى كه مى خواهيم تصرف كنيم دست برداريم ؟ به راستى كه تو [ انسانى ] بردبار و راه يافته اى [ پس چرا مى خواهى در برابر آزادى ما نسبت به بت پرستى و هزينه كردن اموالمان به هر كيفيتى كه بخواهيم بايستى؟ ! ] ! آرى ، نماز شعيب ، نماز بازدارنده از فحشا و منكرات بود و نمازگزارى چون شعيب نمى توانست در برابر كفر و شؤون آن بى تفاوت باشد ؛ به همين خاطر نمازگزار واقعى برى از انواع منكرات و جهادگرى استوار در برابر آلودگى هاست و بر مبناى همين حساب ، مردم مدين امر به معروف و نهى از منكر شعيب را به نماز او نسبت مى دادند.


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  435
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حکایتی از لقمه حرام‏
      خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
      سهولت عفو امام رضا(ع)
      وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
      طلب مقام از حضرت رضا(ع)
      انفاق امام على(ع)
       امیرالمؤمنین در بازار بصره
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      اثر بی‌حجابی

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      اگر بتوانی نمیری، مگر آن‌که اذان بگویی!
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      من آرزو داشتم که این جعفر مثل امام جعفر صادق بشود!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز